صفحه نخست
تماس با نویسنده
نویسندگان وبلاگ
آنسوی مه در مالزی
آرشیو وبلاگ
مهر ٩٠
اسفند ۸٩
مهر ۸٩
تیر ۸٩
اردیبهشت ۸٩
بهمن ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
دی ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
لینک دوستان
NDH (مجموعه مقاله هاي بدنسازي)
آنسوی مه در مالزی
بهترین وبلاگ عکسهای جالب و کمیاب
کافی شاپ
نوشته های عاشقانه
یادداشت های یک خبرنگار موفق
ღ♥ღاس ام اس جوک ღ♥ღ
بزرگترين سايت گردشگري ايران آتالند
دوستیابی سالم
فاوانیوز
خروجی و آمار وبلاگ
لوگوی دوستان
سخنان بزرگان جهان در مورد کورش بزرگ ::
آنچه در زیر می خوانید سخنانیست که به صورت مشتیی از خروار از میان گفته های بزرگان و مشاهیر دنیا در مورد مردی که بی شک از تاثیر گذارترین ، بر جسته ترین و ستایش شده ترین افراد در طول تاریخ تمدن بشریت بوده و هست. مردی که تورات او را «مسیح » و یونانیان او را «سرور» و « قانونگذار»می نامند و دوست و دشمن به بزرگمنشی و آزادگی او شهادت داده اند:صاحب نخستین منشور حقوق بشر در دنیا: کورش بزرگ
● افلاطون (۴۷۷ تا ۳۴۷ پیش از میلاد):
کوروش بزرگ که تاج پادشاهی ماد و پارس را بر سر نهاده بود بزرگترین امپراتوری دوران کهن را بوجود آورد ولی اداره این امپراتوری را بر اساس حکومت مطلقه قرار نداد،زیرا نیمی از قدرت به شورایی تعلق داشت که قسمتی از مقام سلطنت را تشکیل می داد.از لحاظ عدل و قوانین که او برای حکومت وضع کرد و بعدا قوانین قضایی حکومتی ایران شد ، قوانین بی آلایش بود.
اعیاد و جشنهای ایرانی
در گاهشماری ایرانیان پیش از اسلام، سال به دوازده ماه سی روزه تقسیم میشد. در پایان سال پنج روز به نام پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه باقی میماند. تقویم امروز زَرتُشتیان بر همین اساس تنظیم شده است. در این تقویم هفته وجود ندارد و روزهای ماه هر یک نام یکی از فرشتگان یا ایزدان را به خود گرفته و به ترتیب چنین است:
1) اورمزد؛ 2) بهمن؛ 3) اردیبهشت؛ 4) شهریور؛ 5) سپندارمذ؛ 6) خرداد؛ 7) امرداد؛ 8) دی به آذر؛ 9) آذر؛ 10) آبان؛ 11) خیر(خور)؛ 12) ماه؛ 13)تیر؛ 14)گوش؛ 15) دی به مهر؛ 16) مهر؛ 17) سروش؛ 18) رشن؛ 19) فروردین؛ 20) ورهرام؛ 21) رام؛ 22) باد؛ 23) دی بهدین؛ 24) دین؛ 25) ارد(اشی)؛ 26) اشتاد؛ 27) آسمان؛ 28) زامیاد؛ 29) مانتره سپند؛ 30) رام.
نام ماههای دوازدهگانه چون امروز چنین بوده است:
فروردین، اردیبهشت، خرداد، تیر، امرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، بهمن، اسفند.
ایرانیان پیش از اسلام مراسم سوگ و ماتم نداشتهاند و اندوه و روزهداری را عملی ناپسند میشمردهاند. به همین جهت در ایّام باستان همه روزها شادی، خوشی، جشن، مهمانی،خوردن و خوراندن بوده است. زَرتُشتیان در روزهایی از ماه که نام روز و ماه یکی میشده جشن میگرفتهاند و با پسوند نسبت (گان) آن روز را مشخّص میکردهاند مانند فروردگان (19 فروردین) اردیبهشت گان (سوّم اردیبهشت) مهرگان (16مهر).
بعضی از این جشنها، که بیشتر جنبه زَرتُشتی دارد، با جشنهایی که چه بسا پیش از زَرتُشت نیز مرسوم بوده منطبق شده است. جشنهای ایرانیان باستان با دگرگونی های طبیعت و هنگام مناسب برای کارهای کشاورزی و گلّه داری مربوط است. درآن روزگار سال به دو فصل تابستان و زمستان تقسیم میشده است. سرمای زیاد در بعضی نواحی ایران در روزگاران کهن زندگی را سخت میکرده است. داستان ساختن شهرها و پناهگاه های زیرزمینی که به جمشید و افراسیاب و دیگر پادشاهان افسانه ای نسبت داده شده، گویی بازتاب خاطره این سرمای طاقت سوز بوده است. بنابراین، وقتی هوا رو به گرما می رفته و مردم روی به صحرا میآوردهاند، طبیعی است که آغاز آن را با شور و شوق تمام نوروز بنامند و جشن بگیرند. امروز بسیاری از جشنهای کهن ایرانی به دلایل مختلف با مراسم کامل برگزار نمیشود، یا از آنها تنها نامیبرجای مانده است.
نوروز
نوروز اوّلین روز بهار، آغاز سال نو و بزرگ ترین جشن ملّی ایرانیان است که در اساطیر ایرانی به جمشید نسبت داده شده و آنــرا "نـوروز جمشیدی" نامـیدهاند. شاهـنامه فـردوسی نیز جشن نـوروز را بر بـه تخت نشستن جمشید نسبت میدهـد، بنابر افـسانههــای کهن جمشید شاه در هـفت هـزار سـال پیش دستور بـه بـرگـزاری نـوروز میدهد. در سراسر امـپراتوری او هر سـاله هـرمـز فروردین (نخستین روز فروردین) را جـشن میگـرفـتند و بـه شادی میپـرداختند. شـمـاری از پـژوهشـگـران و تـاریـخنگـاران نیز بر ایـن نظرند که جشن نـوروز پیش از جمشید و قرنهــا قبل از زردشت نیز برگزار میشـده است. امـا پیدایش نـوروز بـه هر عـللی و منـشایی که بـاشد، سمبل و نشانهای از تـاریـخ و فرهنگ مـشترک حـوزه گستردهای تـمدنـی در آسیا است و از مرزهــای سیاسی کنـونی حکومتهــا فراتر میرود.
گفتهاند که جم سوار بر گردونه ای که دیوها آن را میکشیدند به آذربایجان رسید. فرمود تا تختی زرین بر جایی بلند بگذارند و خود درحالی که تاجی جواهر نشان بر سر داشت برآن نشست و دیوان آن را برداشتند و به آسمان بردند. چون خورشید برآمد و یرتوش برآن تاج و تخت افتاد همگان شاد شدند و شید را که به معنی درخشش و روشنایی است بر نام جم افزودند. در آن روز جمشید فرمود که جشنی بزرگ برپا دارند. زیرا در نوروز فلک آغاز به گردش نموده و خدا آفرینش جهان را شروع کرده است. نخستین انسان در این روز آفریده شده و خرّمی و سرسبزی گیتی را فراگرفته است. ایـن جشن شـادمـانه آفرینش طـبـیعت بـا آغاز بـهــار، آغاز فـصل کـاشت هـمزمـان است و درازی شب و روز بـا هـم برابر مـیشـود. نـوروز بـه سخـن ابـوریحـان بـیرونی، نخـستین روز اسـت از فـروردین مـاه زیـن جـهت روز نـو نـام کردند، زیرا که پیـشانی سـال نـو است.
در دوران باستان پنج روز اوّل فروردین نوروز عامّه بود. شاه بارعام می داد و هر روز گروهی از مردم را برای شادباش نوروزی به حضور می پذیرفت. روز ششم نوروز بزرگ و نوروز خاصه خوانده میشد. شاه به خلوت می رفت و با نزدیکان خود می نشست. این روز را پایان آفرینش جهان و روز کامل شدن گیتی دانستهاند. گفتهاند که در این روز زَرتُشت به پیامبری برگزیده شد و با اهورمزدا سخن گفت. به این جهت در بامداد پیش از سخن گفتن پاره ای نیشکر می چشیدند. همچنین گفتهاند که جمشید نخستین بار در نوروز نیشکر را شناخت و آن را به دیگران هدیه داد. پس خوردن پاره ای شکر یا شیرینی از مراسم اصلی نوروز بوده است.
نوروز در واقع جشن رستاخیز است. پنج روز پیش از نوروز که درگاه شماری باستان پنجه ی دزدیده یا به عربی خمسه ی مسترقه گفته میشد، فروردگان نام داشت و ایرانیان در آن روزها به یاد مردگان به انجام مراسمی می پرداختند. شمع و چراغ میافروختند و خوردنی و نوشیدنی بر سفره می چیدند و معتقد بودند که ارواح و فَرَوهَرهای درگذشتگان برای بازدید از خانه و خانواده خواهند آمد. در احادیث شیعه روایتی هست که بنا برآن حضرت صاحب الزمان(ع) در نوروز ظهور خواهد فرمود و جهان را که در تاریکی ظلم است به نور عدالت نورانی خواهد کرد.
فرخندهترین ساعت نوروز لحظه دمیدن آفتاب در بامداد بود. ایرانیان در این لحظه با چشم دوختن به خورشید تبرّک میجستند و معتقد بودند که پیش از سخن گفتن هر کس سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم (شمع) روشن نماید از هر دردی شفا خواهد یافت. مراسم نوروز در دربار شاهان با تجمّل بسیار برگزار میشده و توصیف باشکوه ترین تشریفات آن، در دربار شاهنشاهان ساسانی، در کتاب نوروز نامه آمده است. در روزگار پس از اسلام نوروز همچنان از جشنهای مهم ایرانیان برجای ماند. بنا بر حدیثی که از امام جعفر صادق (ع) ششمین امام شیعیان نقل شده نوروز مبارک است و در آن روز حضرت صاحب الزمان(ع) ظهور خواهد فرمود و جهان را که در تاریکی ظلم است به نور عدالت نورانی خواهد کرد. آن چه در این جا میآید، اشاره ای کوتاه به بعضی مراسم امروزی نوروز نزد بسیاری از ایرانیان است.
ایرانیان از اوایل اسفند به پیشواز نوروز می روند. نخست خانه تکانی میکنند. نظافت، تعمیر وسایل خراب شده، دور ریختن اشیاء بی فایده و زائد، رنگ آمیزی در و دیوار، شستن در و پنجره، گردگیری و ترتیب گنجه ها و قفسه ها از فعّالیت هایی است که همه را از زن و مرد، چه در خانه و چه در بازار و اداره و کارگاه، به خود مشغول می دارد. سپس خرید اشیاء لازم برای منزل، لباس نو تابستانی، هدایا و عیدی برای یکدیگر و لوازم سفره هفت سین و شیرینی و آجیل برای دید و بازدید نوروز آغاز میشود. در فاصله ده تا پانزده روز مانده به نوروز سبزه سبز میکنند و آن دانه های مختلف از قبیل گندم، جو و عدس و باقلا و ارزن است که پس از سبز شدن تزیین میشود و در سفره هفت سین جای میگیرد. درگذشته دوازده نوع دانه را سبز میکردند و از روی رشد آنها چگونگی محصول سال نو را پیش بینی می نمودند. رنگ کردن تخم مرغ نیز از آداب خاص نوروز است. در این روزها پیش آهنگان نوروزی نوید آمدن بهار را باشادی و خواندن اشعاری می دهند این پیشاهنگان عبارتند از حاجی فیروزها ونوروز خوان ها.
دوختن لباس، پختن شیرینی های مخصوص نوروزی و ارسال نامه های تبریک سال نو برای دوستان و آشنایان از کارهای دیگر این فصل است. در لحظه ی سال تحویل کسی با دیگری نباید قهر باشد یا از او رنجشی به دل نگه دارد. روز قبل از عید حمّام نوروز واجب است. شستشو و پوشیدن لباس نو، ولو یک تکّه، اهمّیت خاص دارد. شب سال تحویل همه چراغ های خانه را روشن میگذارند. سبزی پلو و ماهی یا رشته پلو می پزند تا رشته امور در دستشان بماند. از شام شب عید برای روز دیگر مقداری نگه می دارند تا برکت از سال گذشته به آینده بپیوندد. در لحظه ی تحویل سال، که مهم ترین لحظه سال است، افراد خانواده دور سفره هفت سین می نشینند. بر این سفره کتاب آسمانی، آینه، شمعدان، قدحی بلورین پُر از آب که چند ماهی کوچک قرمز در آن شناور باشد، سبدی کوچک از تخم مرغ رنگ شده، ظرف های میوه و شیرینی و آجیل، گلدان های گل و هفت چیز که نام آنها با حرف سین شروع شود قرار دارد. سَمَنو، سکّه، سبزه، سنبل، سیب، سرکه، سنجد، سیاه دانه و سیر معمول ترین این چیزها است. گفتهاند که در قدیم هفت شین روی سفره میگذاشتهاند امّا بعد از اسلام، به مناسبت حرام بودن شراب، آن را به هفت سین بدل کردهاند. هفت شین عبارت بوده است از شیر، شراب، شکر، شهد، شمع، شایه (میوه، محصول کشت) و شیرینی.
هنگام تحویل سال باید دعای مخصوص خواند" یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحال و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال" و به قدح آب که روشنایی است چشم دوخت. پس از تحویل سال دهان را با شیرینی یا عسل شیرین میکنند، یکدیگر را میبوسند و شادباش و مبارکباد و «صدسال به از این سال ها» میگویند. بزرگ ترها به کوچکترها و گاه همه به یکدیگر عیدی و هدیه می دهند و به دید و بازدید می پردازند که تا روز دوازدهم دامه دارد. ابتدا باید کوچکترها به دیدن بزرگ ترها بروند سپس آنها نیز از کوچک ترها بازدید کنند. در بعضی شهرها در صبح نوروز دیدن از خانواده هائی که درسال گذشته عزادار و سوگواربودهاند، مرسوم است.
روز سیزدهم فروردین سیزده به در است. همه از خانه بیرون می روند و روز را به تفریح و شادی و بازی در صحرا و دشت میگذرانند. در این روز با طناب به درخت تاب میآندازند و به تقلید از جمشید برآسمان گذر میکنند. خوردن کاهو و سکنجبین یا سرکه و چیدن و جمع آوری سبزه های نورسته و پختن آش رشته در صحرا از مراسم این روز است. صبح این روز سبزهای را که سبز کرده بودند با خود از خانه بیرون میبرند به آب روان می سپارند یا به پشت بام میآندازند. دخترهای دم بخت علف ها را به هم گره می زنند و به امید بخت گشایی می خوانند: «سیزده بدر، سال دگر، خانه شوهر.»
نوروز و روزهای پیش از آن تا سیزده به در آداب و تفریحات و بازی ها و مراسم بسیار مفصّل دارد. از آن جمله نمایش های میرنوروزی، نواهای دسته های دُهُل زن ونقاره چی، رقص ها و شوخی های حاجی فیروز و مراسم شاد و اسطوره ای برنشستن کوسه بین کشاورزان و دامداران. اگرچه در طول تاریخ بارها جشنهای ملّی ایرانی مورد بی مهری و گاه قهر و کین کسانی قرار گرفته است که شادی مردم و دلبستگی آنان را به سنّت های دیرین خوش نمی داشتند، امّا ایرانیان این یادگارهای دل انگیز ملّی را همچنان پای برجا نگه داشتهاند. نـوروز در حـوزه گستردهای از جـملـه افغـانستان، ایـران، تـاجـیکستان، ازبکـستان، قیـرقـیزستان، قـزاقستان، ترکـمنستان، آذربـایـجان، مناطق کـردنشین تـرکیه، عـراق و سـوریه، بخـشهــایی از پـاکستان و هنــد بـه عـنوان جشن آغاز بـهــار بـرگـزار میشود.
شمـار زیادی از دانشمنـدان بر ایـن نظـرند که نـوروز دارای خـاستـگـاه سرزمینی، فرا ملی و فرا قومی است، آیـینی است برخـاسته از مجـموعه شرایط طـبیعی- اقـلیمی و بن مـایههــای اعتقادی مردمان در پهنه جغرافیایی فـرهـنگـی آریـانـای قدیم، بدون وابستگی بـه هیچ قوم، مذهب و گروه خاص. آیـین نـوروزی وجه مشترک همه گروههــای قومی و اعتقادی را در حـوزه گسترده بـازتاب می دهد. همه اقوامی که بـه ایـن سرزمین آمدند و همه جریانهــای اعتقادی که در ایـنجا رواج پیدا کردند، در فرجام آیـین نـوروزی را پذیرفتهاند، از آن مـایه گرفتهاند و بر آن اثر گذاشـتهانـد. از ایـن رو آیـین نـوروزی، آیـین فرا قومی و فرا کشوری بــوده و بـه هیچوجه در دایـره تنگ زبـان و قـوم نمیگنجد. از همـینجاست که کارکرد آیـین نـوروزی بـه عـنوان میراث مـشترک تـاریـخی و هویت مـشترک فـرهـنگـی و معنـوی در امر همـبستـگی منطقهای توانمند است.
جشن گل سرخ
روز سوّم اردیبهشت، نام ماه و روز یکی میشود و از همین رو ایرانیان باستان آن روز را جشن میگرفتند. اردیبهشت، دومین ماه بهار، نام خود را از اَمشاسپندی به همین نام دارد که به معنی والاترین راستی ها و درستی ها و ایزد نور و روشنایی و آتشِ بی دود اهورایی است. به اعتقاد پیشینیان، خداوند در اردیبهشت ماه زمین را آفریده است. دراین موقعِ سال گل سرخ عرصه باغ و بوستان را میآراید. ایران را سرزمین گل و بلبل نامیدهاند زیرا گل سرخ بیش از همه جا در ایران می روید و ستایش رنگ و بوی و زیبایی و دلفریبی آن بیش از همه در اندیشه و ادب ایرانی جای داشته است. ایرانیان باستان در بهار و به خصوص درجشنهای اردیبهشت ماه خرمن های عظیم گل را فراهم میآوردند و دورا دور آن به نوشیدن شراب گلرنگ و سرخوشی و شادکامی میگذراندند. هدیه فرستادن گل سرخ از مراسم مهمّ این جشن است. ابوریحان بیرونی به برگزاری جشن گل سرخ در خوارزم اشاره کرده و نوشته که مسیحیان در روز چهارم ماه اَیار که همزمان با اردیبهشت ماه است گل سرخ به کلیساها میبردند. درتاریخ بیهفی از برگزاری جشن گل افشان به وسیله یکی از امیران دربار سلطان مسعود غزنوی نیز یاد شده و آمده است که امیر و یاران او درحال سرمستی دورادور خرمن گل های فراهم آمده به رقص و پایکوبی پرداختند درحالی که هریک تاجی از شاخه های سبز مورد و گل سرخ به هم بافته و بر سرگذاشته بودند.
