( Leader Land ) سرزمين راهنمائی تجارت و جهانگردی

ایران سرزمین گردشگری

 
 

ایران، سرزمین«ترین »های گردشگری        
همیشه «ترین‌ها» جذابیت داشته است. همین ترین‌ها یکی از دلایل مهم سفر برای جهانگردان و گردشگران بوده است. این ویژگی به اندازه‌ای جذابیت دارد که بسیاری در حال ساخت آنها هستند. به عنوان مثال برجی در گوشه‌ای از دنیا ساخته می‌شود که فقط بلندترین برج جهان باشد و نامش را در میان برج‌ها معروف کند تا مقصد جهانگردان باشد.‌
ایران اما محل خیلی از ترین‌هاست و بسیاری آن را نمی‌دانند. در این فهرست بیش از 10 عنوان از ترین‌ها در ایران وجود داشت، بنابراین برخی از آنها را خارج از مطلب اصلی آوردیم. خواندنشان خالی از لطف نیست.
 
عظیم‌ترین‌بنای‌ سنگی‌جهان

ساخت تخت جمشید یا آن‌طور که در کتیبه‌ها ثبت شده شهر مردمان پارسی، در 55 کیلومتری شمال‌شرق شیراز و مقابل جلگه مرودشت در سال 518 قبل از میلاد به دستور داریوش اول آغاز شد و جمعا حدود 120 سال به طول انجامید. این مجموعه عظیم با مساحت 135 هزار مترمربع، بزرگ‌ترین مجموعه باشکوه هخامنشی است که همه از سنگ ساخته‌شده.

http://goonagoon-groups.com/
جالب است بدانید میان سنگ‌ها هیچ‌گونه ملاتی استفاده نشده و سنگ‌ها به یکدیگر چفت شده‌اند. البته در برخی موارد بست‌های آهنی معروف به دم چلچله‌ای مورد استفاده قرار گرفته است. مجموعه تخت جمشید شامل هفت کاخ (تالار)، نقوش برجسته، پلکان‌ها،‌ ستون‌ها ‌و دو آرامگاه سنگی است.
گرم‌ترین نقطه‌کره‌زمین

بیابان لوت در 80 کیلومتری شمال شهداد ، تپه‌ای مملو از گدازه‌های آتشفشانی با مساحتی معادل 480 کیلومتر مربع که گندم بریان می‌خوانندش و گاه نیز ریگ سوخته، گرم‌ترین نقطه کره زمین است با دمایی معادل 67 درجه سانتی‌گراد در سایه! در گندم بریان در فضایی با طول 200 کیلومتر و عرض 150 کیلومتر هیچ نوع زندگی جریان ندارد و شرایط به گونه‌ای است که علاوه بر گیاهان و حیوانات، حتی باکتری‌ها نیز توان زنده ماندن ندارند. در نتیجه اجساد
تجزیه نشده و فقط بر اثر تابش خورشید خشک می‌شوند.


http://goonagoon-groups.com/
تا پیش از کشف این منطقه توسط پروفسور کردوانی تصور می‌شد صحرای لیبی در شمال صحرای آفریقا با 57.7 درجه سانتی‌گراد گرم‌ترین نقطه کره زمین باشد؛ اما اکنون گندم بریان است. اگر قصد سفر به قطب گرمایی کره زمین را دارید، بین آبان تا فروردین بارسفر ببندید
بلندترین برج آجری جهان

برج یا گنبدقابوس سال 375 خورشیدی به دستور قابوس بن وشمگیر از پادشاهان آل زیار در جرجان (گنبدکاووس فعلی) پایتخت این حکومت به دلیل آرامگاه وی ساخته شد.

http://goonagoon-groups.com/



این بنا با آجرهای دنباله‌دار وملات و به شکل یک استوانه چندوجهی ساخته شده است که شامل پی و صفه بنا، سردابه، بدنه و گنبد مخروطی است. برج قابوس بر فراز تپه خاکی که حدود 15 متر از سطح زمین بلندتر است، قرار دارد. ارتفاع برج 55 متر است که با احتساب بلندی تپه، در مجموع 70 متر ارتفاع از سطح زمین دارد.

طولانی‌ترین غار ‌نمکی‌ جهان

غار نمکدان در جزیره قشم حدود 6580 متر طول دارد. تا پیش از کشف این غار، غار ‌نمکی سدام در فلسطین با داشتن طولی معادل 5685 متر به عنوان طولانی‌ترین غار نمکی جهان قلمداد می‌شد. جریان آب نمک در کف غار، از چشم‌اندازهای دلپذیر آن است. رطوبت جزیره و نفوذ آب در غار، سبب فروچکیدن آب نمک اشباع‌شده بر بدنه‌ قندیل‌ها می‌شود که شکل آنها را پیوسته دگرگون می‌کند.
http://goonagoon-groups.com/


غار نمکدان دارای یک دریاچه‌ نمک به ژرفای یک متر در فاصله 160 متری دهانه‌ ورودی است. از دل کوه نمکدان، یک جریان آب زیرزمینی همیشگی می‌جوشد که راه را به بیرون گشوده و پس از حل‌کردن نمک در راه خود، به شکل چشمه‌ نمک در دامنه‌ کوه نمایان می‌شود. این چشمه در گودال روبه‌روی خود، حوضچه‌ای طبیعی به رنگ سفید پدید می‌آورد.

بزرگ‌ترین بافت‌خشتی ‌جهان

یزد یکی از مهم‌ترین ‏شهرهای زنده و تاریخی کشور است که مجموعه‌ای کامل از بناهای دوره‌های مختلف زمانی شامل بازارهای قدیمی، مسجدها، باغ‌ها، عمارات، آتشکده‌ها و... را در خود جای داده است.


http://goonagoon-groups.com/



این شهر علاوه بر آن که بزرگ‌ترین بافت خشتی جهان است، با 743 هکتار عرصه و 5 هزار هکتار حریم، دست‌‏نخورده‌ترین بافت تاریخی کشور محسوب می‌شود.

بزرگ‌ترین جزیره غیرمستقل جهان

قشم، بزرگ‌ترین جزیره غیرمستقل دنیاست که در حساس‌ترین نقطه استراتژیک خلیج فارس و در دهانه تنگه هرمز واقع شده است. طول جزیره حدود 120 کیلومتر و عرض جزیره در نقاط مختلف متفاوت است. بیشترین عرض جزیره، مابین لافت و شیب دراز است. عرض متوسط جزیره را می‌توان معادل 14 کیلومتر در نظر گرفت. بخش وسیعی از کرانه‌های شمالی جزیره با جنگل دریایی حرا به وسعت 150‌کیلومتر مربع پوشیده شده است. جزیره قشم با مساحت 1491 کیلومتر مربع از 23 کشور دنیا وسیع‌تر است. به طور مثال قشم 2.5 برابر سنگاپور و بحرین و سان مارینو، 1.5 برابر هنگ‌کنگ، پنج ‌برابر مالدیو و 70 برابر ماکائوست.


داغ‌ترین چشمه جهان

چشمه آبگرم قینرجه در جنوب مشگین شهر و در ارتفاع 1240 متری دامنه شمالی سبلان در مجاورت چهار چشمه معدنی دیگر قرار دارد. این چشمه با دمای  86 درجه سانتی‌گراد، داغ‌ترین چشمه کلرایدی جهان است که دارای سه دهنه است.

باتوجه به خواص درمانی عناصر موجود در آن بخصوص‌گوگرد بالا، برای درمان لنفاتیسم، راشیتیسم و روماتیسم‌های مزمن سودمند است. دمای بالای این چشمه تسکین‌دهنده درد و ضد تورم است. در کنار چشمه آبشاری است که بر زیبایی و جاذبه گردشگری چشمه قینرجه افزوده است.

http://goonagoon-groups.com/
کهنسال‌ترین درخت سرو جهان

یکی از پیرترین جانداران جهان، سرو ابرکوه با عمری حدود 4000 تا 4500 سال است. گرداگرد تنه این درخت روی زمین، 11.5 متر و بلندای آن 25 تا 28 متر برآورده شده است. در برخی اساطیر، کاشت این درخت زیبا به زرتشت نسبت داده شده است.
باستانی‌ترین پل قابل استفاده جهان

این پل که در مرکز شهر دزفول قرار دارد، شرق و غرب این شهر را به هم پیوند داده و از دیرباز محل تردد میان شهرهای شوشتر، اندیمشک و دزفول بوده است. تاریخ پل دزفول به سال 260 میلادی، زمانی که شاپور اول ساسانی با استفاده از 70 هزار اسیر رومی اقدام به ساخت این پل مستحکم کرد، برمی‌گردد. این پل دارای 14 دهنه است و آب رودخانه دز از آن گذر دارد. این پل در دوران عضدالدوله دیلمی، صفویه و پهلوی مرمت و بازسازی شد؛ اما پایه‌هایش همچنان بدون تغییر، یادگاری از عصر ساسانی است.


قدیمی‌ترین‌بنای‌خشتی‌جهان

کهن‌دژ زیبای نارین قلعه در میبد که مردم محلی نارنج قلعه می‌نامندش، شاخص‌ترین اثر بازمانده از شهرسازی قدیم محسوب می‌شود. نارین قلعه دارای ارزش تاریخی، جغرافیایی، معماری و شهرسازی، سیاسی، نظامی، مذهبی و اسطوره‌ای است. این بنا بر فراز تپه‌ای ساخته‌شده تا بر تمام منطقه اشراف داشته باشد. به این دلیل از فاصله بسیار دور قابل رویت است. زمان ساخت نارین قلعه براساس اسطوره‌هایی به دوره حضرت سلیمان برمی‌گردد

بلندترین بادگیر جهان در یزد

بادگیر هشت سویه‌ باغ دولت‌آباد یزد، با ارتفاع 33 متر بلندترین بادگیر جهان است




کهن‌ترین گونه جانوری جهان

سه چشم (triops) گونه‌ای جانور آبزی است که به دلیل قدمت 220 میلیون ساله از آن به عنوان فسیل زنده و قدیمی‌ترین گونه جانوری زمین نام برده می‌شود. این گونه نادر در آبگیرهای فصلی استان آذربایجان غربی زیست می‌کند

http://goonagoon-groups.com/.


بلندترین طاق طبیعی جهان

دهانه‌ غار اسپهبد خورشید (دژ افسانه‌ای) در کوه‌های کناره‌ شرقی راه سراسری سوادکوه و تنگه دوآب، با طول 19.75 متر و عرض 14.25 متر، بلندترین طاق طبیعی جهان محسوب می‌شود که ارتفاع آن معادل 15 متر است. این طاق سال 1335 شمسی توسط غارشناسان کشف شد

http://goonagoon-groups.com/...قدیمی‌ترین سد ‌جهان

سد کبار در 25 کیلومتری جاده قدیم قم ـ کاشان از آثار دوره ساسانی محسوب می‌شود. این سد با گذشت بیش از هزار سال و وقوع زلزله‌های متعدد همچنان پابرجاست

.عجیب‌ترین قنات جهان

یکی از شاهکارهای علم مهندسی قدیم، قنات دو طبقه‌ مون اردستان است. در هر طبقه از این قنات 800 ساله، آبی مستقل جریان دارد و آب هیچ یک به دیگری نفوذ نمی‌کند. این قنات دو کیلومتر طول دارد و مقدار آبدهی آن 60 لیتر در ثانیه است