جشن آبریزان
ایران سرزمینی کم آب است. به این جهت درگذشته های بسیار دور، زیباترین افسانه ها درباره باران و چشمه ساران و جویبارها ورودهای خروشان برسر زبان ها بوده است. مراسم جشنهایی که در تیرماه برگزار شده، همگی برای آب بازی و پاشیدن آب به سر و روی یکدیگر است، اگرچه در برخی دیگر از جشنها نیز، ازجمله نوروز و آبانگان و جشنهایی که درماه بهمن برگزار میشده، پاشیدن آب به یکدیگر و آب ریزان مرسوم بوده است. در ششمین روز تیرماه جشنی بنام نیلوفر بوده است که امروز از مراسم آن اطلاع چندانی در دست نیست. نیلوفر گل مخصوص ایزدبانو آناهیتا است که تا زمان ساسانیان بزرگ ترین پرستشگاه ها و مجلّل ترین پیکره های او برجای بوده است. نیلوفر بر روی آبگیرها می روید و رنگ و بویی دلنشین دارد و یادگار دورانی است که اقوام اوّلیه آریایی فرهنگی مشترک داشتهاند. هم اکنون نیلوفر در هند هم چون گذشته نشانه و رمزی از مادر طبیعت است. در سفره جشن مهرگان نیز گل نیلوفر به عنوان یکی از لوازم اصلی بر سفره نهاده میشود.
روز سیزدهم تیرماه برخورد نام روز و ماه است و به آن جشن تیرگان میگفتهاند. دراین روز جشنی بزرگ برگزار میشده و درافسانه های ایرانی داستان دلکشی درباره آن آمده است. بنابراین افسانه، چون افراسیاب تورانی بر ایران چیره شد، درطبرستان ایرانیان به مدّت طولانی به محاصره سپاه وی درآمدند. انبارهای آذوقه به پایان رسید و گرسنگی می رفت که همه را از پای درآورد. منوچهر پادشاه ایران از افراسیاب خواست که بهاندازه یک تیرپرتاب از کشور ایران را آزاد کند و به او واگذارد. افراسیاب پذیرفت. سپندارمَذ، فرشته نگهبان زمین، به یاری ایشان آمد و دستور داد تیر و کمانی ویژه بسازند. آن گاه پهلوانی پارسا و میهن دوست را برگزید تا کمان بکشد و تیر را پرتاب کند. پهلوان که آرَش نام داشت برپا خاست و برهنه شد. آنگاه روی به سوی مردمان کرد و به همه نشان داد که اندامی نیرومند و سالم دارد. سپس کمان را برکشید و چندان درآن نیرو نهاد که بدنش پاره پاره شد. ایزدِ باد به یاری سپندارمَذ تیر را تا آن سوی جیحون برد و بر درخت گردویی فرود آورد که از بزرگی در جهان مانند نداشت. گفتهاند که از محل پرتاب تیر تا آن گردو بن هزار فرسنگ بود.
افراسیاب ناچار سپاه خود را عقب نشاند و ایرانیان که ازگرسنگی به جان آمده بودند شادی ها کردند و تنور و وسایل آشپزخانه را که بیمصرف مانده و کهنه و فرسوده شده بود شکستند و در چشمهسارها تن شستند تا غبار ننگ و بدبختی را از خود بزدایند. این افسانه تعبیری حماسی از خشکسالی و بی بارانی است و عقب کشیدن افراسیاب در افسانه نشان کنار رفتن دیوی است که از فرو ریختن باران جلوگیری کرده. دور راندن دیو با فداکاری و جان در کف نهادن آرش کماندار همراه است و فرو ریختن باران و سرسبزشدن کشت و بوستان شادی و نشاط مردم را در پی دارد. نکته ای ظریف در داستان آرش وجود دارد که زمینه سنّتی لخت شدن پهلوانان در زورخانه است. آنان نیز هنگام مبارزه وکشتیگیری لخت میشوند و دورگودی می چرخند تا همگان ورزیدگی بدن آن ها را ببینند.
جشن تیرگان بنا برآن چه در نوشته های دیرین آمده روزمخصوص دبیران و دهقانان نیز بوده است. زیرا تیر همان عطارد است که دبیر فلک خوانده شده. دراین روز نویسندگان و دبیران و دهقانان، که مردم باسواد ونگهبانان تاریخ و فرهنگ باستان ایران بودهاند به لباس مخصوص خود درمیآمدند و مورد احترام و بزرگداشت بسیار قرار میگرفتند. در جشن تیرگان مرسوم بوده است که همه درچشمه سارها و رودهای خروشان شستشو کنند و برای تبریک و شادی به یکدیگر آب بپاشند. نوشتهاند که در این روز ساکنان ساحل خَزَر به دریا می رفتند و همه روز را آب بازی میکردند. در تاریخ ایران بعد از اسلام در زمان شاه عبّاس بزرگ به برگزاری یک جشن با شکوه آب ریزان در اصفهان اشاره شده که نشان از زنده کردن آداب و رسوم باستانی در قرن هفدهم میلادی دارد. در این مراسم همه بزرگان و اهالی اصفهان در زایندهرود به آب بازی میپرداختهاند.
جشن مهرگان
پس از نوروز، مهمترین جشن ملی ایرانی مهرگان است که روز شانزدهم مهرماه، هنگامیکه نام روز و نام ماه برهم میآفتد، برگزار میشود. ایرانیان باستان سال را به دو فصل تابستان و زمستان بخش میکردند. تابستان که هنگام رفتن به صحرا و کِشت و کار بود با جشنهای نوروزی آغاز میشد و هنگامیکه در اوّل پاییز و شروع فصل سرما که گوسفندان و چهارپایان به آغل باز میگشتند و انبارها از محصولات کشاورزی و باغداری انباشته بود، جشنی دیگر برگزار میشد که همین مهرگان است. مهرگان در واقع جشن شکرگزاری و شادی برداشت محصول است. کشاورزان ایرانی هنوز چنین وقتی مجالس عروسی و مهمانی به راه میآندازند و برای گشت و گذار و زیارت و سیاحت راهی شهرهای دیگر به خصوص اماکن مذهبی میشوند. مهرماه آغاز اعتدال پاییزی و یکسانی روز و شب است. بنا به معتقدات ایرانیان باستان در مهرگان زمین گسترده میگردد و تن و جان آدمیبه هم می پیوندد. در حماسه ملی ایران مهرگان زمانی است که کاوه ی آهنگر بر ضدّ ضَحّاک قیام کرد و با از میان برداشتن او فریدون بر تخت پادشاهی نشست. گرامی داشت جشن مهرگان نیز به فریدون نسبت داده شده است. در دوره ی شاهنشاهی ساسانیان اردشیر بابکان در این روز تاجی خورشید گون بر سر نهاد و از آن پس ساسانیان پیوسته این روز را گرامی می داشتند.
درگذشته های دور رسم براین بود که دراین روز مردم برای سلطان هدیه می فرستادند، دراین روز سلطان لباسی از خز می پوشید وسپس لباسهای تابستانی خود را میپوشید و اگر نوزادی دراین روز بدنیامی آمد نامیبر اومیگذاشتند که کلمه مهر درآن باشد. دربرخی از روستاهای زرتشی نشین یزد هنوز گوسفندی را برای ایزد مهر دراین روز قربانی می کنند. این گوسفند به هنگام زایش باید نذر «مدایزد» شده باشد و بعد از بریانی کردن گوسفند در تنور و گذاشتن آن در سینی آنرا روی سه لنگ که نماد گفنار نیک، کردار نیک واندیشه نیک است میگذارند و سپس آن را به همراه پوست و مقداری دنبه به آتشکده میبرند. ماه مهر منسوب به مهر یا میترا، ایزد دوستی و پیمان درست است، که خورشید تابان گردونه اوست. ایزدمهر هر روز سوار بر این گردونه پهنه آسمان را در می نوردد و پیمان شکنان را با نیزه های زرّین به سزا می رساند. با این که زَرتُشت کوشید با ترویج یکتا پرستی ستایش ایزدان گوناگون را از میان بردارد، باز خدایان پیش از او به صورت همین فرشتگان درآمدند. یکی از بزرگ ترین این ایزدان، ایزدمهر است و فصل بزرگی از یشت ها به نام مهریشت به گرامی داشت این ایزد و نیایش او اختصاص یافته است.
جشن مهرگان مانند نوروز با شکوه و جلال تمام برگزار میشده است. تاریخ نویسان یونانی بارها به شادخواری و جشن و سرور و نغمه سرایی و موسیقی بسیار که در مهرگان انجام میشده، اشاره کردهاند. آوردهاند که پادشاهان هَخَامَنِشی هرگز نمیبایست مست شوند مگر در جشن مهرگان که لباس ارغوانی می پوشیدند و در باده پیمایی و میخوارگی دیگران شرکت میکردند. در این جشن موبَدان خوانچه ای که در آن لیمو و شکر و نیلوفر و به و هفت دانه مورد گذاشته شده بود زمزمه کنان نزدشاه میآوردند. از شانزدهم تا بیستم مهر ماه مهرگان عامه بود. روز بیست و یکم شاهان و بزرگان، مهرگان خاصّه برگزار میکردند و این روز را با خانواده و نزدیکان میگذراندند. از مراسم جشن مهرگان افروختن آتش های بزرگ و رقص و شادمانی و می نوشی گرداگرد آن است. در این هنگام در خانه ها سفره مهرگانی میگسترند و با انواع غذاها و میوه ها و شراب و گلاب و گل فراوان آن را میآرایند. در سفره مهرگان باید هفت میوه به ترتیب قرار داده شود: ترنج، سیب، به، عنّاب، انار، انگور سفید و کُنار. در این روز همگان شکر و گلاب فراوان می نوشند تا در زمستان از آسیب بیماری و سرما در امان مانند. گذاشتن شاخههای سبز مورد و گل نیلوفر بر سفره مهرگان از واجبات است. ریختن اسپند و برگ خشک مورد بر روی آتش علاوه بر پراکندن بوی خوش دیوها و جن ها را می پراکند.
جشن سَده
سَده یکی از جشنهای باستانی ایران است که در شب دهم بهمن برگزار میشود. بنا بر رسم ایرانیان باستان زمستان بزرگ پنج ماه (صدو پنجاه روز) بوده و در روز جشن سَده چند روز از زمستان گذشته و صولت و شدّت آن به پایان آمده است. در این روز عدد فرزندان کیومرث پدر همه آدمیان به صدتن رسید و هوشنگ پادشاه بزرگ پیشدادی دراین روز تاج برسرنهاد. ایرانیان معتقد بودند که در این زمان جهنّم از زمستان زاده میشود زیرا به اعتقاد ایرانیان باستان دوزخ جایی بسیار سرد بوده است. پس آتش میآفروختند تا زشتی و پلیدی جهنم را دورکنند. و گرداگرد آن به رقص و شادمانی و خوردن گردو و بادام برَشته و نوشیدن شراب می پرداختند.
جشن سده بعد از اسلام تا اواخر دوره سلجوقیان برجای بود. در تاریخ بیهقی شرحی ازبرگزاری آن در روزگار سلطان مسعود غزنوی داده شده است. نوشتهاند که وی با همه اشتیاقی که برای انجام جشنهای باستانی ایران به شکوه و جلال تمام داشت درشب جشن سدهاندوه زده و خشمگین به خلوت رفت و از تماشای مراسم سرباز زد. جشن سده تا روزگارسلجوقیان برجای بوده است. ملکشاه سلجوقی دراین شب در بغداد جشن با شکوهی ترتیب داد که شاعران و نویسندگان با توصیف آن سلطان را ستایش بسیار کردند. در گذشته، توده مردم جشن سده را بسیار بزرگ می داشتند.
در بهمن ماه جز جشن سده عیدهای دیگری نیز برگزار میگردید که یکی از آنها بَه منجَنه یا به منگان است که در دومین روز این ماه واقع شده. در این روز دانه های اسپند را در شیر تازه می ریزند و می خورند و معتقدند که حافظه را میآفزاید و فراموشی را از بین میبرد. اسپند همان گیاه مقدّسی است که دانه های ریز و سیاه رنگ آن را بر روی آتش می ریزند و با دود و بوی خوش آن دیوان را فراری می دهند و اثر چشم زخم را باطل میکنند. هنگام جشن به منگان، در نواحی مرکزی ایران مرسوم است که آشی ازگوشت و حبوبات، غلاّت و سبزی هایی که درآن روز به دست آید می پزند. این غذا شاید همان آش شُله قلمکاری باشد که هنوز به عنوان آش نذری برای دوستان و آشنایان فرستاده میشود. روز بیست و دوّم بهمن ماه جشن باد روز است که باز در آن نوشیدن شراب و بازی و شادی مرسوم بوده. روز سی ام بهمن ماه جشن آبریزگان است. گفتهاند که در زمان پادشاهی فیروز، نیای خسرو انوشروان، خشکسالی سختی پیش آمد و مردمان بسیار رنج بردند امّا پادشاه انبارهای غلّه را گشود و مردمان را از آن بهره ها داد، آن گونه که هیچ کس از گرسنگی نمرد. سپس فیروز به آتشگاه رفت و از اهورامزدا به زاری طلب باران کرد. دراین روز چندان باران بارید که به داخل چادرها و خانه شاه نیز سرازیر شد.
شب یلدا و جشنهای دی ماه
شب قبل از فرا رسیدن نخستین روز دی ماه درازترین شب سال است و به آن شب یلدا یا شب چلّه میگویند که شب زایش مهر ( خورشید ) است. دی ماه را ایرانیان باستان خور ماه نیز میگفتند. نخستین روز آن خرّم روز است. این روز و این ماه هر دو به نام اهورامزدا نامگذاری شده بنابراین روز اوّل دی جشنی بزرگ است. مراسم شب چلّه خانوادگی برگزار میگردد و هنوز همه مراسم آن پا برجاست. در این بلندترین شب سال افراد دور و نزدیک در منزل بزرگ خانواده گرد میآیند و با خوردن میوه و آجیل شب را به شادی میگذرانند. خوردن هندوانه، خربزه، انار، سیب، به و نیز انواع خشکبار، به خصوص آجیل شیرین و تخمه بوداده شور، در این شب معمول است. یکی دو روز قبل از فرا رسیدن شب چلّه مردهای جوان خوانچه های آراسته میوه را به خانه نامزدهای خود می فرستند و خود به مهمانی خانه عروس می روند. خانواده دختر نیز لباس و پارچه نبریده به جای آن هدیه میفرستند.
خوانچه طبق مستطیل شکل چوبی است که روی آن را با سفره ای قلمکار یا ترمه می پوشانند و بر آن ظرف های بزرگ میوه را، پیچیده در زرورق های رنگین و آراسته با گل و نوارهای موّاج، می چینند. این خوانچه را برسرمیگذارند و گاه چند مرد که هر یک خوانچه ای بر سردارند در پی یکدیگر راهی خانه عروس میشوند. گرد آمدن شب چلّه دور کرسی با نقل خاطرات شیرین و خواندن کتاب های داستانی تا دیرگاه شب ادامه می یابد. در این شب خوردن برف و شیره نیز معمول است. اولین برف سال را نمی خورند زیرا از پاکی آن مطمئن نیستند. در شب چله که در بیشتر جاها برف زیاد باریده، روی برف مقداری شیره ی انگور می ریزند و به صورت بستنی می خورند. بنا بر یک سنّت دیرین در روزگار ساسانیان، در نخستین روز دی ماه هر سال، پادشاه از تخت شاهی به زیر میآمد و با جامه سپید در صحرا بر فرشی سپید می نشست. دربان ها و نگهبانان را مرخص میکرد و بار عام می داد. با دهقانان و برزگران بر سر یک سفره می نشست و ایشان را برادر می نامید و از غذای ایشان می خورد. این جشن را نود روز نیز میگفتند زیرا میان آن تا نوروز نود روز تمام فاصله است.
در روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوّم این ماه نیز تطابق نام روز و ماه را جشن میگرفتند و معتقد بودند که آسمان در یازدهمین روز ماه دی آفریده شده است. سیرسور یا جشن سیر در روز چهاردهم دی ماه برگزار میشد. شانزدهمین روز دی ماه که به ایزدمهر منسوب بوده جشن و مراسم خاصی از شادخواری و شادکامی و رقص و موسیقی برپا میشده است. در افسانه های مربوط به این روز اغلب از گاوی سخن می رود که فریدون با شیر او پرورده شد. این گاو بَرمایون نام دارد و احتمال دادهاند که به معنی گاو پُرمایه باشد. مناسبت جشن روز شانزدهم دی ماه را بازگرفتن فریدون از شیر گاو و رها شدن گاوهای ایرانیان به وسیله فریدون از بند ضحّاک گفتهاند. آمده است که در شب این جشن در آسمان گاوی از نور آشکار میشود که شاخه ای او از طلا و پاهایش از نقره است. این گاو گردونه ماه را به دنبال میکشد و حدود یک ساعت در آسمان می ماند. هرکس آن را ببیند و آرزویی کند، آرزویش برآورده خواهد شد.
در این روز مردم برای تبرّک، شیر گاو می نوشند و معتقدند هر کس در بامداد این روز پیش از سخن گفتن بِه بخورد و ترنجی را ببوید آن سال را به خوشی و در نعمت خواهد گذراند و از خشکسالی و بیچارگی و بدبختی در امان خواهد بود. باز برخی از ایرانیان معتقد بودند که در این روز ضحّاک جمشید را کشت و بر اثر آن بر خانه های مردم بلا بارید. از همین رو، برخی از جوانان تمام شب بیدار می ماندند، به در خانه های مردم می رفتند، در میکوفتند و با آوازخوانی بلا را از صاحبان خانه برمیگرداندند. صاحبان خانه در را بروی آنان میگشودند و با آجیل و شیرینی از آنها پذیرایی میکردند. بنا بر افسانه ای دیگر، جمشید در این شب پری زیبای رنگارنگی را دید که بر گاو سپیدی سوار بود و دسته ای گل سوسن در دست داشت و گاه گاه آن را میبویید. گاو از هفت فلز ساخته شده بود. زر، سیم، مس، قلع، آهن، سرب و روی.