بزرگ‌ترین بازار سرپوشیده جهان

بازار تبریز با مساحتی حدود یک میلیون مترمربع ، بزرگ‌ترین سازه آجری سقف‌دار و به هم پیوسته جهان است. تبریز به دلیل قرارگیری در مسیر جاده ابریشم همواره از اماکن مهم داد و ستد محسوب می‌شده است.

http://goonagoon-groups.com/

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/٦/۱۸ - آنسوی مه


English abbreviations and acronyms


Symbol Meaning 

   
404 I don"t know 
A3 Anytime, Anyplace, Anywhere 
AAK Alive and Kicking 
AAP Always a Pleasure 
AAR At Any Rate 
AFAIK As Far As I Know 
AFK Away from Keyboard 
AOTA All Of The Above 
ATM At The Moment 
AWHFY Are We Having Fun Yet?
AYPI And Your Point Is?
B4 Before
B4N Bye For Now 
BBL Be Back Later
BBIAF Be Back in a Few
BCNU Be Seein" You
BEG Big Evil Grin
BFN Bye For Now
BG Big Grin
BIF Basic In Fact
BRB Be Right Back
BTDT Been There Done That 
BTW By The Way 
CLM Career Limiting Move

CM Call Me 
CR8 Create
CU See You 
CUL8R See You Later
DIKU? Do I Know You? 
DQMOT Don"t Quote Me On This 
DUR? Do You Remember?
F2F Face To Face

FUD (Spreading) Fear, Uncertainty, and Disinformation
FWIW For What It"s Worth

FYA For Your Amusement
FYI For Your Information 
GA Go Ahead 

GAL Get A Life

GMTA Great Minds Think Alike
GSOH Good Sense of Humour

HTH Hope This(That) Helps

IAE In Any Event
IC I See 
ICWUM I See What You Mean
IM Instant Message 
IMO In My Opinion
IMHO In My Humble Opinion
IMNSHO In My Not So Humble Opinion 
IOW In Other Words
IRL In Real Life
J4F Just For Fun
JK Just Kidding

KISS Keep it Short and Simple 
L8R Later
LOL Laughing Out Loud / Lots of Love 
LTNS Long Time No See
MOF Male or Female
MHOTY My Hat"s Off To You
MOTD Message Of The Day

MTFBWU May The Force Be With You

NBIF No Basis In Fact
NFC No Further Comment
NP No Problem 
NRN No Reply Necessary

OBO Or Best Offer
OBTW Oh, By The Way

OIC Oh, I see
OOTB Out Of The Box / Out of the Blue

OTOH On the Other Hand
OTT Over the Top
PC Politically Correct 
pdq pretty damn quick
PM Private Message 

POV Point Of View

PMFJI 
Pardon Me For Jumping In

ROTFL Rolling On The Floor Laughing
RTM Read The Manual
SITD Still In The Dark = Still don"t understand
SMTOE Sets My Teeth On Edge = annoys you a lot 
SNAFU Situation normal all effed up
T+ Think Positive
TAF That"s All Folks 
TAFN That"s All For Now

TIA Thanks In Advance
TIC Tongue In Cheek = say something that appears to be serious, but isn"t 
TGIF Thank goodness it"s Friday
TLC Tender Loving Care
TM2T Too Much To Type
TTFN Ta Ta For Now
T2UL Talk To You Later
TTTT To Tell The Truth
TU Thank You 
TUVM Thank You Very Much 
TX Thanks
TYCLO TURN YOUR CAPS LOCK OFF!
unPC unPolitically Correct

WB Welcome Back
WEG Wicked Evil Grin
WRT With respect to

WTG Way To Go!
WUF? Where are You From? 
X! Typical Woman

Y! Typical Man
ZZZZ Sleeping / Bored


AGM annual general meeting

aka also known as 
aob any other business 
approx. approximately 
asap as soon as possible 
asst. assortment
b/c because 
BTW by the way 
c. or ca. circa, about c.1800 
C19 nineteenth century 
cd. could 
CEO chief executive officer
cf. compare this with... 
Ch. chapter 

c/o care of 
cob close of business 
compl. complete
corp. corporation
CRM customer relationship management
CSR corporate social responsibility
ct. contrast 
ctrl. control
CV curriclum vitae
dept. department
devt. development 
diff. difference

diy do it yourself 
edn. edition 
educ. education

e.g. exempli gratia (for example)
encl. enclosed

EOB end of business 
EOM end of message

esp. especially 

ETA estimated time of arrival 
et al. et alii (and everyone else)

etc. etcetera (and so forth)
FAQ(s) frequently asked question(s) 
fifo first in first out 
filo first in last out 
fwd forwarded
FYA for your attention

FYI for your information 
gigo garbage in garbage out 

GMT Greenwich Mean Time 
Govt. Government
HQ headquarters
hr. hour
HR Human Resources 
ht. height

i.e. id est (that is, that means)
impt. important 
info. information 
ISBN international standard book number

JIT Just In Time 
lifo last in first out 
lilo last in last out 
ltd limited
MD managing director
movt. movement

MPH miles per hour 

NB nota bene (important, notice this) 
no(s) number(s)
p. page
pp. paginae (pages)

para. paragraph 
pc(s) piece(s)
PLC public limited company

pls. please 

ppl. people 
PR public relations

prob.
problem 

PTO please turn over 
qtr. quarter
R&D research and development 
re. res (with reference to / regarding)
rep. representative
RSVP respondez s"il vous plait (please reply)

sae stamped addressed envelope
sec. second
SME small and medium (size) enterprises
SWOT strengths weaknesses opportunities threats
TBA to be announced
temp. temperature / temporary 
USP unique selling point

vgc very good condition
VP vice president
vs against 
wd would 

w/ with 
w/o without 
wt. weight
wysiwyg What You See Is What You Get


BA Bachelor of Arts
BEd Bachelor of Education
BSc Bachelor of Science
MA Master of Arts
MBA Master of Business Administration
MSc Master of Science
PhD Philosophiae Doctor (Doctor of Philosophy)

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/۱/٦ - آنسوی مه


نام کشور و تعداد کشورهایی که شهروندان آن می توانند بدون اخذ ویزا مسافرت کنند

 
 Finland : 130 
Denmark : 130 
United States : 130 
Germany : 129 
Ireland : 129 
Sweden : 129 
Britain : 128 
France : 128 
Italy : 128 
Japan : 128 
Belgium : 127 
Norway : 127 
Spain : 127 
Switzerland : 126 
Netherlands : 126 
Austria : 125 
Canada : 125 
Luxembourg : 125 
New Zealand : 125 
Portugal : 123 
Singapore : 122 
Australia : 120 
Greece : 120 
Iceland : 120 
Malaysia : 120 
Liechtenstein : 116 
South Korea : 115 
Malta : 115 
Cyprus : 113 
Hong Kong : 110 
Chile : 109 
San Marino : 109 
Monaco : 108 
Poland : 106 
Slovenia : 105 
Israel : 104 
Argentina : 101 
Brunei : 101 
Hungary : 101
 
Andorra : 99 
Brazil : 99 
Uruguay : 99 
Czech Republic : 98 
Mexico : 98 
Slovakia : 97 
Costa Rica : 95 
Lithuania : 94 
Venezuela : 92 
Estonia : 91 
Latvia : 91 
Vatican City : 87 
Croatia : 84 
Bolivia : 83 
Bulgaria : 83 
Guatemala : 82 
Panama : 82 
Paraguay : 82 
El Salvador : 81 
Honduras : 80 
Nicaragua : 75 
Romania : 73 
Barbados : 71 
Bahamas : 71 
Macau : 71 
Trinidad and Tobago : 66 
South Africa : 65 
St.Vincent and Grenadines : 64 
St.Lucia : 63 
Antigua and Barbuda : 63 
St. Kitts-Nevis : 62 
Grenada : 60

Belize : 58
Jamaica : 57
Solomon Islands : 54
Guyana : 53
Gambia : 53
Dominica : 52
Mauritius : 52
Seychelles : 52
Turkey : 52
Lesotho : 51
Tuvalu : 50
Kiribati : 49
Western Samoa : 49
Botswana : 48
Malawi : 48
Fiji : 47
Sierra Leone : 47
Vanuatu : 47
Kenya : 46
Maldives : 46
Swaziland : 46
Tonga : 46
Ghana : 45
Zambia : 45
Nauru : 44
Taiwan : 42
Ecuador : 41
Namibia : 41
Papua New Guinea : 41
Peru : 41
Tanzania : 41
Zimbabwe : 41
Suriname : 40
Kuwait : 39
Mauritania : 39
Uganda : 39
Bahrain : 38
Mali : 38
Tunisia : 38
Guinea : 37
Ivory Coast : 37
Niger : 37
Qatar : 37
Senegal : 37
Benin : 36
Cape Verde : 36
Marshall Islands : 36
Oman : 36
Burkina Faso : 35
Nigeria : 35
Russia : 35
Togo : 35
United Arab Emirates : 35
Guinea-Bissau : 33
Micronesia : 33
Philippines : 33
Belarus : 32
Colombia : 32
Palau Islands : 32
Serbia-Montenegro : 32
Ukraine : 32
Liberia : 31
Macedonia : 31
Saudi Arabia : 31
Morocco : 30

Indonesia : 29
Moldova : 29
Thailand : 29
Azerbaijan : 28
Bangladesh : 28
Central African Republic : 28
Georgia : 28
Kazakhstan : 28
Kyrgyzstan : 28
Armenia : 27
Chad : 27
Congo Brazzaville : 27
Cuba : 27
Tajikistan : 27
Cameroon : 26
Bosnia and Herzegovina : 25
Dominican Republic : 25
India : 25
Madagascar : 25
Egypt : 24
Gabon : 24
Mongolia : 24
Uzbekistan : 24
Algeria : 23
Rwanda : 23
Haiti : 22
Mozambique : 22
Sao Tome and Principe : 22
Sri Lanka : 22
East Timor : 21
Jordan : 21
Comores Islands : 20
Equatorial Guinea : 20
Eritrea : 20
Laos : 20
Nepal : 20
Angola : 19
Bhutan : 19
Djibouti : 19
Libya : 19
Turkmenistan : 19
Burundi : 18
China : 18
Ethiopia : 18
North Korea : 18
Vietnam : 18
Yemen : 18
Albania : 17
Cambodia : 17
Lebanon : 17
Pakistan : 17
Sudan : 17
Congo : 16
Syria : 16
Iraq : 15
Myanmar : 15
Somalia : 15
Iran : 14
Afghanistan : 12
   