آن پری نام یکایک آدمیان را بر زبان میآورد و صفات ایشان را برمیشمرد آن گاه از نور و روشنایی وجود خویش آنها را بهره ور می ساخت. جمشید از پری پرسید «تو کیستی؟» پری گفت «من بخت هستم و وجود خویش را بین مردم تقسیم میکنم.» آن گاه از نظر پنهان گشت. مراسم شب یلدا مراسمی بسیار کهن و مربوط به دوران پیش از زَرتُشت و شب زاده شدن ایزدمهر است. چه، اگر بتوان درطی سال شبی را درنظرگرفت که درآن ایزدمهر -ایزدی که خورشید گردونه اوست- متولّد شود، باید آن شب در تاریکی و درازی از تمام شب های سال ممتاز باشد و چنین شبی همان شب یلداست. قرینه ی این امر آن است که یلدا کلمه ای سُریانی و به معنی "میلاد" است.
چهارشنبه سوری و جشنهای اسفندماه
اسفند آخرین ماه سال ایرانی و منسوب به سپندارمذ، فرشته نگهبان زمین و مظهرمهربانی و فداکاری مادرگیتی است. سپندارمذ یکی از اَمشاسپندان زَرتُشتی و یکی از والاترین عناصر طبیعت در قدیم ترین معتقدات آریاییان ایرانی است. گل بیدمشک با رنگ و بوی لطیف خود متعلّق به اوست. پنجمین روز اسفندماه، جشن زنان است و مردگیران خوانده شده. در این روز زنان با جامه های نو، به دیدار یکدیگر می روند و وقت را به شادمانی میگذرانند. مردها به زنان خود هدیه می دهند و آرزوهای آنان را برآورده میکنند. این رسم هنوز در نقاط دور افتاده ایران برجاست. در یکی از دهات نزدیک گناباد در خراسان تا دهه های اخیر در این روز همه مردها به صحرا می رفتند تا زنان با آزادی و رو یگشاده به رقص و پایکوبی پردازند. اگر در این روز مردی در روستا دیده میشد مورد مسخره و گاه آزار زنان قرار میگرفت.
از دیگر مراسم سنّتی این روزگار، که ابوریحان بیرونی نیز از آن یاد کرد، آویختن افسون بر در خانه هاست تا کژدم و دیگر حشرات موذی را دفع کند. بنابراین رسم، دعاهای مخصوص را بر روی کاغذی چهارگوش نوشته و در هر اطاق به سر دیوار آن نصب می نمایند. این افسون ها از دمیدن سپیده تا برآمدن کامل آفتاب دوام میآورد. معتقدند که کژدم و دیگر حشرات زیانبار از جایی که بر آن افسون نیست از در میگریزند. گذشتن سرما و یخ بندان زمستان و دمیدن باد بهاری معمولاً حشرات را از هر گوشه به جنب و جوش وامی دارد. ایرانیان باستان که از ناپاکی و زیان حشرات و جانوران پلید و آلوده شدن انبار آذوقه سخت بیزار بودند، کشتن و از میان بردن آنها را لازم و کار نیک و ثواب میشمردند.
امّا با شکوه ترین جشن اسفند که تا کنون برجای مانده، و در سال های اخیر رونق بیشتری نیز یافته، چهارشنبه سوری است که در اصفهان به آن جهارشنبه سرخی و درفارس چهارشنبه آخر میگویند. شب بین آخرین روز سه شنبه و چهارشنبه آخر سال، در خانه، خیابان یا صحرا، خرمن های آتش برمیآفروزند. برای این کار از گون و خارهای بیانی استفاده میشود که عطری مخصوص و شعله ای بلند دارد. همزمان با غروب خورشید، حداقل سه خرمن آتش بر میآفروزند و در سه نوبت به ردیف از روی آن می پرند و می خوانند: «سرخی تو از من زردی من از تو» و معتقدند که به این ترتیب تمام سال تندرست خواهند ماند. در خور و انارک در حاشیه کویر ایران آتش را ازروی پشت بام به کوچه میآندازد و کوزه آبی روی آن میشکنند. در نائین نیز عین همین عمل را در چهارشنبه آخر ماه صفر تکرار می کنند و درداخل کوزه سکه ای نیز قرار میدهند. در برخی از نقاط خراسان کوزه و زغال و نمک به نیت شور چشمی و سکه به نشانه صدقه را دور سر افراد میگردانند و بعد به بیرون میآندازند. در آذربایجان غربی و کردستان رسم شال اندازی وجود دارد این رسم برای گرفتن خوراکی میباشد مانند قاشق زنی و بیشتر حالت تفنن دارد. در برخی از نقاط ایران در آتش جهارشنبه سوری انواع دانه ها و سبزیجات را می ریزند.
در این شب، تقسیم آجیل مشکل گشا بر آورنده آرزوهای کسی است که نذری دارد. پسته، بادام، فندق، کشمش، نخود چی و میوه های خشک شیرین مثل انجیر، خرما و برگه اجزای اصلی آجیل مشکل گشاست. بنا بر رسمی دیگر، در چنین شبی دختران جوان با روی پوشیده و به گونه ای که شناخته نشوند، هر دو سه تن در کنج کوچه و خیابانی پنهان میشوند و به سخنان کسانی که میگذرند گوش می سپارند و از نوع سخنان آنان برای بخت خود در سال آینده فال میگیرند. این کار را فالگوش ایستادن میگویند. قاشق زنی یا ملاقه زنی از دیگر تفریح های این شب است. دخترها و گاه پسرها در حالی که خود را در چادر پوشاندهاند، ملاقه یا قاشقی بزرگ به دست میگیرند و بر در خانه همسایه یا دوستان آن قدر میکوبند تا صاحبخانه چیزی خوراکی در ملاقه ی آنان بگذارد. پاشیدن آب نیز یکی دیگر از مراسم چهارشنبه سوری است که از اعتقاد به آفریده شدن آب در این ماه و احترام به آن سرچشمه میگیرد. ایرانیان معتقدند که ریختن آب روشنایی است. از همین رو، هنگامیکه کسی راهی سفر است پشت سر او جامیآب می پاشند تا به سلامت باز گردد. رسم جارو و آب پاشی جلوی در خانه در هر سحرگاه نیز از دیر باز رایج بوده و با افسانه ها همراه شده است. این نظافت صبحگاهی معمولاً به وسیله دختر دم بخت خانه بدان امید انجام میگیرد که در پایان چهلّمین روز خِضر سپید پوش و سپید موی، با سربند و شال سبز، از آن جا بگذرد و با تحسین دختر بخت او را بگشاید و مراد او را بدهد.
در شب چهارشنبه سوری در بعضی نقاط ایران زنان گرد هم میآیند تا آش نذری بپزنند و بین دوستان پخش کنند. پختن سَمَنو نیز اغلب در این شب انجام میگیرد. در بامداد روز چهارشنبه آخر سال ظرف ها و کوزه های کهنه را از پشت بام به کوچه میآندازند و میشکنند تا جای آنها را با ظرف های نو عوض کنند و با پاکیزگی و تازگی به استقبال نوروز روند. معمولاً در هر خانه داخل یکی از کوزهها مقداری پول خرد می ریزند تا نخستین کسی که از کوچه میگذرد آن را بیابد و خوشحال شود. سعدی در بوستان این کوزه را "چشما رو" خوانده، شاید از این رو که تصویر چشم و ابرویی نیز برآن کوزه نقش میشده است.
1- سایت بنیاد مطالعات ایران، http://www.fis-iran.org/fa/resources/encyclopedia/iraniceleb
2- ایران شناسی، سایت خبری تحلیلی ایراس، گردآورنده بهدا فرهنگ، 13 آذر 1387
3- سایت دانشنامه آزاد فارسی ویکی پدیا، http://fa.wikipedia.org/wiki/
ساعت و روز تحویل سال نوروز 1390 (2011) در شهرهای مهم جهان
Sun= Sunday, March 20, 2010 Mon= Monday, March 21, 2010 * = Daylight Saving Time (DST)
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ - آنسوی مه در مالزی
این است سرزمین من
کرمانشاه ـ هجیج
کفشهایتان لنگه به لنگه نمیشود
آنجا اگر کمی سر کیسه را شکل کنید و یک جفت گیوه مرغوب هجیجی بخرید، کفشهایتان دیگر هرگز لنگه به لنگه نمیشوند چون گیوه لنگه راست و چپ ندارد و یکی از اصلیترین مکانهای تولیدش، روستای هجیج از توابع بخش نوسود شهرستان پاوه در استان کرمانشاه است.
هجیج ـ که برخی آن را با «ح جیمی» مینویسند و میگویند به معنای دره سرسبز و عمیق است ـ روستایی است که همه خانههایشان از سنگ هستند و حتی یک آجر در آنها به کار نرفته است.
در یکی از وبنوشتهها درباره هجیج، قصهای هست که میگوید، پانصد سال پیش در هجیج، آسمان خسیس شد و خشکسالی بیداد کرد. اهالی روستا سراغ مردی متدین که نسبش به امام موسی کاظم(ع) میرسید، رفتند تا برای باریدن باران، دعا کند. مرد دعا کرد و چشمهای پر آب، دل خاک را شکافت و مرد از همان وقت، صاحب احترامی ویژه میان مردم شد و حتی پس از مرگش، بقعهای به یادش ساختند به نام «بقعه سیدعبدالله» یا «بقعه کوسه هجیج».
کسی نمیداند این ماجرا درباره روستای هجیج و بقعه سیدعبدالله در کنار رودخانه سیروان، راست است یا تنها قصهای ساده است برای سنگین شدن پلکهای بچههای هجیجی، وقت خواب. مهم این است که اهالی هجیج، اهل تسنن هستند، اما به امامزادهشان احترام میگذارند واین بقعه از پنج قرن پیش تاکنون سرپا بوده است و زیارتگاه دوستدارانش.
چند کار واجب است که به محض رسیدن به هجیج باید انجام دهید، نخست این که دستکم یک جفت گیوه مرغوب بخرید، چون پیشه بیشتر هجیجیها، دوختن همین گیوههای فوقالعاده است، دوم به چراگاههای خوشمنظره «پیاز دول میشا» و «گاول» و آبشار بل در نزدیکی روستا که آب معدنی شفابخش دارد، سری بزنید و سوم اگر فرصت کردید از یکی از قدیمهای ده بپرسید چرا هجیجیها قابهای در و پنجره همه خانههای روستا را آبی آسمانی میکنند؟
گیلان ـ قلعه رودخان
افسون میشوید
حتی از دیدن عکس روستای قلعه رودخان از توابع بخش مرکزی شهرستان فومن در استان گیلان هم لذت میبرید و دلتان تازه میشود تا چه رسد به اینکه آنجا باشید و در هوای خنک و مطبوعش نفس عمیق بکشید و صدای هوش گیاهان به گوشتان برسد و بوی سبزه مرطوب جنگل را حس کنید و به آواز پرندگان گوش کنید که در اعماق آن سبزی یکدست میخوانند.
طوری نمیشود، هیچکس نمیفهمد، فقط چند لحظه موتور خیالپردازیتان را روشن کنید و خودتان را به ما بسپرید تا پیشنهادمان را برای شما توصیف کنیم. آمادهاید؟
امروز صبح شما از طرف فومن راه افتادهاید و از روستای حیدرکلات گذشتهاید، در پارک جنگلی قلعهرودخان هستید و از روی پل چوبی رودخانه رد شدهاید و آن ترس عمیق و خواستنی از جریان تند آب خنک رودخانه زیر پایتان را تجربه کردهاید.
از همین جا، همین سنگفرش زیر پایتان، دالان بهشت آغاز میشود؛ دالانی سبز که سرشاخههای درهمپیچیده درختان، آن را برای شما آذین بستهاند. بگذارید آن سبز دلاویز چشمهایتان را بنوازد، بگذارید ریههایتان از نفس گیاهان انباشه شود و قدم تند کنید تا به پلههای قلعه رودخان، باشکوهترین دژ نظامی استان گیلان، برسید. پلهها زیادند و شاید هم به همین دلیل به آن قلعه هزار پله گفتهاند، اما مطمئن باشید طبیعت اطراف و قلعه عظیم و خزهبسته بالای تپه، چنان افسونتان میکند که مثل مسخشدهها، پلهها را با سرعت بالا میروید و خستگی را از یاد میبرید.
خب، حالا خیالپردازی را تمام کنید و تنها به یک پرسش ما پاسخ دهید؛ چرا وقتی از نعمت زنده بودن برخوردارید و خبر دارید این همه زیبایی در جایی از کشور، انتظارتان را میکشد، در خانه نشستهاید و ترجیح میدهید در رویا سیر کنید؟ مگر تا قلعه رودخان چقدر راه است؟!
آذربایجان غربی ـ سهولان
به کبوترها احترام بگذارید
حتی اگر هیچیک از آن قلعهها و مساجد قدیمی، دور و بر روستای سهولان، از توابع بخش مرکزی شهرستان مهاباد در آذربایجان غربی نبود، حتی اگر آن چشمههای خروشان و باغهای میوه پربار، روستا را احاطه نکرده بودند، وسوسه سوار شدن بر قایقی پارویی و گردش در دالانهای تو در توی غار معروف این روستا، حتما میتوانست هر گردشگری را به آنجا بکشاند؛ وسوسه دیدن قندیلهایی که گاهی خوشه انگور شدهاند، گاه پروانه، گاهی پای فیل، گاهی توت فرهنگی، گاه عروس دریایی و ... .
کردها میگویند سهولان به زبان آنها به معنای یخبندان است که احتمالا دلیل گذاشتن این نام بر روستای چهارصد ساله سهولان، آب و هوای سرد آن است که اگر شما این پیشنهاد را بپذیرید و به آنجا بروید، به خوبی تجربهاش میکنید.
وقتی مسافر دنیای اسرارآمیز غار سهولان شدید، چه در دالانهای تو در توی بخش خشک آن پرسه میزدید، چه سوار قایق در حوضچههایش شدید، به یاد داشته باشید به کبوترها و آرامششان احترام بگذارید، چون آنها ساکنان اصلی سهولان به شمار میروند و در نقاط گوناگونش لانه ساختهاند، به همین خاطر هم اهالی به این غار «کوتهکوتر» یا «لانه کبوتر» گفتهاند!
برای سفر به روستای سهولان، باید آنقدر در جاده بوکان مهاباد برانید تا به فرعی برسید که به روستای عیسی کندی میرسد و همین جاده را اگر ادامه دهید، سهولان در انتظار شماست.
تهران ـ کر کبود
همخوانی موزون آب و سنگ
برخی از پدربزرگهای آنها میگویند که از پدربزرگهایشان شنیدهاند و پدربزرگهایشان از پدربزرگهایشان نقل کردهاند و پدربزرگ بزرگهای آن پدربزرگها تعریف کردهاند که ... به هر حال مهم نیست دقیقا چه کسی گفته است، مهم این است که برخی بر این باورند که شاید نام روستای کر کبود از نام دو اسب که «کهر» و «کبود» صدایشان میکردهاند، گرفته شده است.
هر کس در دیدار از کر کبود از توابع بخش طالقان ساوجبلاغ در استان تهران درباره اینکه مهمترین جاذبه گردشگری روستا کدام است، نظری دارد، اما از نظر ما، زیباترین اجزای روستا، معماری سنتی خانههای آن، درختهای تنومند کهنسالش با سایههای پربرکت و کوچههای خاکی و شیبداری است که دیوانهوار پیچ و تاب میخورند، پله میشوند، حیاط میشوند، یا به دل کوه میزنند و به آبشار کر در هفتصد متری شمال شرقی روستا یا یخچالهای طبیعی آن در شمالش میرسند.
آبشار کر سی تا پنجاه متر ارتفاع دارد و صدای ریزش آبش آنقدر بلند است که با نیم ساعت گوش کردن به آن تا پایان روز در خواب و بیداری زمزمهاش در گوشهایتان تکرار میشود.
روستای کر کبود که به دلیل قرار گرفتن در دامنه کوه، آب و هوایی دلپذیر دارد، از مسیر اتوبان کرج ـ قزوین و از راه شهرستان طالقان قابل دسترسی است. فراموش نکنید شما به روستایی دعوت شدهاید که حدود 1100 سال قدمت دارد با دو امامزاده به نامهای امامزاده زید ابراهیم و امامزاده شاه محمد حنفیه و البته آرامگاه ملا یغمایی کر کبودی هم در قبرستان تاریخی روستا واقع شده است.
امامزاده زید ابراهیم در مرکز روستاست و نسبش بنا به گفتههای اهالی، به امام موسی کاظم(ع) میرسد، اما آرامگاه امامزاده شاه محمد حنفیه در ارتفاعات شمال شرقی روستا معروف به کوه عقیق قرار دارد، علاوه بر همه اینها، روستا حمامی تاریخی هم دارد که متعلق به دوره قاجار است.
چهارمحال و بختیاری ـ آتشگاه
خانه آبشارها
ممکن است از ما بپرسید چرا از استان چهارمحال و بختیاری که سرزمین لالههای واژگون است، روستای آتشگاه از توابع بخش مرکزی لردگان در استان چهارمحال و بختیاری را انتخاب کردهایم که کمتر لاله وحشی دارد که به شما پاسخ میدهیم، اولا لالهها معمولا در اردیبهشت باز میشوند و در فروردین هنوز باز نشدهاند و ثانیا شک نکنید طبیعت آتشگاه هم آنقدر بکر و دستنخورده است که از سفر به آن پشیمان نمیشوید.
قدمت این روستا به دوره قاجار برمیگردد؛ همان زمانی که عشایر بختیاری آن را به عنوان یکی از ییلاقهای خود پسندیدند و چادرهایشان را در مجاورت آبشارهای زیبای آن که در مساحتی سه کیلومتری گسترده شدهاند، برپا کردند.