با آرزوی توفیقات الهی
              حسین      ریاحی

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩۱/۱٢/۱٥ - آنسوی مه


تاثیر تمدن ساسانی و آموزه های زرتشتی بر هویت زن مسلمان

زهرا سروشامروزه این امر مورد اتفاق است که تمدن اسلامی برخاسته از فرهنگهای پیش از خود و میراث علمی و فرهنگی مللی است که آنان نیز به نوبه خود در تماس با این جهانبینی نوظهور، کمال یافتند. درباره سهم ملت‌های مختلف در ترکیب تمدن اسلامی بررسی‌های دقیقی به عمل آمده و بحث و گفتگوی زیادی شده است که از آن میان سه ملت، برجستگی خاصی دارد: عرب‌ها، ایرانیان و اقوام متأثر از تمدن یونان که در آن زمان قسمتی از شرق امپراطوری روم بودند. البته که ملتهای دیگر نیز نقش داشتند و این به علت موقعیت‌ خاص زمانی و مکانی نضج تمدن اسلامی بوده است. دکتر نصر می‌نویسد: تمدن اسلامی برخلاف تمدنهای دیگر به محض اینکه پا به عرصة وجود گذاشت در ارتباط مستقیم با تمدن‌های چین و هند در شرق، بیزانس و مسیحیت در غرب و سیاهان آفریقا در جنوب قرار گرفت در حالی که تمدنهای بین النهرین، مصر و ایران کاملاً بخشی از دنیای اسلام شده بودند. تمدن اسلامی که از قلب فرانسه تا مرزهای چین گسترده بود نه تنها اختلافهای جغرافیایی و آب و هوایی متفاوت را در خود داشت بلکه از لحاظ قومی و زبانی نیز با تنوع گسترده‌ای همراه بود. اسلام تنها تمدن قبل از دوران جدید بود که تقریباً تجربة تمام تمدنهای عمده دیگر جهان را با خود داشت. این تمدن وارث دانش، علوم، فلسفه و تکنولوژی مصر، تمدن‌های بین النهرین، یونان باستان، ایران باستان و تا حدودی روم، هند و حتی چین است (نصر،گفتگوی تمدنها و جهان اسلام).