طبیعت در تبدیل آتشگاه به یکی از جذابترین مکانهای گردشگری چهارمحال و بختیاری نقش اساسی داشته است. درختان کهنسال بلوط و گردو و بنه در سراسر دره تنگی که روستا در آن واقع شده، کوههای شورم جلا و دریک در جنوب و شمال روستا و حتی جنس آهکی آنها که سبب به وجود آوردن غارها و آبشارهای متعدد در منطقه شده، همگی از جاذبههای بینظیر این منطقه به شمار میروند.
اگر خواستید از آتشگاه سوغاتی بخرید، از اهالی سراغ گیاهان معطر و دارویی یا شیر و پنیر و ماست و دوغ محلی یا گلیمهای ساده و بادوامشان را بگیرید. برای سفر به این روستا، باید به شهرستان لردگان بروید و از آنجا دو جاده هست که شما را به آتشگاه میرساند، اولی که طولانیتر است جادهای است که از روستاهای منجر موثی و کیهان و چلهگاه و کلار و چمنبید و دره نامدار و قلعه سوخته و باغ کاج و ده کهنه میگذرد و جاده دوم که کوتاهتر است، از لردگان و میلاس و سردشت و آبزا و دلی رد میشود و به آتشگاه میرسد.
خراسان شمالی ـ درکش
داروخانه سرسبز
چند بار نام روستای درکش از توابع بخش مرکزی شهرستان مانه و سملقان به گوشتان خورده است؟ آیا دوست دارید مهمان کردهای کرمانجی در خراسان شمالی شوید؟ تا حالا پیش آمده به آوازهای محزون آنان، وقتی با دو تار همراه میشود، گوش دهید؟ تا به حال دوتارنوازی کرمانجیها را دیدهاید؟ از مهماننوازی و غیرتمندیشان شنیدهاید؟ وصف رسوم و سنتهایشان در عزا و جشن و ... چطور؟ اگر راجع به همه اینها کنجکاوید، به روستای درکش بروید که مردمش بیشتر کردهای کرمانجیاند.
درکش روستای خوش آب و هوا و کوهستانی است که چشمههای فراوانی در اطرافش جریان دارند و یافتههای باستانشناسی در حوالی برج تاریخی سبزعلیخان قراچورلو و تپههای اطرافش، نشان میدهند این روستا عمری دویست ساله دارد.
از زیباترین جاذبههای طبیعی روستای درکش، میتوان به مراتع وسیع و سبز اطراف روستا، حواشی رودخانه زومار و دره کنداب در جنوب آن اشاره کرد، اما آنچه دوستداران طبیعت را به درکش میکشاند، جنگل زیبا و انبوه بلوط در نزدیکی آن است که تنها جنگل بلوط شرق کشور به شمار میرود.
یک نکته دیگر هم درباره درکش هست که بد نیست آن را بدانید. این روستا بنا بر نظر گیاهشناسان، گنجینهای کمنظیر از گیاهان دارویی است، به گونهای که چند سال پیش، یکی از این کارشناسان گفته بود، 380 گونه گیاه دارویی در روستای درکش شناسایی شده است که 79 گونه از آنها بسیار ارزشمند هستند.
او برای نمونه از بابونه بجنورد به عنوان گیاهی منحصر به فرد در درمان بیماریهای گوارشی نام برده بود که در حوالی این روستا میروید. برای سفر به درکش از بجنورد به سمت آشخانه حرکت کنید و همین که روستای کلاته زمان صوفی را پشت سر گذاشتید، نرسیده به جوزک، جادهای فرعی شما را به روستا میرساند.
سیستان و بلوچستان ـ تیس
از خانه جنها تا خلوت با دریا
آنجا روی یکی از آن صخرههای آهکی بلند که هنوز از پسمانده آفتاب ظهر گرمند، گوشهای دنج و خلوت پیدا میکنی و مینشینی و خورشید را نگاه میکنی که سرخ و لرزان و بی هیچ تقلایی در دریا غرق میشود و به صدای موجهایی گوش میکنی که آرام و منظم بر تن صخرهها میکوبند و اگر حوصله داشتی به بلوچهای سپیدپوشی که با دست پر از دریا برمیگردند، «خداقوت» میگویی، اما همه این توصیفها حتی گوشهای از زیباییهای روستای ساحلی تیس، از توابع بخش مرکزی شهرستان چابهار در سیستانوبلوچستان نمیشوند و حتما پیشینیان ما هم این را فهمیدهاند که از 2500 سال پیش در تیس ساکن شدهاند و به آن گاهی بندر تیزیا گفتهاند و گاهی تیز و گاهی تسی.
تیس، سه قلعه باستانی مهم دارد؛ اولی قلعه تیس است که سبک معماریاش نشان میدهد، به دوره سلجوقی تعلق دارد، دومین قلعه، «پیروز گت» نام دارد که به غیر کوهنوردها پیشنهاد نمیکنیم از داخلش بازدید کنند، چون راه ورود به آن سخت و خطرناک است، قلعه سوم، «بلوچ گت» است که بالای کوه قرار گرفته و دو مقبره هرمی کوچک هم در آن ساخته شده است.
انتخاب سفر به تیس ـ که از طرف نیکشهر و جاده چابهار ـ کنارک جادهای آسفالته دارد ـ با خودتان است، اما فقط این هشدار را بشنوید که اگر به تیس نروید، نه مقابر جنانی گچ را (که به باور اهالی، محل سکونت جنها بوده) میبینید، نه پیلبند را، نه سدهای تیس را، نه غارهای بان مسیتی و نقاشیهای عجیب و غریب داخلشان را، نه چاه باستانی تیس کوپان را و نه حتی گورهای مرموز تپه نهادی را. حالا تصمیمتان چیست؟ چمدان ها را میبندید یا نه؟
فارس ـ سرمشهد
یک مرد با دو شیر مرده
آنجا شما شاهدان جنگی تقریبا تمام شدهاید؛ پیکاری میان بهرام دوم، پنجمین پادشاه ساسانی با شیری شرزه. بهرام خنجرش را در سینه شیر فرو کرده و شیری دیگر هم پیشتر به دست او کشته شده و بر خاک افتاده است. پشت سر شهریان چند تن از اعضای خانوادهاش در کنار کرتیر (موبد موبدان) ایستادهاند که ظاهرا بهرام در دفاع از آنها با شیرها جنگیده است. درست بالای سر بهرام و خانوادهاش هم کتیبهای نصب شده که یکی از چهار کتیبه موبد موبدان آن زمان و بزرگترین کتیبه عهد ساسانی روستای سرمشهد، از توابع بخش جره و بالده شهرستان کازرون در استان فارس که جادههای رسیدن به آن چه از طرف برازجان و چه از طرف کازرون، آسفالته و مناسب است.
متون قدیمی نشان میدهد روزگاری این منطقه مورد توجه پادشاهان هخامنشی و ساسانی بوده است و در آن بناهای گوناگونی ساختهاند که بقایای آنها هنوز در اطراف سرمشهد دیده میشود و از آن جمله میتوان به تپه باستانی تل نقارهخانه، آتشکده، تل خاموش، قنات سرمشهد، تل خندق و کاروانسرای کوشک اشاره کرد. در شش کیلومتری شمال شرقی روستا هم، باستانشناسان شهری کهن به نام «قندجان» را از دل خاک بیرون آوردهاند که از دیدن آن پشیمان نخواهید شد.
کردستان ـ پالنگان
پله پله تا بهشت
واقعا عجیب نیست که هنوز هم وقتی میپرسی: «کدام روستای ایران معماری پلکانی دارد؟» همه بلافاصله میگویند: «ماسوله»!. فکر میکنید چند نفر در پاسخ به این پرسش، از روستای پالنگان از توابع بخش مرکزی شهرستان کامیاران استان کردستان، یادی میکنند؟ فکر میکنید چند نفر میدانند این روستا گوشهای از بهشت است؟ چند نفر خبر دارند در ده کیلومتری شمال غرب این روستا در رشته کوههای «گواز»، چشمههای داغ آب معدنی شفابخشی از دل کوه، بیرون میجوشند که از فراوانی ترکیبات گوگردی و آهنی، شیریرنگ شدهاند؟ چند نفر وصف قلعه عظیم و اسرارآمیز این روستا را شنیدهاند؟ خیلی کم! خیلی خیلی کم! و به همین دلیل است که برخی ترجیح میدهند امسال هم راهی ماسوله شوند و بیشتر وقت تعطیلاتشان را در ترافیک جاده روستا بگذرانند و در انبوه جمعیت، فرصت خلوت کردن با طبیعت را از دست بدهند تا ما روزنامهنگارها در پایان تعطیلات با تأسف گزارش کنیم: «ماسوله گنجایش این همه گردشگر ورودی را ندارد! به بقیه ایران هم سری بزنید!».
اما شما که این مطلب را خواندهاید امسال پالنگان را انتخاب کنید، چون پالنگان، خلوت، خوش آب و هوا، پر از چشمهها و رودهای خروشان و طبیعتی دست نخورده است با کردهای مهربانی که به اورامی سخن میگویند و وقتی دلتنگ میشوند با صدایی محزون سیاه چمانه میخوانند یا چپله یا گریان، اما اگر شاد باشند آن وقت باید ببینید با دو دستمال رنگی و یک دهل، چگونه هنرنمایی میکنند. وقت رفتن فراموش نکنید از پالنگانیهای شریف، کشک و گیوه بخرید به رسم سوغات و اگر تعارفتان کردند به خوردن ولوشه یا غازینه یا شلمین، رد نکنید چون غذاهای کردی واقعا لذیذند!
پالنگان از راه شهرهای کامیاران و پاوه و سروآباد و سنندج قابل دسترسی است. پس بهانه نگیرید که چون دقیقا نمیدانید کجاست آن را برای سفر انتخاب نمیکنید.
کرمان ـ سیرچ
اینجا با کویر کنار نمیآید
همین ابتدا باید اعتراف کنیم ما هم پیشتر مثل خیلی از خوانندگان این مطلب، خیال میکردیم کرمان استانی گرم و خشک و بی آب و علف است، اما شما هم باید مثل ما روستاهای طرز، لالهزار، میمند، هرزا و ... را ببینید تا باور کنید کرمان یک بهشت کوچک و دوستداشتنی است که کمتر کسی از همه جاذبههایش خبر دارد.
سخت است از بین روستاهای دیدنی کرمان، یکی را انتخاب کنیم، اما وقتی پای اجبار به میان میآید، ما به هزار و یک دلیل، روستای سیرچ از توابع بخش شهداد را برای معرفی میپسندیم. میپرسید کدام دلایل؟ اول اینکه سیرچ، زادگاه هوشنگ مرادی کرمانی، خالق «قصههای مجید» است، دوم آنکه روستای ما، سروی تاریخی دارد که سیرچیها میگویند دوهزار سال از خدا عمر گرفته است. سوم روستای پیشنهادی ما در مجاورت کویر واقع شده، اما در آن پیست اسکی زمستانی ساختهاند چون آب و هوایش با خلق و خوی کویر هیچ همخوانی ندارد و خنک و کوهستانی است که همین تضاد موجب شگفتیتان خواهد شد. چهارم اینکه در نزدیکی سیرچ، رودخانهای باصفا و کوهی بلند و مناسب برای کوهنوردی وجود دارد. پنجم آن که سیرچ چشمههای آب گرمی دارد که کرمانیها، آنها را برای آبدرمانی مناسبسازی کردهاند تا از گردشگران استقبالی درخور داشته باشند. و ششم با سفر به سیرچ میتوانید کره و روغن نباتی مرغوب، خشکبار، قالیچههای کوچک و حصیربافتههای تزئینی سوغاتی بخرید و ... .
ما شش دلیل از هزار و یک دلیل سفر به سیرچ را گفتیم، حالا نوبت شماست که از طریق جادههای آسفالته شهرهای کرمان یا شهداد، راهی سیرچ شوید تا شاید 995 دلیل دیگر را هم پیدا کردید.
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٩/٧/٢٤ - آنسوی مه در مالزی
واحد پول
فهرست واحد پول کشورها
واحد پول 128 کشور جهان به ترتیب حروف الفبا درج شده است
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٩/٤/۱٩ - آنسوی مه در مالزی
همایش به خوبی انجام شد
هدف از شکل گیری همایش هنرمندان ایرانی و شب شعر
بنام آنکس که جان را فکرت آموخت با سلام خدمت تمامی حضار و سروران گرامی هنردوستان و هنرمندان و عزیزان اهل شعر و ادب که زحمت کشیده و در این همایش حضور پیدا کردند.
من دوسال پیش قدم به خاک مالزی گذاشتم در ایران که بودم سالها در انجمن های شعر و ادب و شب شعر شرکت می کردم علاقه وافری هم به فعالیت های فرهنگی و اجتماعی دارم متاسفانه رشته تحصیلات دانشگاهی ام رشته کامپیوتر بوده اما همیشه علاقه بسیار زیادی به نویسندگی و سرودن شعر داشتم.
با چند تا ازنشریات هم از جمله نشریه ... ... همکاری داشتم من اعتقاد دارم باید ادبیات و گویش اصیل پارسی گذشته را با تشکیل شب شعر و انجمن های ادبی و با بزرگداشت یاد شاعران پارس گوی همچون شاعر حماسی سرای ابوالقاسم فردوسی گرامی و زنده بداریم تا سیر گویش پارسی به مرور زمان به بیراهه نیانجامد.
بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
در این مدت دو سال در مالزی بسیار سعی کردم هر چه زودتر این حرکت را شروع کنم ولی بدلیل عدم شناخت به جامعه ایرانیان مقیم در مالزی از یک طرف و درگیری و مشغله ایجاد اشتغال برای خودم از طرف دیگر باعث شد با تاخیر صورت گیرد باز خوشحالم که توانستم این قدم را بردارم و راه را برای ادامه و برگزای هر چه بهتر از این برنامه ها برای ایرانیان عزیزم هموار کنم.
با تشکر رضا مهتابی
15 می 2010
دلیل نیاز مبرم به تشکیل شب شعر
http://www.youtube.com/watch?v=Q2h4eUzwW8k
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٩/٢/۳٠ - آنسوی مه در مالزی
اولین همایش هنرمندان ایرانی مقیم مالزی
قابل توجه ایرانیان محترم
هسته علمی هنرهای اسلامی جنوب شرق آسیا
اولین همایش هنرمندان ایرانی مقیم مالزی
International Creative Art Gallery
اسپانسر : شرکت
QUALITY RHYTHM (M) SDN BHD 669248-V
(EAST LAKE SERVICE CENTER (ELSC
برگزار میکند
دومین شب شعر در مالزی
موضوع : فردوسی بزرگ مرد خلاقیت ایران زمین
زمان: 15 می ساعت 18 تا 20 شب
مکان :BADMINTON ROOM,EAST LAKE,JALAN SERDANG PERDANA,SERI 43300
از عموم علاقمندان خصوصا هنرمندان دعوت می شود در این همایش بزرگ شرکت بعمل آورند
ورودی رایگان می باشد
با تشکر : مهتابی – 4005 255 017
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٩/٢/۱٥ - آنسوی مه در مالزی
شماره تلفن های ضروری مالزی
|
|
|
کد 03 |
ادارات و نهادات |
|
تلفن های اضطراری |
|
42512840
|
رایزن علمی و سرپرستی دانشجویان در جنوب شرق آسیا
|
999 |
اورژانس |
|
42512840
|
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
|
999 |
پلیس |
|
دفتر نمایندگی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
|
994 |
آتش نشانی |
|
|
83125198
|
مرکز اطلاع رسانی دانشگاههای مالزی
|
103 |
اطلاعات تلفن |
|
42568781
|
مدرسه بین المللی سیفول
|
03 87762000
|
اطلاعات فرودگاه
|
|
42562857 |
مدرسه ایرانیان (مجتمع آموزشی امام خمینی ) |
کد 03 |
سفارتخانه ها |
|
88801000 |
اداره مهاجرت |
42514830 |
ایران |
|
88874000 |
اداره اتباع خارجی |
21428495 |
چین |
|
20495666 |
راهنمایی و رانندگی |
21488222 |
تایلند |
|
74922123 |
شرکت تلفن مکسیس |
27183333 |
کانادا |
|
36308888 |
شرکت تلفن سلکام |
21685000 |
آمریکا |
|
کد 03 |
هتل ها |
21465555 |
استرالیا |
|
22961188 |
CITITEL MID VALLEY |
21702200 |
انگلستان |
|
21442200 |
CONCORDE |
21616277 |
سنگاپور |
|
21630468 |
FEDERAL |
کد 03 |
پلیس |
|
21617777 |
EQUATORIAL |
21668322 |
پلیس جهانگردی |
|
22642264 |
HILTON KL |
87763450 |
پلیس فرودگاه |
|
21798000 |
MICASA |
42522222 |
پلیس راهنمایی |
|
21611111 |
NIKKO |
21460522 |
پلیس کوالالامپور |
|
40425555 |
SERI PACIFIC KLIA |
کد 03 |
دفاتر شرکت های هواپیمایی |
|
87873333 |
PAN PACIFIC KLIA |
21611351 |
ایران ایر - کوالالامپور |
|
21708888 |
PRINCE |
87873722 |
ایران ایر - فرودگاه |
|
20322388 |
SHANGRI-LA |
20585888 |
امارات |
|
42513833 |
SUCASA |
78463000 |
مالزی ایرلاین |
|
40429888 |
LEGENDA |
26150061 |
الاتحاد |
|
40437777 |
DYNASTY |
21418281 |
قطر |
|
74928000 |
SUNWAY LAGOON |
21412676 |
گلف ایر |
|
کد 03 |
شرکت های تاکسیرانی |
76512222 |
ایراشیا |
|
80242727 |
COMFORT |
کد 03
|
آموزشگاههای زبان انگلیسی
|
|
62592020 |
PUBLIC CAB |
56365530 |
ELS - Subang Jaya |
|
92217600 |
RADIO TAXI |
21665530
|
ELS - Kuala lumpur
|
|
21628000 |
SAUJANA TAXI |
79588530
|
ELS - Petaling Jaya
|
|
90571111 |
SUNLIGHT RADIO TAXI |
27237900
|
British Council
|
|
20953399 |
SUPER CAP |
87362868
|
IMEC
|
|
26936211 |
SW RADIO TAXI |
منبع: http://www.pnpars.com
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ - آنسوی مه در مالزیشرکت QUALITY RHYTHM نمایندگی رسمی دانشگاه NILAI مالزی شد
به حول و قوه خدا شرکت ما نمایندگی رسمی دانشگاه نیلای مالزی شد ایرانیان عزیز می توانند از طریق دفتر نمایندگی ما در ایران جهت تحصیل در این دانشگاه اقدام نموده و براحتی از طریق ما در مالزی تحصیل کنند.