اما اینکه اسلام چگونه و در چه حوزه هایی این فرهنگهای باستان را جذب کرده است خود بحثی جدا دارد؛ احسان یار شاطر حوزه تأثیرات این سه فرهنگ بر شکل گیری تمدن اسلامی را بدینگونه تقسیم میکند: عنصر عرب دین، زبان مشترک و رهبری دین سالارانه را به این تمدن داد. سهم عنصر یونانی مآب که عمدتاً از طریق مردمان سریانی زبان به این تمدن داده شد بیشتر محدود به فلسفه و علوم طبیعی بود. او تأکید میکند، ادبیات، دین و معتقدات یونانی سهمی در جهان اسلام نداشت. و البته سهم عنصر ایرانی متنوع‌تر بود و اندیشه‌های دینی، نظری و عمل سیاسی، الگوهای اداری ادبیات، علوم و آداب و اخلاق را در برمی‌گرفت (یارشاطر،ص67). نقش عنصر ایرانی در اندیشه های اسلامی آنچنان شدید است که شائول شاکد در کتاب از ایران زردشتی تا اسلام می نویسد: جریان نفوذ اندیشه های ایرانی در اسلام چنان شدید است که شاید بتوان ایران را منبع طبیعی اندیشه های مشابه اسلامی دانست (شاکد، ص335)
این مقال بر آن است که نشان دهد بنا بر شواهد تاریخی و بررسی تطبیقی متون دینی، بسیاری از احکام والگوها درباره زن مسلمان تحت تاثیر تمدن ساسانی و دین زرتشت شکل گرفته است. این امر در نیمه قرن دوم تا حدود صد سال بعد از آن رخ داد، یعنی همان دوران کلاسیک تمدن اسلامی. بنا بر تعریف رسول جعفریان این دوره کلاسیک تمدن اسلامی در مدینه آغاز شد، در دمشق نشو و نما یافت و در قرن سوم هجری در عراق به اوج خود رسید. فتوحات سبب گسترش دولت اسلامی بـه حـوزه وسـیعی گردیـد، حوزه هـایی کـه خـود ﻻﻳﻪ های تمدنی کهنی داشت. او نیز عقیده دارد این ﻻیه ها در برخورد با اسلام و با تفسیرهای جدید، خود را در زندگی مسلمانان آشکار کرد.(جعفریان،ص 2). مشخصه دیگر که این دوره را با اهمیت می سازد حضور ائمه چهار گانه اهل سنت در این دوره است. مذاهب اهل سنت همه در این دوران شکل گرفته و در گذر زمان توسعه پیدا کردند و همچنان معتبر هستند. باید اضافه کرد در واقع تصویر سنتی از زن مسلمان و تکالیف و حقوق او در این برهه از زمان شکل گرفته است، هر چند که این تصویر هیچگونه همخوانی با رفتارها و موقعیت اجتماعی زنان مسلمان در عهد رسالت ندارد، امری که فاطمه مرنیسی، جامعه شناس مراکشی درباره آن اظهار تعجب میکند و می پرسد، جای این پرسش باقی است که چرا تصویر کنیزی که هر گاه امید فریفتن را از دست میدهد توطئه میکند، سمبل زن مسلمان شده و یاد و خاطره زنان شجاع و حاضر در اجتماعات عصر رسالت، بسیار دور و غیر واقعی به نظر می رسد. (مرنیسی،ص195).
لیلا احمد، از مدرسه الهیات هاروارد، معتقد است در جریان تدوین فقه سنتی اوامر اخلاقی قرآن به غفلت برگزار شد، بویژه درباره رفتار عادلانه با زنان؛ او معتقد است، دوره ای از تاریخ اسلام که در آن قوانین و فقه اسلامی شکل گرفت و هویت مسلمانی مشخص شد و به صورتی درآمد که از آن زمان تا کنون به اعتبار خود باقیست، دورانی کاملا بر علیه زنان بوده است. درآن دوران بجای تآکید بر دستورات اخلاقی اسلام و عدالت و انصاف بین انسانها، تحت تأثیر شرایط تاریخی، فرهنگی و اجتماعی، قوانین تدوین شده به نام اسلام باعث تحقیر زن مسلمان و تضییع حقوق او شد. (احمد،ص67).
درباره عباسیان می توان گفت، آنان با استقرار در عراق، همسایه ی یکی از متمدن ترین نقاط جهان آنروز شدند حضور ایرانیان که از زمان عمر در مدینه محسوس بود، (قائل عمر یک برده ایرانی بود) در عراق بسیار پررنگ‌تر گردید. "افواج اسیرانی که در طی پیروزیهای اعراب از ایرانیان گرفته شد نه تنها اردوگاههای اعراب را مملو ساخت، بلکه مدینه را نیز که غنیمت های جنگی در آنجا تقسیم می شد، پر کرد (یارشاطر، ص85). با این حال نباید فراموش کرد که عراق برای بیش از هزار سال قسمتی از امپراطوری ایران بوده است و نه تنها کلانشهر تیسفون به عنوان پایتخت اشکانیان و ساسانیان در عراق قرار داشت بلکه قسمت اعظم بین النهرین جنوبی نیز مسکن ایرانیان و دارای شهرهای آباد متعدد بوده است. کریستن سن می نویسد: "سرزمین واقع بین دجله و فرات در دوره ساسانی بوسیله نهرها و ترعه های مرتب کاملا آبیاری می شد و حاصلخیز و آباد بود و در سراسر این ناحیه شهرهای بسیاری وجود داشت"(کریستن سن، ص593) در دوران اسلامی نیز حتی شهرهای تازه تأسیس مثل کوفه، بصره و بغداد مملو از ایرانیان بوده است. دکتر زرین کوب به نقل از اخبارالطوال می نویسد در دهه شصت قمری، اکثر سپاهیان مختار، ایرانی بوده اند به طوری که در اردوگاه جنگی او به ندرت صدای عربی شنیده می شد و سپاهیان او اکثرا از موالی (ایرانیان) بودند (زرین کوب،ص78). هر چند امویان بر برتری اعراب بر عجم تأکید فراوان داشتند و همین امر از دلایل سقوط آنان به دست لشکریان ناراضی خراسان شد ولی دربار عباسیان دیگر دوران سالاری ایرانیان بود که این روند با حضور خاندان برمک در دستگاه هارون الرشید به اوج خود رسید. برمکیان 17 سال کنترل کامل حکومت اسلامی را در دست داشتند. بعد از برامکه نیز نفوذ ایرانیان کاهش نیافت و تمام دوران مأمون و معتصم ادامه داشت و تنها در زمان متوکل که به محافظان ترک اتکاء ورزید به پایان رسید.