این مجوز رسمی Appointment Certificate for Education Consultant از طرف دانشگاه نیلای مالزی برای شرکت دانشجوئی Quality Rhythm (M) SDN. BHD. 669248-v می باشد

این هم عکس هائی از دانشگاه و حین عقد قرارداد نمایندگی شرکت ما با روسای دانشگاه نیلای مالزی




محوطه دانشگاه نیلای








دانشجویان هنر در حین اجرای نقش تئاتر.

رستوران دانشگاه

کادر پرسنل قسمت رستوران



کتابخانه و اتاق مطالعه دانشگاه





نمای کلی محیط دانشگاه نیلای مالزی






قسمت آماده ساخت برای دانشکده دورهای آموزش تعمییرات موتورهای هواپیمائی






مسیر ورود به دانشگاه از سمت اتوبان


از نویسنده وبلاگ اینجا رو ببینید
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸۸/٢/٥ - آنسوی مه در مالزیبرای اولین بار در مالزی
برای اولین بار در مالزی مشارکت سه شرکت فعال ایرانی چینی و مالزیائی با هم در جهت تسهیل و تسریع خدمات در خدمت ایرانیان عزیز:
دفتر نمایندگی ما در تهران :بلوار حکیم غرب بعد از اشرفی اصفهانی ساختمان ثامن پ ١ ط ۴ تلفن ١۶۶ ۴۴٠٨٠ (٢١+)

١) شرکت تجاری Nexus Dragon
- تسهیل در امر واردات و صادرات
- ثبت شرکت
- اخذ مجوز های بانکی
- اخذ مجوز کار
- اجاره دفتر کار
- انتقال ارز از تمام نقاط دنیا
- گشایش اعتبارات ارزی (LC)
- کاریابی و مشاوره سرمایه گذاری
٢) شرکت دانشجوئی Quality Rhythm
- ثبت نام دانشجو و اخذ اقامت
- انتقال دانشجو به نیوزلند و استرالیا
- اجاره خودرو به شرط تملیک
- اجاره مسکن
- ثبت نام در کلاسهای زبان و مدارس اینترنشنال
- آمادگی جهتTOEFL و IELTS
٣) شرکت توریستی M & M international
- اجرای تورهای تفریحی در مالزی
- تورهای تفریحی به کشورهای تایلند سنگاپور و اندونزی جزیره بالی
- تهیه بلیط های ارزان قیمت
- تهیه بلیط به کشورهای همجوار مالزی
- تخفیف ویژه برای تورهای گروهی
------------------------------------------------------ >> اینجا رو هم ببینید <<------
شماره های مبایل :۴٠٠۵ ٢۵۵ ۶٠١٧ + و ٣٩٩۴ ۶٩٩ ۶٠١٧ + و ٨٣٠٠ ٢١۵ ۶٠١٧ +
شماره های شرکت : ۴٠۴ ١٧ ۴٠۴ ۶٠٣ + و ۴٠۴ ۵٨ ۴٠۴ ۶٠٣ + فاکس : ۴٠۴ ۵٧ ۴٠۴ ۶٠٣ +
شماره دفتر نمایندگی ما در تهران : ١۶۶ ۴۴٠٨٠ (٢١+) فاکس 89 777 440(21+)
شماره FX مالزی : ٨٨٨ ٢۵ ٨۴٠ (٢١+)
716,2nd Floor,Unit B,Jalan Sentul, 51000 Kuala lumpur
Nexus Deragon (M) SDN. BHD. 671382-x
M & M International (M) SDN. BHD. 836069-x
Quality Rhythm (M) SDN. BHD. 669248-v
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸۸/۱/۱٦ - آنسوی مه در مالزی
اطلاع رسانی و معرفی سایت ها برای اقامت در مالزی
با سلام به شما بازدید کننده محترم از این وبلاگ:
یک سایت دیگر از دانشگاه های مالزی
یادداشت هائی درباره فرهنگ و مردم مالزی
برای اطلاعات بیشتر با شماره تهران در مالزی یعنی : ٨٨٨ ٢۵ ٨۴٠ (٠٢١) می توانید مستقیما با دفتر مالزی صحبت کنید (یعنی هزینه تهران برای شما محاسبه می شود ولی عملا با مالزی تماس دارید) (تلفن های مالزی : 404 17 404 603+ و 404 57 404 603+ فاکس 404 57 404 603+)
آدرس و شماره تلفن های دفتر ما در تهران :بزرگراه حکیم غرب بعد از اشرفی اصفهانی آزمایشگاه قانون پلاک ١ طبقه ۴شرقی ٩٨٩١٢٣٧۵٣٢٠۴+ و ٩٨٢١۴۴٠٨٠١۶۶+
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٧/۱٠/٢٦ - آنسوی مه در مالزی
پروسه بررسی جهت مهاجرت به خارج از کشور
١) آیا زندگی در خارج خوب است یا بد؟
اولین مورد پیشنهادی من اینکه قبل از پاسخ به این سوال باید در خود جستجو کنید که دلایل و انگیره کافی برای زندگی در خارج از کشور داشته باشید یعنی همین جوری نباید تصمیم گرفت چون تمام اونهائیکه همیجوری بلند شدند اومدند بعد از ۲ سه ماه برگشتند. (از همسایه های زیادی در اینجا )چون به نظر من اقدام به همچین امری بسیار متفاوت از اقدامات دیگر در زندگی است هر موقع خواستی تصمیم بگیری اول دلایل آمدنت را روی کاغذ بنویس و براشون نمره بده و سبک سنگین کن . من خودم نزدیک به ۲۵ مورد دلیل داشتم...
حداقل برای خودت و دیگران دلایل قانع کننده ای دارید که می تواند تازه یکی از رموز موفقیت شما در زندگی خارج از کشور باشد.
٢) آیا با هر انگیزه ای می شود عزیمت کرد؟
اگر دلایل شما درسوال قبلی در مقابل دلبستگی ها و تعلقات مادی و غیر مادی به اندازه ای نباشد که شما را قانع کند از تصمیم به عزیمت از کشور منصرف شوید و با همان وضعیت خوب یا بد بسازید ولی اگر سنگینی دلایل شما به بیشتر از سه چهاربرابر تعلقات شما در کشور خودت رسید آنوفت تازه به این مرحله می رسید که قدمهای دیگر اقدام به رفتن را مورد بررسی و تحلیل قرار دهید.
٣) آیا روحیه ریسک پذیری و از نو شروع کردن (البته با کمی متفاوت از نو شروع کردن) را دارید؟
ماها عادت کرده ایم به یکنواختی و تکرار از نو شروع کردن را دوست نداریم یعنی تغییر را دوست نداریم اگر هم دوست داشته باشیم دلش رو نداریم ولی من اعتقاد دارم باید هرچند وقت به سراغ تعییر رفت و برای جنگ با عوامل و موانع تغییر زره پوش شد و جنگید و از نو شروع کرد اگر نو شدن را دوست دارید....
بنابراین هرموقع آماده تغییر را پیدا کردی می توانی به بررسی قدمهای دیگر بروید..
۴) مطالعه روی اینکه کدام کشور برای انتخاب خوب است؟
بعد از رد شدن از مراحل قبلی یعنی داشتن سه مرحله اول باید دید که کدام کشور با شرایط و خواسته های تو مطابقت دارد شرایطی چون مالی فرهنگی آب هوا دوری و نزدیک بودن به کشور خود و غیره ... را می توان مورد بررسی و مطالعه قرارداد و روی یکی دو کشور مورد نظر تمرکز نمود و شرایط آنرا سنجیدو درنهایت یکی را انتخاب نمود.
۵) سفری چند روزه به کشور انتخاب شده.
باید یک سفر چند روزه توریستی در صورت امکان مالی بطور انفرادی یا با خانواده به آن کشور عزیمت نمود و نه برای تفریح و گشت و گذار صرفا جهت بررسی و آشنا شدن با شرایط زندگی در آنجا و بازار کار آن کشور. و یک تجربه چند روزه می تواند خیلی در انتخاب آن کشور مفید باشد.
۶) آیا همه چیز و همه زندگی را باید فروخت و رفت ؟
این بستگی به میزان قدرتمند عمل کردن شما در اقدامات اولیه شما می باشد و هیچ توصیه ای در این مورد نمی شود کرد مگر با در نظرگرفتن شرایط خودت.
٧) برای عزیمت چه مقدار پول باید به همراه داشته باشید؟
بعد از بررسی هزینه ها و مخارج تقریبی کشور مقصد برای یک خانواده ٣ الی ۴ نفره پول نقد حداقل به اندازه ۶ ماه الی ١ سال باید داشته باشید که با خیال راحت این عزیمت را انجام بدهید در صورتیکه این میزان مقدور نباشد به نسبت کم بودن فکر را دچار استرس کرده و میزان موفقیت کاهش پیدا خواهد کرد اگر این میزان به کمتر از ٣ ماه رسیدمن پیشنهاد میکنم از عزیمت صرفنظر کنید مگر شرایط کار و زندگی از قبل در کشور مقصد برایتان مهیا شده باشد.(مثلا برای مالزی حداقل باید ٢٠ میلیون تومان برای یک خانواده ٣ نفره نقد داشته باشید)
٨) آیا کار خوب در خارج با در آمد خوب میشه پیدا کرد ؟
این مهمترین سوالی است که همه همیشه اول بدنبال پاسخ به این سوال هستند اما این سوال اساسا غلط است چون جواب به این سوال در کشور خودت هم که خیلی امتیازبیشتری نسبت به اشتغال وجود دارد نمی توان با اطمینان جواب داد و یا به جواب رسید چه برسد به کشور غریبی که شما در اولویت آخر قرار دارید و مشکلات خارجی بودن و هم زبان نبودن هم به آن اضافه می شود بنابراین چه باید کرد؟ وقتی به این تصمیم می رسیم بدانیم که چقدر قدرت داریم که در کوتاه ترین مدت بدون استرس وارد عمل شده و بعنوان کسی که به فرض بطور جبری در شرایط جدید قرار گرفته و وظیفه دارد و مجبور است شکم خود و خانواده اش را سیر کند واین از نظر من یک تز است و قطعا باعث کشف خلاقیت و توانائیهای فرد می شود.
توضیح:زندگی هر شخصی حاصل اندیشه های اوست نه الزاما حاصل شرایط بیرونی. همه مراحل ذکر شده فقط یک الگو است نه تمام راه حل بلکه کامل کننده این مراحل میزان خواسته فرد است حتی نه شرایط فرد.
٩) چه مدت طول میکشد تا کاری پیدا کرد و چگونه؟
به همان مدت که بتوانی در شرایط بحرانی فکر کنی و برای خارج شدن از بحران به اندیشه های نو برسی.و چگونگی آن هم اول باید بدون استرس جامعه جدید را شناخت و بعد از بررسی های لازم نیاز های جدیدی را پیدا کرد که در مورد آن یا فکر نشده و یا کمتر برای آن فکر شده و یا اگر هم شده بنحو احسن عمل نمی شود.
١٠) بعد از خوب به پایان رسیدن همه این مراحل آیا غربت و دوری از وطن (دوری از دوستان و آشنایان )شیرینی تمامی این زحمت ها که منجر به موفقیت شده است را از بین خواهد برد؟
این مسئله خیلی از ما ایرانیان را در خارج از کشور بعد از سپری شدن مدت کوتاهی دچار مشکل میکند و خیلی از خانواده ها بعد از مدتی دچار افسردگی شده و زود قصد برگشتن میکنند.اما این نیز بستگی به مجموعه تعلقات و وابستگی های افراد دارد که بمیزان آن فرد را دچار مشکل میکند.به نظر من اونهائی که مهاجرت از طریق غیر قانونی یا با پناهندگی سیاسی رفته اند بدلیل روانی که نمی توانند هر موقع دلشان خواست به کشور برگردند بسیار برای آنها سخت است اما قانونی شاید این میزان بسیار اندک است.ولی در هر صورت دلتنگی پیش خواهد آمد .
اما راه حل چیست؟ به نظر من وقتی فرض را بر این بگیری که راهی جز این وجود ندارد انگار در اثر یک اتفاق بعد از این باید با این شرایط دوری از تعلقات زندگی کنید و وابستگی ها را کم رنگ کرده و راحت حواهید بود منکه با اون کنار آمدم.
.................................... هر خواستنی هزینه دارد .........................................
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٧/۱٠/۸ - آنسوی مه در مالزیخدمات مشاوره تحصیلی شرکت ما در مالزی
به نام خدا
ضمن خیر مقدم ،شرکت QUALITY RHTYHM به آدرس :No. 716, 2nd Floor, Jalan Sentul, 51000 KUALA LUMPUR
ثبت شده درمالزیتلفکس : ۴٠۴ ١٧ ۴٠۴ ۶٠٣+ همراه: ۶٠١٧٢۵۵۴٠٠۵+ و ۶٠١٧۶٩٩٣٩٩۴+ آماده ارائه خدامات رایگان مشاوره ای جهت اخذ پذیرش از دانشگاههای مورد تائید وزارت علوم ایران و مالزی، دوره های جامع زبان انگلیسی، تورهای مسافرتی بلیطهای ارزان قیمت و VIP ، ثبت شرکت و سرمایه گذاری و اقامت دائم مالزی میباشد.
1- خدمات ما در مشاوره اولیه رایگان شامل :
1. بررسی شرایط تحصیلی شما و راهنمایی جهت انتخاب بهترین دانشگاه و مناسب سطح علمی شما
2. راهنمایی شما در رابطه با آموزش زبان انگلیسی و اخذ مدرک IELTS و TOEFL
3. مشاوره جهت اخذ پذیرش و معافیت از خدمت نظام وظیفه برای دیپلمه ها
4. معرفی فرصتهای استثنایی کشور مالزی در مقایسه با سایر کشورها
5. ارائه مجموعه اطلاعات لازم علمی، فرهنگی و اقتصادی مالزی و هزینه های زندگی
2- خدمات ویژه ما در صورت قرارداد با مؤسسه شامل :
1. اخذ پذیرش برای دوره های جامع زبان از مؤسسات معتبر بین المللی
2. اخذ ویزای دانشجویی مالزی در کوتاهترین زمان
3. اقامت یک روزه رایگان در مجموعه های اسکان شرکت Quality Rhythm
4. تور یک روزه رایگان و گشت از مراکز علمی و تفریحی کوالالامپور
5. خدمات انتقال پول به مالزی به صورت آنی On-Line در دفتر تهران درحضور مشتری
6. ارائه آخرین اطلاعات جدید و وضعیت پرونده شما از طریقe-mail
7. مشاوره رایگان جهت اجاره و یا خرید آپارتمان و خودروی مناسب و ارزان در مالزی
8. امکان تماس رایگان از دفتر ما در تهران با مالزی در هر زمان
9. خرید انواع بلیتهای ارزان قیمت مالزی
10. سرویس Pick-Up از فرودگاه به همراه مترجم ایرانی به محل اقامت بهمراه پذیرایی اولیه
11. تحویل رایگان خودروی اجاره ای با راننده و بدون راننده در فرودگاه مالزی در صورت تقاضا
12. تحویل رایگان سیم کارت تلفن مالزی به محض ورود در فرودگاه کوالالامپور
13. تحویل رایگان کارت اعتبارMaster Card پس از رسیدن به مالزی
14. ثبت نام رایگان فرد متقاضی جهت شرکت در آزمونTOEFL یا IELTS
15. برگزاری کلاسهای خصوصی فشرده زبان انگلیسی توسط استاد فارغ التحصیل کانادا
16. راهنمایی و افتتاح حساب در بانکهای مالزی پس از ثبت نام و اقامت
17. تحویل پول نقدبه دست فرد مورد نظردرمالزی بعد ازتحویل پول در دفتر مادرتهران در کمتراز 30 دقیقه
18. مشاوره رایگان جهت اخذ اقامت دائم در قالب طرح ملی MM2H
19. مشاوره جهت سرمایه گذاری تجار ایرانی در مالزی
---------------------------
آدرس و شماره تلفن های دفتر ما در تهران :بزرگراه حکیم غرب بعد از اشرفی اصفهانی آزمایشگاه قانون پلاک ١ طبقه ۴شرقی ٩٨٩١٢٣٧۵٣٢٠۴+ و ٩٨٢١۴۴٠٨٠١۶۶+
به این زودی یک پگیج اطلاعاتی از مالزی در اختیار شما قرار خواهم داد در ضمن سایت شرکت با آدرس WWW.QUALITYRM.COM در دست اقدام است که بزودی آماده خواهدشد.
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٧/۱٠/٤ - آنسوی مه در مالزیبرگزار شدن تور قلعه الموت
با سلام به دوستان گلم که مارا در برگزاری تور بسیار زیبا قلعه الموت و دریاچه اوان در استان قزوین یاری کردند و برگ ذرین دیگری در دفتر خاطرات ایرانگردی مان به ثبت رساندند.
واقعا جای همه دوستانی که نبودند خالی بود در روز به یادماندنی و زیبا .
شرکت کنندگان: نفیسه پیرانی ، داریوش پیرانی، الهه حدادی،مریم مطلق ،کسری دارابی ،خشایار زینعلی،سمیه خزائی پور،بابک لسانی ،فریبا حقیقی پور ،امیر حقیقی پور ، مریم حقیقی پور ،سارا عسگری،امیر کریمی ،مجیدمصطفی لو،آیسان عابدینی،سمین وحدت ،اکبر حسینی،رضا مهتابی .
روز جمعه همراه با ۱۸ نفر از تهران ۱۵/۵ صبح به راه افتادیم البته چون من کرج باید سوار میشدم ۶ صبح سوار مینی بوس شدم ساعت ۱۱ پای الموت بودیم .بعد از بازدید از قلعه الموت در دل درختان که از آبشار کنار قلعه الموت بهرمند میشد و جذابیت خاصی به آن منطقه بخشیده بود در کنار دوستان همدل نهار راصرف کردیم و ساعت ۳ بسمت دریاچه اوان راهی شدیم ساعت ۵/۳ کنار دریاچه بودیم و تا ساعت ۶ در کنار این دریاچه به تفریح پرداختیم . وبعد بسمت تهران روانه شدیم .درنهایت ساعت ۵/۱۰ شب تهران بودیم.
البته شایان ذکر است که خانم سارا عسگری هم زحمت سرپرستی تیم وهم زحمت تدارکات رابر عهده داشتند که در اینجا جا دارد از این دوست صمیمی مان تشکر لازم را بعمل آوریم.
تعدادی عکس از این برنامه :


























تا اطلاع ثانوی خداحافظ فعلا رفتم یجای دور آنور آب ....برام دعا کنید ...
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٧/٢/٢۱ - آنسوی مه در مالزیتور شورمست بسیار خوب برگزار گردید
با تشکر از همه دوستان شرکت کننده که درخوب اجرا شدن این برنامه با ما همکاری نمودند
شرکت کنندگان: نفیسه پیرانی ، داریوش پیرانی، الهه حدادی، محبوبه فقیه زاده ،کسری دارابی ،خشایار زینعلی،سمیه خزائی پور،بابک لسانی ،ملیحه نظری،رضا افشار،سارا عسگری،امیر محمدی ،رضا مهتابی و ۲ نفر همراه بابک.
روز جمعه مینی بوس جلوی دانشگاه اقتصاد سر ساعت ۴۵/۵ صبح حاضر شد و دوستان ثبت نام کرده تا ساعت ۱۵/۶ در محل قرار حاضر شدند و ۲۰/۶ بسمت جاده دماوند و فیروز کوه حرکت کردیم ساعت ۳۰/۸ در مسیرمان در کنار جاده نیم ساعت توقف نموده و داخل باغی صبحانه میل کردیم و نیم ساعت هم جائی برای تفریح توقف نمودیم در نهایت ساعت ۱۱ کنار دریاچه شورمست بودیم
تعدادی عکس :







به امید دیدار در برنامه های بعدی (برنامه بعدی الموت است )
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٧/٢/٧ - آنسوی مه در مالزی
شورمست
ثبت نام برای یک تور یک روزه بسیار زیبا (شورمست)
نام دریاچه زیبایی است در مازندران که هر هفته پذیرای میهمانان زیادی از تهران است. شورمست دو سالی میشود که مقصد تورهای یک روزه است و خطر تخریب محیط زیست آن را تهدید می کند. این دریاچه تنها دریاچه طبیعی شهرستان سوادکوه است که وسعتی در حدود 15 هزار متر مربع دارد. نه رودی به دریاچه میریزد و نه آبی از آن خارج میشود و تعجببر انگیز است که هنوز سرپاست. چشمههای زیرزمینی حیات بخش شورمستاند. عمق دریاچه 5 متر است و درختان کهنسال و بلندقامت توسکا در اطراف آن منظرهای رویایی را به وجود آورده است
اجرای تور روز جمعه ۶/۲/۸۷
ثبت نام خود را با ارسال نام و نام خانوادگی و شماره تلفن از طریق تماس با نویسنده در این وبلاگ اعلام فرمائید.
مهلت ثبت نام :۴/۲/۸۷
چند تا عکس از منطقه:




قلعه لاجیم

به امید دیدار
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٧/۱/٢٩ - آنسوی مه در مالزی
نیمه ایرانگردی
چو ایران نباشد تن من مباد
روز اول عید از کرج به نیت ایرانگردی راه افتادم کیلومتر را صفر کردم : تعداد استانها: ۸ (همدان - کرمانشاه- لرستان - خوزستان - بوشهر - کهکیله و بویراحمد - چهارمحال بختیاری -اصفهان) همدان : (غار علیصدر - مقبره بوعلی سینا - بابا طاهر - کنبد علویان - موزه هکمتانه - کتیبه های گنجنامه کلیسای گریگوری استبهان) کنگاور : (معبد آناهیتا) کرمانشاه: ( منطقه تاریخی بیستون - طاق بستان - تکیه معاون الملک - سراب نیلوفر ) روانسر: جوانرود: پاوه: (غارقوری قلعه) خرم آباد: (قلعه فلک الافلاک - پل دختر - گرداب سنگی - مناره آجری - سنگ نبشته - پل شکسته) اندیمشک: (سد دز) شوش : (قلعه شوش - کاخ آپادانا - موزه آپادانا - آرامگاه دانیال نبی - کاخ اردشیر - هفت تپه - چغا زنبیل) شوشتر: (پل بند شادروان - خانه خلیل مستوفی - قلعه سلاسل - مجموعه آسیاب ها و آبشارهای شوشتر - خانه مرعشی نجفی - سابات - بقعه سید محمد گیاهخوار) مسجد سلیمان :(سر مسجد) رامهرمز : بهبهان: بندر دیلم : بندر گناوه: برازجان: (دژ یا کاروانسرای مشیرالملک) بوشهر: (اسکله - قبرستان انگلیسی ها - کلیسای ارامنه بوشهر و انگلیسی ها - عمارت گلشن - دبستان گلستان تاسیس ۱۳۱۸ - موزه مردم شناسی - عمارت امیریه - رستوران سنتی قوام) کازرون: بیشاپور:(غار بیشاپور مجسمه شاپور اول - شهر قدیمی بیشاپور) قائمیه : ممسنی: یاسوج: بروجن: شهر کرد : اصفهان: کرج: چند نمونه عکس: مقبره بابا طاهر
کل مسافت طی شده (رفت + برگشت): ۳۹۵۰ کیلومتر
تعداد سایت های تاریخی بازدید شده : نزدیک به ۵۰ مورد
تعداد شهرهای بازدید : ۲۵
در طول : ۱۲ روز
لست شهرها همراه با سایت های بازدید شده :


گنبد علویان


هکمتانه

کلیسای گریگوری در همدان


بیستون مجسمه هرکول

نقش برجسته داریوش

طاق بستان کرمانشاه



پاوه کرمانشاه

شهر قدیمی بیشاپور

مجسمه شاپور اول


چغازنبیل در شوش

قلعه مشیرالملک برازجان

ساحل بندر گناوه

قبرستان انگلیسی ها در بوشهر

تور تهران گردی
ما چون دو چشم همسایه ایم و خانه هم را ندیده ایم

شرکت کنندگان: سارا امانی ، هانیه باقرزاده ،حمیرامصطفی لو، محبوبه فقیه زاده ،بهاره زاهد خادمی ،نظری ،ستاره ، ساناز شربت فر ،کبری عابدینی ،رضا افشار،مهدی قدرتی پور ،رستمی ،رضا مهتابی و استاد خانم ملک محمودی
تور نیمه روز همراه استاد عزیزمان خانم ملک محمودی ساعت ۹ صبح از جلوی دانشگاه راه افتادیم با عبور از میدان بهارستان استاد ازتاریحچه آن که قدیمی ترین میدان تهران می باشد توضیحاتی کامل ارائه دادند همچنین از اماکن :
سردر باغ ملی، موزه ملک ،کتابخانه ، دارالفنون ، بازار قدیمی تهران،میدان باغ شاه ،میدان حسن آباد و خیابان قدیمی سپه ..... دیدن کردیم که با توضیحات لازم و کافی استاد همراه بود. جاهائی که با وجود اینکه در خود تهران زندگی می کنیم ولی از این اماکن تابحال دیدین نکرده بودیم بازدید کردیم.











پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/۱٢/٢۱ - آنسوی مه در مالزی
کوروش کبیر که بود؟
ظهور کوروش را در نیمه قرن ششم قبل از میلاد، باید از معجزات حوادث تاریخ، لااقل برای بقای نژاد آریایی، برشمرد. در این سالها، دو حکومت بسیار مقتدر و قوی و در عین حال متجمل ثروتمند، در آسیای صغیر و دشتهای غربی ایران وجود داشت که یکی دولت لیدی و دیگری دولت بابل بود. کوروش توانست با اتحاد طوایف پارس، ماد، مکران و پارت (خراسان) وحدت آریایی را پدید آورد.
این وحدت به او این قدرت را بخشید که به فکر تسخیر سارد افتد و برای انجام این منظور قبل از آنکه اتحاد میان سارد و بابل پیش آید، به نواحی غربی تاخت و تا بابل خواست از خواب شهوتآلود خود برخیزد، سارد را در هم کوبید و کرزوس را از تخت جبروت خود پایین کشید. پس از آن نوبت بابل بود. بابل خطه بزرگی برای ایران محسوب میشد، علاوه بر این یک انگیزه دیگر نیز کوروش را به فتح بابل بر میانگیخت و آن صیت ظلم و جوری بود که نام بخت نصر در گوشها افکنده بود. پادشاهی که قلاب زنجیر را به زبان یکی از مخالفان خود کوبید و او را چون سگ به پایه تخت خود بست! حاکمی که با خنجر طلا و مرصع خود، چشمان پادشاه فلسطین را از کاسه بیرون کشید، معابد سلیمان را آتش زد و دستور بریدن زبان و چشم مردم فلسطین را داد!
در این شرایط بعضی از بزرگان بابل که متوجه روی کارآمدن کوروش شدند و از طرفی دیدند که شرق و سلاطین شرقی هم به کوروش عنایت خاص دارند، با وی مکاتبه کردند تا بالاخره کوروش وارد بابل شد و با همکاری همین افراد بابل را فتح کرد. پس از این فتح است که کوروش اعلامیه معروف خود را که اولین اعلامیه حقوق بشر است، منتشر میکند و به موجب این اعلامیه چهل هزار نفر از قید اسارت بابلیها آزاد شدند.
متن بابلی این فرمان که بیستوپنج قرن پیش صادر شده، در سال 1879میلادی در حفاریهای بابل کشف شد و اکنون در موزه بریتانیا (لندن) قرار دارد. این فرمان از نظر اهمیت موضوع و تفویض حقوق اجتماعی و آزادی به ملل تابعه در آن عصر چنان حائز اهمیت است که در محافل حقوقدانان جهان به عنوان اولین منشور آزادی تلقی شده است و فرمان مزبور که به سطح استوانهای از گل رس در چهل و پنج سطر حک شده، معروف به «اعلامیه کوروش» و آن استوانه نیز به «استوانه کوروش» مشهور شده است.
تاجگذاری کوروش کوروش در بابل تاجگذاری کرده و تفصیل آن را گزنفون نوشته است. این تاریخ بر طبق سالنامههای بابلی «در روز سوم ماه مرهسوان» ضبط کردهاند که از آن تاریخ درست 2505 سال میگذرد. گزنفون، طی داستانی که به نام «سیرو پدیا» نوشته و تحت عنوان «کوروشنامه» ترجمه شده است، خاطرهای از این تاجگذاری را آورده در آن آمده است، که چگونه سربازان، درباریان و مردم شهر برای این مراسم حاضر شده و سپس، تاجی از جواهر را بر سر میگذارد و پس از آن باقبایی ارغوانی که حاشیهای سفید دارد، چنان باشکوه میشود که تماشاچیان بیدرنگ در برابرش تعظیم میکنند. مرگ کوروش مرگ کوروش، سردار بزرگ ایران نیز مانند تولدش مرموز و شگفتانگیز و در پردهای از اسرار پوشیده است.
مورخان یونانی داستان کودکی و پرورش کوروش را به صورت افسانهای نوشتهاند که از همه مفصلتر روایت هرودت است که میگوید: آستیاگ، پادشگاه ماد شبی خواب دید که از شکم دخترش ماندانا، درخت تاکی برآمد و آسیا را فراگرفت، معبرین گفتند: از دخترت فرزندی به دنیا خواهد آمد که سلطنت را از تو خواهد ستاند و او تصمیم گرفت طفل نوزاد دخترش را بکشد. وزیر، طفل را به دست چوپانی به نام مهرداد سپرد تا به قتل برساند. مهرداد، زنی داشت به نام «سپاکو» که در همان روزها طفلی مرده به دنیا آورده بود. او جریان سپردن طفل و امر به قتل او را به زن خود گفت و اظهار داشت که از پدر و مادر طفل چیزی نمیداند، ولی از اشیای زرین و لباسهای فاخر بچه به نظر میآید از خاندان شاه باشد. «سپاکو» با مشاهده طفل، دل به او میبندد و مانع کشتنش میشود و او را بزرگ میکند.
بعدها که آستیاگ از ماجرا مطلع شد، هم وزیرش را سخت تنبیه کرد و هم کوروش را به نزد پدر و مادرش در فارس فرستاد، ولی کوروش در آنجا حکومت یافت و بالاخره بر آستیاگ پیروز شد. مرگ کوروش نیز داستان پیچیدهای دارد و بعضا هنوز در پردهای از ابهام است. طبق روایت یونانیان کوروش که در مغرب، کارها را رو به راه کرده بود، برای یکسره کردن کار مشرق و جلوگیری از هجوم قبایل ماساگت و سکاها به مشرق تاخت. در این وقت بر این طوایف مهاجم، زنی حکومت میکرد که «تومی ریس» نام داشت. کوروش تا رود سیحون (آراکس) راند و از آن رود نیز گذشت و به پیغام ملکه که گفته بود «شاه ماد، رها کن کارهایی که میکنی، چه میدانی نتیجه آن چه خواهد شد» اعتنایی نکرد.
اما در این جنگ سپاهیان ایران شکست یافتند و ظاهرا در همین وقت خبر توطئهای در غیاب کوروش از پایتخت (پارس) نیز به گوش او رسید و وضع را مشوشتر کرد و پسر ملکه ما ساگتها نیز که در اسارت کوروش بود، خودکشی کرد و بالاخره خشم و توحش طوایف مهاجم شدیدتر شد و در جنگ بعد، هنگام گیر و دار جنگ، به قول کتزیاس، کوروش از اسب به زیر افتاد و یکی از جنگیهای هندی زوبینی به طرف او انداخت که به ران او برخورد کرد. پس از این ماجرا، کوروش را به اردوگاه بردند، او وصایایش را کرد و پس از 3 روز درگذشت. روایت شده است که «تومی ریس» امر کرد مشکی از خون انسان پر کردند و سپس جسد کوروش را یافته، سر او را در مشک خون فرو کرد و خطاب به آن گفت: ای پادشاه، با این که من زندهام و سلاح به دست بر تو پیروز شدهام اما تو که با خدعه و نیرنگ بر فرزند من دست یافتی، در حقیقت مرا نابود کردی، اکنون ترا از خون خواری سیر میکنم.»
پاسارگاد، آرامگاه کوروش بر اثر حمله کمبوجیه به مصر و قتل او در راه مصر، اوضاع پایتخت پریشان شد تا اینکه داریوش روی کار آمد و سالها با شورشهای داخلی جنگید و همه شهرهای مهم یعنی بابل، همدان، پارس، ولایات شمالی و غربی و مصر را آرام کرد و پس از بیست سال جنازه کوروش را از پارت به پرسپولیس (تخت جمشید) منتقل کرد. این انتقال طی مراسم باشکوهی و طی چند روز برگزار شد و روی مقبره کوروش به زبان یونانی چنین نوشتند: اینجا است آرامگاه من، کوروش، ...
.نوشته : محسن اسدی منبع : روزنامه دنیای اقتصاد (http://www.donya-e-
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/۱٢/۱۳ - آنسوی مه در مالزینمايشگاه بين المللي در كيش
به اطلاع علاقمندان به دوره هاي توريسم وهتلداري مي رسانم دوره هاي كوتاه مدت بنام كارگاههاي آموزشي از طرف بزرگترين شركت گردشگري توران گشت شرق (آتالند) در نمايشگاه بين المللي كيش از تاریخ ۲۳ بهمن لغایت ۲۶ بهمن ماه برگزار مي گردد
جهت ثبت نام و تهيه بليط به اين سايت مراجعه نمائيد.

تور ری گردی (تهران)
تاریخ تور : جمعه ۵/۱۱/ ۸۶ ساعت حرکت : ۸:۳۰ صبح
مکان حرکت : ايستگاه مترو ۷ تير لیدر : استاد مومنی
تعداد نفرات : ۱۰ نفر مجوز از : ------
سرپرست :رضا مهتابی
افراد تيم : الهه حدادي ،نفيسه پيراني ،علی ملکوتی ،سميه خزائي پور ، سارا اماني ،محبوبه فقيه زاده ، سارا عسکری ،ثمين اسدي و رضامهتابي
ساعت ۸:۳۰ در ايستگاه متر ۷ تير حاضر شده و با مترو حرم بسمت ري حركت كرديم در ايستگاه ري پياده شده و با گرفتن يك ميني بوس بسمت جاذبه هاي تاريخي ري كه اولين آنها تپه ميل بود حركت كرديم در مورد تپه ميل استاد مومني توضيحاتي را بيان فرمودند:
ري يكي از شهرهاي قديمي ايران است و در حدود 300 سال ق.م يكي از جانشينان اسكندر (سلوكوس)،نام «اوريوس» را بر ري نهاد، اما اين نام در زمان اشكانيان به «ارساكيا» و «ارشكيه» و در زمان ساسانيان به «ري»تغيير يافت. اين شهر، در دوره اسلامي، مركز فرمانداران بنياميه بود و در دوره مغولان و تيموريان، چندين بار موردتاخت و تاز قرار گرفت. وجود آثار تاريخي متعدد در اين شهر نشانهقدمت تاريخي آن ميباشد.تپه میل یکی از آثار معروف ساسانی است که بقایای آتشکده ساسانی می باشداین تپه مصنوعی و دست ساز است در این تپه آتش روشن میکردند و نیز محل دیدی بود که به همه منطقه اشراف داشته باشند.
امكان تاريخي ري عبارتند از:
ري باستاني
ويرانههاي باستاني ري كه در حوالي شهر كنوني ري باقي مانده، آثاري از دوران قبل و بعد از اسلام دارد،از جمله اين آثار ميتوان به قلعه طبرك، چشمه علي، مركز شهر سلجوقي، برج نقاره خانه، چال ترخان، قلعه وباروي ري، بناها، آثار و اشياي سفالي و لعابي، سكههاي زرين و سيمين متعلق به دوره اشكانيان، ساسانيان،سلجوقيان و سدههاي شش و هفت هجري قمري، خرابههاي كاخ اشكاني روي تپه چشمه علي و نقش برجستهساساني كوه سرسره اشاره كرد
كشف ويرانههاي مسجدي از قرن دوم هجري قمري، يك دخمه آجري و قطعات گچ بري زمان سلجوقي درشهر ري، نمايانگر بزرگي و آباداني اين منطقه در اوايل اسلام تا قرون پنج و شش هجري قمري است
بی بی شهر بانو
اين گنبد مينائي كه به روايتي، محل آرامگاه مادر حضرت سجاد (ع) و دختر يزدگردسوم ساساني است در دامنه جنوبي كوه ري معروف به كوه بيبي شهربانو واقع شده است. محوطه اين گنبد 33متر طول و 22 متر عرض دارد كه با ديوار سنگي محصور شده است. گنبد بقعه از آثار دوره ديلميان است
برج طغرل
در ميان محوطهاي در شهرري قرار دارد و احتمالاً آرامگاه طغرل اوّل پادشاه سلجوقياست. كه اين برج 20 متر بلندي دارد و از نوع برجهاي ترك ترك است و در سال 1300 ه . ق تعمير شده و اكثرعناصر و نقش و نگار و كتيبه آن از بين رفته است. لوح سنگ مرمر به نشانه مرمت بنا به ديواره آن نصب شدهاست
در ضمن از منطقه کتبیه قاجاری و باروی ری دیدن کردیم و در ساعت ۱ ظهر در ایستگاه مترو ری برای برگشت حاضر شدیم.
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/۱۱/۱٥ - آنسوی مه در مالزی
تور دامغان
تاریخ تور : جمعه ۳۰/۹/ ۸۶ ساعت حرکت : ۵:۳۰ صبح
مکان حرکت : جلوی دانشگاه اقتصاد لیدر : استاد مومنی
تعداد نفرات : ۱۳ نفر مجوز از : شرکت گردشگری آتالند
سرپرست :رضا مهتابی
افراد تيم : الهه حدادي ،نفيسه پيراني (همراه داریوش پیرانی)،علی ملکوتی ،زهرا رحیم زاده ، مجید مصطفی لو ،امیرکریمی ، سارا عسکری ،رضا افشار ،ملیحه نظری ،نازنین سمرکند و رضامهتابي
ساعت ۵:۳۰ در محل حاضر شدیم و ساعت ۶ راه افتادیم ساعت ۹ سمنان بودیم و در آنجا از جاذبه های سمنان دیدن کردیم و ساعت ۱۰ونیم به دامغان رسیدیم
تاريخچه شهر دامغان
دامغان در حدود چهارصد سال پيش از ميلاد مسيح چنان عظمتی داشت که اشک سوم و تيرداد اشکانی در سال 249 پيش از ميلاد آن را پايتخت خود اعلام نمودند. اين شهر تا قرن دوم ميلادی اهميت خود را حفظ کرد و مرکز ايالت بزرگ قومس بود. برخی ها, طرح اين شهر را به هوشنگ نسبت داده اند. اين نظريه به واقعيت نزديکتر است که مردم اين منطقه دراطراف رودخانه چشمه علی که در دره کوههای شمالی جاری است اسکان يافتند و مدنيتی را بوجود آوردند. چنانکه نوشته اند, نزديک به چهارصد سال پيش از ميلاد جمعی از مغان در مسير رود سکنی گزيدند و به همين علت, نخست اين منطقه ده مغان ناميده می شده و به مرور زمان و در آخر الامر به دامغان تبديل گرديد. دامغان مدتی پايتخت زمستانی اشکانيان بود و تا کشته شدن يزدگرد, آخرين پادشاه ساسانی موقعيت خود را حفظ کرد. در دوره های حکومت امويان ,عباسيان , طاهريان , سامانيان , سربداران و ديلميان دامغان از موقعيتی ممتاز برخودار بود .
مراکز دیدنی و تاریخی و زیارتی دامغان عبارتند از:
۱) عمارت آغامحمد خان و فتحعلی شاه قاجار
۲) عمارت دختر ناصرالدین شاه
۳) برج پیر علمدار
۴) گنبد زنگوله
۵) مقبره شاهرخ میرزا
۶) گنبد چهل دختر
۷) برج طغرل (اين برج آجری که مشهور به برج معصوم زاده است دارای تاق نماهای بلند و مقرنس کاری های زيبای آجری است. دو کتيبه در بالای برج به خط های کوفی و بنايي وجود دارد . تاريخ بنا با زمان سلطان سنجر سلجوقی مطابقت دارد و مردم محل آن را امام زاده قاسم می گويند )
۸) رودخانه چشمه علی
۹) رودخانه سفید رود
۱۰) چشمه علی و عمارت آن :(چشمه علی در 35 کيلومتری شمال دامغان قرار دارد و از قديم الايام يکی از نقاط پر جاذبه بوده است . اين محل با صفا در قديم گردشگاه فرمانروايان و سلاطين بود, بطوريکه پادشاهان اوليه ايل قاجار علاوه بر توجه به شهر دامغان, چشمه علی را نيز مورد توجه قرار دادند)
۱۱) مسجد تاریخ خانه دامغان (گزافه نيست اگر بگوييم که اين بنا کهن ترين بنای دوره اسلامی است که شالوده ساسانی خود را حفظ نموده است )
۱۲) مسجد جامع دامغان
۱۳) مدرسه موسویه
تقریبا از همه موارد ذکر شده با توضیحات خوب استاد مومنی ما دیدن نمودیم و ساعت ۵ بسمت تهران روانه شدیم بدلیل مصادف بودن این روز با شب یلدا مراسمی نیز هنگام برگشتن به تهران در داخل مینی بوس توسط افراد تیم ترتیب داده شده بود که انجام شد و بسیار برنامه جذاب و دیدنی بود
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/۱٠/۱ - آنسوی مه در مالزیتور زيباي ابيانه كاشان
تاریخ تور : جمعه 23 /۹/ ۸۶ ساعت حرکت : ۵:۳۰ صبح
مکان حرکت : میدان انقلاب تهران لیدر : آقای حامد محرر
تعداد نفرات : ۱۳ نفر مجوز از : شرکت گردشگری آتالند
سرپرست :رضا مهتابی
افراد تيم : الهه حدادي ،نفيسه پيراني (همراه داریوش پیرانی)، فریبا حقیقی پور، سميه خزائي پور (همراه بابک لساني ) ، محبوبه فقيه زاده ، کبري عابديني ،هانیه باقر پور (همراه حامد باقرپور) ، سارا عسکری و رضامهتابي
ساعت ۵:۳۰ در میدان حاضر شدیم ولی بدلیل بوجود آمدن مشکل برای مینی بوس مجبور شدیم ساعت ۷ راه بیافتیم ساعت ۹ در مجتمع خدماتی رفاهی مارال ستاره در ۳۰ کیلومتری نرسیده به کاشان مسقر شدیم و صبحانه صرف کردیم در ساعت ۱۰:۲۰ به کاشان رسیدیم .