البته لازم به ذکر است این تقلید از دستگاه ساسانی نه تنها ناشی از نیاز اعراب به وام‌گیری از ملل متمدن‌تر بود بلکه نو مسلمانان خواه ناخواه بسیاری از آداب و رسوم و مهارتهای حرفه‌ای خود را به دستگاه اسلامی منتقل کردند- حتی امروزه برای ما ایرانیان باور کردنی نیست که چگونه زمانی نوروز در سر تا سر مملکت اسلامی از مصر تا عراق تا آسیای میانه جشن گرفته می‌شد. جشن مهرگان در دربار خلفا برگزار می‌شد و به رسم قدیم رعایا برای سلطان هدیه می‌برند (متز،ص466). عباسیان برای اداره حکومت نیاز به دیوانسالاران و اندیشمندان ایرانی داشتند. تقریباً تمام دبیران و کاتبان، ایرانی بودند، ساختار اداری و دیوانی ساسانیان حفظ شد و بسیاری بنیادهای اجتماعی دیگر از ساسانیان اخذ شد. دستگاه اداری ایرانی (دیوان) حتی خیلی قبل از عباسیان الگوبرداری شده بود؛ پیچیدگی‌های کارهای مالی و جمع‌آوری مالیات در سرزمین های پیشین ساسانیان سبب شد بنی امیه همان نظام موجود ساسانی را پذیرفتند و کارها را به دهقانان یعنی بزرگان صاحب زمین و مالکان ایرانی که صاحب منصبان اداری زمان ساسانیان از میان آنها برمی‌خواستند، سپردند. همچنین منصب قاضی یعنی مردی که در علوم دینی تبحر داشته و محکمه‌های شرعی را اداره می‌کرده است از منصب موبدان زرتشتی الگوبرداری شده است. دریائی با استناد به قول مسعودی در کتاب مروج الذهب می نویسد، قاضی القضات اسلامی احتمالا همان "داور داوران" و سرپرست تمام موبدان بوده است (دریائی، ص138). از دیگر موارد، دستگاه برید بود که کارش رسانیدن سریع مکاتبات و اخبار، جمع‌آوری اطلاعات و رساندن فرمانهای خلفا به کارگزاران و عمال ایالتی بودکه عیناَ از الگوی ساسانی تقلید شده بود. مقال دیگر سیستم وقف است. در اواخر دوره ساسانی بنیادهای خیریه ای به منظور رستگاری روح نأسیس شد که پول آن صرف کمک به تنگدستان و احداث تأسیسات عام المنعفه می شد که بعد ها به الگویی برای «وقف» اسلامی تبدیل گردید.(دریائی ص87) در تقلید آداب درباری ساسانی، احسان یارشاطر به نقل از ربن لوی[1] در کتاب ایران و عرب‌ها می‌نویسد "خود را از چشم عامة مردم به دور داشتن، استفاده از پرده و پرده‌دار و دیگر آلات و اسباب شخصی، پاسداران و محافظان و حاجبان متعدد داشتن که مانع از آن دسترسی آسانی بود که اعراب حق خود برای دیدن رؤسای خویش می‌دانستند؛ پوشیدن جامه‌های تجملی ایرانی و برپاداشتن آداب و رسوم نوروزی نشان می دهد که تا چه حد حکومت اعراب تحت تأثیر روحیة ایرانی و فرهنگ شاهنشاهی ساسانی قرار گرفته بود." (یارشاطر،ص 31)
در کنار این تقلیدها از رسوم ایرانی – ساسانی و شگفت‌انگیزتر از آن، نفوذ ایرانیان نومسلمانی است که آراء و عقاید و رسوم خود را وارد دنیای اسلام کردند. ابن خلدون می نویسد: از شگفتی‌هایی که واقعیت دارد، این است که بیشتر دانشوران ملت اسلام، خواه در علوم شرعی و چه در دانش‌های عقلی، ایرانی هستند و همه دانندگان حدیث که آنها را برای اهل اسلام حفظ کرده بودند، نیز ایرانی بوده‌اند و تاریخ ثابت کرده که به جز ایرانیان، کسی به حفظ و تدوین علم امت اسلام قیام نکرد.(ابن خلدون،مقدمه،ص56) نه تنها تمام گردآورندگان صحاح سته ایرانی بوده‌اند بلکه مؤسس مذهب حنفی که امروزه یک سوم اهل سنت دنیا را تشکیل می‌دهند ایرانی و اهل بخارا می باشد. بسیاری از متکملین اهل سنت از قبیل ابوالهذیل علاف، ابراهیم سیار و عمروبن عبید نیز ایرانی بوده‌اند. بدین ترتیب به آسانی می توان ورود اندیشه های ایرانی و مذهب زرتشت را به آراء اسلامی پذیرفت، از جمله در حوزه زنان.
زن در ایران باستان نیز مانند بقیه نقاط جهان سیر نزولی جایگاه اجتماعی‌اش را تجربه کرد. در حالی که مطالعات و اکتشافات باستانشناسانه از تک همسری در قوانین حمورابی و ساکنان فلات ایران در دوران مادها و قبل از آن حکایت می‌کند، در انتهای دوران ساسانی با حرم یزدگرد سوم مواجه می‌شویم همان که بعدها الگوی دولتمندان مسلمان شد. کِنِدی در کتاب «فتوحات بزرگ اعراب» همراهان یزدگرد سوم در فرار از مقابل اعراب فاتح را این گونه توصیف می‌کند. "چهار هزار بردگان، آشپزها، پیشخدمت ها، مهتران، و منشیان، همسران و زنان دیگر به همراه پیران و خردسالان دربار ولی بدون حتی یک جنگجو" (کندی،ص187). یزدگرد این قافله سنگین را همراه خود به سیستان و بعد خراسان کشاند. سرانجام این بار گران را در داخل دیوارهای مرو در ماوراء النهر بجای گذاشت، به تنهایی از شهر برون رفت و خسته و وامانده در ساحل رود مرغاب، به دست آسیابانی طماع کشته شد.
برای این که نشان دهیم چگونه مسلمانان از بسیاری از الگوهای ساسانی در رفتار و پندار در مورد زنان پیروی کردند به مواردی چند از آداب و رسوم ساسانی-ایرانی که مشابه اش را در تاریخ اسلام یا حتی نظرات فقهی و روایات اسلامی می‌توان یافت اشاره می‌کنیم.
به نظر می رسد وضعیت اجتماعی زنان در جامعه ی به شدت طبقاتی ایران قبل از اسلام، آشکارا ناهمگون بوده و حتی زنان یک مرد از نظر امتیاز بسیار با هم فرق می‌کردند.مردان مستطیع معمولاً یک یا دو زن اصلی با موقعیت اجتماعی ممتاز می‌گرفتند. به این زن که می‌بایست حتماً باکره باشد، پادشاه زن می‌گفتند پادشاه زن سرپرست امور منزل و صاحب حقوق کامل همسر در آیین ساسانی بود. در مقابل چکرزن به زنان بیوه‌ای می‌گفتند که برای بار دوم ازدواج می‌کردند ظاهراً کنیزان زرخرید و همسران صیغه‌ای نیز در این گروه قرار داشتند. خانم اصلی خانه که امور منزل به تدبیر او اداره می‌شد همان پادشاه زن بود. زنان دیگر زیردستان و تحت امر او بودند. )بارتلمه، ص52). با این که در سیره پیامبر هیچگونه تمایزی از معاشرت ایشان با زنانشان گزارش نشده است ولی یکی دو قرن بعد دیگر این گونه زن داری طبقاتی، کاملا در جامعه مسلمانان جا افتاده بود و حقوق و موقعیت زن حره و کنیز تفاوت اساسی داشت. این تفاوت در حقوق حتی امروزه در فقه شیعه بین عقد دائم و صیغه قابل مشاهده است.