اول به منطقه سیلک (SIِِِALK) رفتيم اين منطقه يك تپه هاي خاكي است كه بدست بشر ساخته شده است و قدمت آن به ۷ هزار سال پيش مي رسد كه در اين محل زندگي مي كردند در اين تپه گورستان هائي از انسان هاي ماقبل تاريخ وجود دارد در آن دوره مردگان را در منازل شخصي خود دفن ميكردند و درحال حاضر اسكلت هاي پيدا شده در اين محل بصورت محافظت شده ديده ميشود.
طرح بازسازی شده زیگورات (محلی که مردمان قدیم برای نزدیک شدن به خدا و طلب آمرزش و راز و نیازکردن ارتفاع هائی را درست می کردند)برای اولین بار توسط پروفسور گیرشمن فرانسوی در سال ۱۹۳۳ میلادی حفاری شد تا به کاوش های تاریخی دست پیدا کند.
دراین منطقه ظروف سفالی همراه با مردگان کشف گردید که حدود ۲۰۰ قبر توسط هئیت فرانسوی به ثبت رسید. مردمان سیلک آنزمان بدن مردگان خود را با قشر نازکی از گل اخری (Gele okhra) مي پوشاندند و به همراه هدايا دفن ميكردند.
ساعت ۳۰/۱۱ رفتيم به خونه سيد جعفر طباطبائي كه بسيار زيبا و تاريخي و ديدني بود كه با زير بناي ۴۷۳۰متر و ۳هزار متر زيزبنا و ۱۷۳۰متر حياط كه شروع ساخت آن مربوط به ۱۲۵۵ ه .ق مي باشد كه ساخت آن تا ۱۲۶۵ بطول انجاميده است اين خونه از طرح معماري گودال باغچه مي باشد.
ساعت ۱۳ بسمت خود ابيانه حركت نموديم و بعد از صرف نهار در خود ابيانه اقدام به بازديد بافت سنتي و قديمي خانه هاي ابيانه نموديم شرح ابيانه همين بس كه فقط بايد ديد....
(ابيانه: يکي از روستاهاي شهرستان نطنز در استان اصفهان است. در 40 کيلومتري مغرب شهر نطنز واقع است.
ابيانه در دامنه کوه قرار گرفته و هواي آن سرد است. مردم اين روستا بيشتر به دامپروري و کشاورزي ميپردازند. محصولات عمده آن غلات، ميوه، بُنشَن، و لبنيات است. مردم ابيانه به تاتي، که يکي از گويشهاي مرکزي ايران است سخن ميگويند.
ابيانه روستايي بسيار کهن است که آثار گوناگوني از دوره ساسانيان تا قاجاريان، يعني نزديک به هزار و پانصد سال، را مانند موزه اي در خود حفظ کرده است. ويرانه قلعههاي باستاني، بازمانده دو آتشکده از زمان ساسانيان، سه مسجد قديمي و خانه هايي بازمانده از دوره صفويان تا قاجاريان، نمونه هايي از آثار کهن در اين روستا هستند. در مسجد جامع ابيانه منبري را ميتوان ديد که در سال 466 هق و محرابي چوبي که در سال 477 هق ساخته شده است.
برگرفته از فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، جلد دوم، ص 41 و 42، نشر فرهنگنامه
جهت رفتن به اين روستاي زيبا مي توانيد هم از طريق آزاد راه كاشان - اصفهان و هم از راه قديمي- كاشان نطنز استفاده كنيد . در هر دو مسير در سمت غرب جاده تابلوهاي راهنما شما را به سمت اين روستا هدايت خواهد نمود . پس از طي حدود 25 كيلومتر در جاده پر پيچ و خم و زيبايي به روستا مي رسيد .بهترين موقع سفر به اين روستا از اوايل بهار تا اواخر پاييز است چرا كه زمستانهاي سردي دارد و چون در دامنه كوه بلند كركس قرار گرفته است حتي زمستانها برف نيز ميبارد . در فصول سرد حتما لباس گرم در اختيار داشته باشيد
قدم زدن در كوچه پس كوچه هاي روستا انسان را به عمق تاريخ مي برد . كوچه باغهاي تنگ و تاريك و سنگفرش شده و بوي كاه گل بسيار دل انگيز است . ديدن مساجد قديمي و دربهاي قديمي و ارزشمند و همچنين قناتها و ديوارهاي سرخ رنگ روستا همراه با طبيعت زيبا و هواي پاك به دور از زندگي شهري و دود و بوق و سر و صداي آن انسان را به حسرت وا مي دارد حتما سري به آنجا بزنيد )
ساعت ۶ قبل از غروب به سمت تهران روانه شديم و در نهايت ساعت ۳۰/۹ در تهران بوديم.



شعر امروز:
گروه لیدری بودیم و رفتیم سوی ابیانه نظر بر آشیان رفته گان کردیم چو مستانه
همه ماندیم حیرت ز زیبائی این روستا که حس ما کسی داند که یکبار رفته ابیانه

تور جاذبه هاي شهر قزوين
تاریخ تور : ۹ /۹/ ۸۶ ساعت حرکت : ۶ صبح
مکان حرکت : جلوی دانشگاه اقتصاد تهران لیدر : خانم خليلي راهنماي قزوين
تعداد نفرات : ۱۶ نفر مجوز از : شرکت گردشگری آتالند
سرپرست :رضا مهتابی
افراد تيم : الهه حدادي ،نفيسه پيراني ، اعظم دشت بين (همراه :اکبر دشت بين)، علي ملکوتي(همراه داريوش ملکوتي)، فریبا حقیقی پور، مهدي قدرتي ، سميه خزائي پور (همراه بابک لساني ) ، رضا افشار ، محبوبه فقيه زاده ،پرستو مرادي ، کبري عابديني ، نرگس رضوي و رضامهتابي
در اين برنامه به اين نتيجه رسيدم که تمامي شهرهاي ايران داراي آثار تاريخي و باستاني است که متاسفانه و هزار متاسفانه براي خيلي از مردم ايران شناخته شده نيست .
قبل از اينکه اين برنامه را انجام دهيم اکثر بچه ها حتي خود من فکر نمي کرديم شهر قزوين از جاذبه هاي تاريخي چنداني برخوردار باشد در صورتيکه بعد از مطالعه و ديدن بخش کوچکي از اين مراکز تاريخي پي برديم که اين استان با ثبت بيش از هزار اثر تاريخي که ۱۲ درصد بناهاي تاريخي کشور را شامل ميشود در رتبه نخست قرار دارد
در ساعت مقرر از جلوی دانشگاه به را افتادیم وساعت ۹ صبح به قزوين رسیدیم و قراري که با خانم خليلي کارشناس و راهنماي آثار و ميراث فرهنگي قزوين داشتيم به خدمتشان رسيدم و با راهنمائي هاي خوب ايشان اول از حمام قجر که حدودا مربوط به ۴۰۰ سال پيش يعني زمان شاه عباس صفوي مي باشد ديدن کرديم . يکي از شگفتي هاي اين حمام اين بود که دو نفر مي توانستند با فاصله ۷ و ۸ متري پشت به هم و رو به ستون هاي مقابل هم با همديگر پچ پچ کنان حرف همديگر رو بشنوند و کسي در اين فاصله چيزي نشنود.
بعد رفتيم به کاروانسراي سعدالسلطنه که بزرگترين سراي سر پوشيده تجاري در ايران مي باشد که ۲۶ هزار متر مساحت دارد که از زمان ناصرالدين شاه بعنوان بار انداز و پخش کننده کالاهاي تجاري در ايران بوده است.
بعد رفتيم به مسجد النبي معروف به مسجد سلطانيه که از دوره فتحعلي شاه قاجار مي باشد و تنها مسجدي که مناره ندارد.
و بعد از عمارت چهلستون ديدن کرديم ساختماني هشت گوش و در ۲ طبقه به مساحت تقريبي ۵۰۰متر بنا شده داراي طرحي صليبي و سقف و طبقه همکف پوشيده از مقرنس با طرحهاي بديع و سقف طبقه فوقاني خنچه پوش مي باشد.
بعد از آن از مسجد جامع و از بزرگترين آب انبار بنام سردار بزرگ ديدن کرديم بعد به کليساي برج ناقوس يا کليساي کانتور ديدن نموديم که اين کليسا کوچکترين کليسا در ايران مي باشد که حدود ۴۰ متر مربع مساحت داشت چون مربوط به ارتدکس ها بوده و ارتدکس ها هم مراسم خود را سر پائي اجرا مي کردند. ساعت ۱ ظهر بود که از مقبره حمداله مستوفي قزويني ديدن کرديم که تاريخ نگار سال ۶۸۰ هجري قمري بوده و نقدي هم براي شاهنامه فردوسي داشتند و در دوره ايلخاني مي زيسته است.
از ساعت ۲ الي ۳ براي صرف نهار اختصاص داديم .
در ساعت سه از منزل شخصي بنام آقاي اميني که خود جزو آثار تاريخي مي باشد و بسيار زيبا و ديدني بود ديدن نموديم و در ساعت ۴ و نيم از پيست ديدني موتور سواران که از کوه بالا مي رفتند ديدن کرديم.
البته اين جزئي از آثار تاريخي اين شهر بود که به نظر بنده حداقل ۲ روز نياز بود که از جاهاي بيشتري ديدن مي کرديم.
ساعت ۶ بسمت تهران روانه شديم .و در نهايت ساعت ۸ تهران بوديم .

تور کوير مرنجاب کاشان
تاریخ تور : ۸۶ /۸/ ۲۶ ساعت حرکت : ۶ صبح
مکان حرکت : جلوی دانشگاه اقتصاد تهران لیدر و استاد : مومنی
تعداد نفرات : ۱۸ نفر مجوز از : شرکت گردشگری آتالند
سرپرست :مهتابی
گروه اصلي تيم : زهرا رحيم زاده ، جهانشيد لشگري ، راحله اميني ، الهه حدادي ،نفيسه پيراني ، اعظم دشت بين ،سارا عسگري، علي ملکوتي،حميرا مصطفي لو ، فریبا حقیقی پور، هانيه باقرزاده ، مهدي قدرتي ، رضا مهتابي و استاد مومني
افراد همراه گروه:اکبر دشت بين ، تبریزیان، خسرو رجب دوست و امير کريمي
تورمتشکل از ۱۸ نفر در ساعت مقرر از جلوی دانشگاه به را افتادیم وساعت ۳۰/۸ به قم رسیدیم
( قم در دوران امیر تیمور ویران شد و زمان فتحعلی شاه بازسازی گردید ما هزار سال پیش ۱۴ فرقه شیعه داشتیم و تعداد زیادی از شاهان قجر و دوره صفویه در قم دفن شدند کوههای جوان در اطراف این شهر قرار دارد که از گچ و آهک تشکیل شده اند و دو کوه معروف شهر قم بنام دوبرادر هستند .)
ساعت ۱۰ صبح به کاشان رسیدیم (قدمت کاشان به ۸ هزار سال پیش میرسد) بعد از عبور از شهر کاشان در امتداد رشته تپه مانند بنام بندريگ ادامه مسير داديم و بعد از پشت سرگذاشتن کارخانه فولاد بسمت شمال حرکت نموديم و به دوراهي رسيديم که جاده سمت راست آن جاده خاکي می ياشد بعد از وارد شدن به اين جاده خاکي و پيمودن مسافتي به طول ۱۵ کيلومتر وارد منطقه شمالي بنام آران شديم که درختچه هائي که بنام درخت گز معروف است در کنار جاده بسيار ديده مي شود و علف هائي بنام خاک شتر فراوان وجود دارد.
ساعت ۳۰/۱۱ درامتداد درياچه نمک حرکت مي کرديم ( بدليل بارندگي کم سال تقريبا خشک ديده ميشد ) بعد از ۴۰دقيقه طي مسافت باز به دو راهي برخورديم که سمت چپ آن يک تابلوئي بود روي آن نوشته شده بود درياچه نمک در راستاي فلش اين تابلو مسير را ادامه داديم و ساعت يک ظهر در دل کوير که پوشيده از قالب هاي منظم نمک بنام پليگون بود مستقر شديم بعد از صرف نهار روي پليگون ها و شنيدن توضيحات استاد مومني بسمت کاروانسرا برگشتيم .
بعد از بازديد از کاروانسرا ساعت ۱۴:۴۵ بسمت تپه هاي ماسه اي حرکت نموديم و يک ساعت نيز در اين تپه هاي ماسه اي تفريح و تحقيق کرديم در ساعت ۱۷ کاشان بوديم و درنهايت ساعت ۲۱ به مبدا برگشتيم.

تور غار رود افشان
ديروز جمعه (۱۸/۸/۸۶) با حضور ۱۶ نفر از دوستان تور ليدر به غار رود افشان رفتيم
محل حرکت : جلوی دانشگاه اقتصاد ساعت حرکت :۶ صبح
لیدر تیم : حامد محرر سرپرست تیم : رضا مهتابی
افراد تیم : نرگس رضوی - هانیه باقرزاده - سارا امانی - فریبا حقیقی پور - اعظم دشت بین - محبوبه فقیه زاده - نفیسه پیرانی - الهه حدادی - سمیه خزائی پور - سارا عسگری - رضا افشار - مهدی قدرتی پور - بهروز الفتی - و سه نفر همراه
گزارش برنامه: ساعت ۳۰/۶ صبح از جلوی دانشگاه بسمت غار رود افشان حرکت نمودیم از مسیر های بومهن ، فیروزکوه ، گیلاوند و جاوان گذشتیم (ساعت ۳۰/۸) .دو مسیربنامهای سید آباد و مسیر دیگر روستای رود افشان جهت رسیدن به غار وجود دارد که ما در این برنامه مسیر سید آباد را انتخاب نمودیم بعد از پمپ بنزین و پل هوائی یک جاده فرعی سمت راست شروع می شود که این منطقه شکار ممنوع می باشد.
از جاده اصلی بعد از طی ۱۰کیلومتر باز به یک دوراهی می رسیم و سمت چپ را انتخاب می کنیم که سمت راست نیز به یک روستای دیگر منتهی می شود و بعد از طی ۵ کیلومتر دیگر به آخرین آبادی رود افشان رسیدیم (ساعت ۱۰/۹) و ماشین را پارک کردیم و بعد از صرف صبحانه ساعت ۱۰بسمت غار روانه شدیم و بعد از کوه پیمائی اندک که مسیر آن مشخص است ساعت ۴۰/۱۰ دهنه غار بود یم.
بدلیل بررسی و تحقیقات بیشتر در دورن غار و ارائه توضیحات لازم توسط لیدر گروه و کند حرکت کردن گروه در داخل غار ، غارنوردی تا ساعت ۳ بعد از ظهر بطول انجامید و بعد از صرف نهار در باغ نزدیک روستا ساعت ۴ بسمت تهران روانه شدیم و در ساعت ۶ عصر جلوی دانشگاه رسیدیم.
این غار از نظر بزرگی دهنه سومین غار در ایران می باشد که باشماره ۱۲۲۱۳ در سازمان آثار و میراث فرهنگی به ثبت رسیده است و دو غار دیگر بنامهای غار ایوب شهر بابک و غار اسپهپد خورشید است.

به امیدار برگزاری برنامه های جذاب و زیبا با این تیم همدل
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/۸/۱٩ - آنسوی مه در مالزیگروه ليدر هاي گردشگري دانشکده اقتصاد تهران
با نام حق و با استعانت از الطاف باریتعالی گروهی از دانشجویان تور لیدری دانشکده اقتصاد
(دانشجویان نیمه دوم سال ۸۶) اقدام به تشکیل تیمی منسجم و همدل در پیشبرد و راهبردی
صنعت گردشگری در ایران نمودیم و همگی پیمان بستیم در این راه گامی استوار و قانونمند
در اعتلای این صنعت بزرگ گردشگری به حول و قوه خداوند بزرگ برداشته باشیم تا در معرفی
کشور بزرگمان به ایرانیان و جهانیان سهیم باشیم.
امیدورایم با یاری نظرات تمامی هموطنانی که در این راه می توانند ما را یاری نمایند موفق باشیم.
پيام هاي ديگران () PermaLink ۱۳۸٦/۸/۱٦ - آنسوی مه در مالزی