حرمسرا و تعدد زوجات
اعراب حرمسرا نداشتند که این امر اصلاً با خصوصیات جوامع ابتدایی سازگار نبود. عدم قدرت اقتصادی، عدم وجود دستگاه حاکمه مسلط و تفاوت کم بین مشاغل زن و مرد را شاید بتوان از عواملی دانست که امکان جمع کردن تعداد زیادی زن را به یک مرد نمی داد. به طور مثال عربستان در صدر اسلام، با این که قانوناَ هیچ محدودیتی بر تعداد زنان یک مرد نبود ولی عملا فقر اقتصادی و زندگی بدوی اجازه حرمسرا داری به آنان نمی داد؛ در ایران البته وضع فرق می کرد و حرمسرا از دوران هخامنشیان رواج داشت. در حالی که در اوستا دلیلی بر عمومیت تعدد زوجات نیست و روی سخن با یک مرد و زن است، در دوران هخامنشیان طبقه مرفه آیین کهن تک همسری را فراموش کرده بود و تعدد زوجات رواج داشت. پلوتارک همخوابه های اردشیر را کمتر ازسیصد و شصت نمی داند (کسروی، ص210).
حسن آزاد می‌نویسد: "حرم به معنی دقیق کلمه به منطقه و حریم مقدسی گفته می‌شد که زنان درآنجا منزل داشتند، یعنی آن بخشی از منزل که خانواده یعنی زنها و بچه‌ها در آن سکونت می‌کرده‌اند و کاملاً به روی اجانب بسته بود... حرامسرا عبارت از ساختمانی بود شامل حیاط مشجر و گل‌کاری شده و آبدان (حوض) و ایوان و مهتابی و غیره که زنان در آن زندگی می‌کردند و غیر از مردان خانواده، احدی در محوطه آن قدم نمی‌گذاشت مگر کنیزان و احیاناً خادمان که به عنوان خدمتکار در قسمت اندرونی زندگی می‌کردند"(آزاد،ص37). باید اضافه کرد اگر زمانی مردی فالگیر یا کسبه دوره گرد و غیره به داخل حرم خوانده می شد، زنان از پس پرده و یا با حجاب با او صحبت می کردند. بعداَ با پیشرفت دولت و ثروت، بزرگان و اشراف نیز مانند پادشاهان صاحب حرمسرا شدند. به طور مثال در دوران اشکانیان سورن[2] ، سردار اشکانی، که پلوتارک در حق او می‌نویسد از نظر ثروت و بزرگی و افتخار بعد از شاهنشاه بود، هنگام لشکرکشی هزار شتر بار و بنه او را می‌برد و دویست ارابه، مخصوص حمل همسران و همخوابگان او بود تا نمایشی از اهمیت سیاسی خویش داده باشد(حجازی،ص163). این وضعیت در زمان ساسانیان متداول تر شد، به خصوص دربار مجلل خسرو پرویز که مورخان نه تنها از وجود سه هزار زن در حرم او بلکه از تلاش بی‌‌وقفه او در فرستادن نامه به ولایات برای یافتن زنان مطلوب بیشتری، گزارش کرده اند. (کریستن سن،ص616).
در عالم اسلام، با سرازیر شدن ثروت به مناطق اسلامی و شکل گیری سلطنت امویان، حرمسراهای اسلامی نیز شکل گرفت. در نتیجه‌ی جنگ‌ها، روز به روز بر تعداد کنیز و غلام افزوده شد و هر مردی توانست چند کنیز و غلام در اختیار داشته باشد. هر چه از آغاز نهضت اسلامی دور می شویم عیاشی پادشاهان افزایش می یابد به خصوص خلفای بنی عباس که مجاور امپراطوری ایران و تحت تأثیر فرهنگ ایرانی و حرمسراهای ساسانی قرار گرفته بودند. به حکایت منابع تاریخی در دربار سلاطین و خلفا، غالباَ عده‌ی کثیری کنیزان و غلامان ماهروی محبوس و تحت نظر بودند تا مگر شبی شاه یا خلیفه با یکی از زنان درآمیزد، و اگر یکی از آن دختران با مردی ‌نرد عشق می‌باخت به شدیدترین وجهی کیفر می‌دید. در این دوره وقتی مسلمانان با زندگی تجملی آشنا شدند و به خاطر ثروت‌های بسیاری که در اثر فتوحات متعدد به چنگ آوردند، عیاشی‌های بی‌حدشان آغاز گشت و قضیه محدود ساختن زنان بیش از پیش شدت گرفت، و راجع به آن دقت‌های فوق‌العاده مبذول شد (آزاد، ص134).
بدین ترتیب است که شبیه سازی دستگاههای خلافت اموی و عباسی با امپراطوریهای روم و ایران وضعیت زنان مسلمان را دستخوش تغییراتی کرد که منجر به دوری هر چه بیشتر آنان از فعالیت های اجتماعی شد، امری که به کلی با اجتماعات بدوی اعراب و سیره پیامبر متفاوت بود و هر تاریخدان منصفی به آن اقرار دارد. جواهر لعل نهرو در کتاب "نگاهی به تاریخ جهان" می نویسد، "یک تغییر بزرگ و تآسف آور نیز تدریجاَ روی نمود و آن وضع زنان بود. در میان زنان عرب رسم پرده و حجاب وجود نداشت. زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ایشان زندگی نمی کردند بلکه در اماکن عمومی حضور می یافتند، به مسجد ها و مجالس وعظ و خطابه می رفتند و حتی خودشان به وعظ و خطابه می پرداختند. اما عربها نیز بر اثر موفقیت ها تدریجاَ بیش از پیش رسمی را که در دو امپراطوری روم شرقی و امپراطوری ایران وجود داشت اقتباس کردند. عربها امپراطوری روم را شکست دادند و به امپراطوری ایران پایان بخشیدند. اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند این امپراطوریها گشتند. به قراری که نقل شده است محصوصا بر اثر نفوذ امپراطوری قسطنطنیه و ایران بود که رسم جدائی زنان از مردان و پرده نشینی ایشان در میان عربها رواج پیدا کرد. تدریجا سیستم "حرم" آغاز گردید و مردها و زنها از هم جدا گشتند" (نهرو،ج1ص328).
با کمال تاسف باید گفت قدرت و ثروت اولین عامل انحراف مسلمانان از سیره پیامبر و تعالیم اصلی اسلام شد. برای درک ابعاد این تغییرات کافیست که وضعیت صحابه در زمان هجرت را با وضعیت آنان در بیست سال بعد از رحلت پیامبر در گزارش تاریخ نویسان متقدم از قبیل مسعودی و ابن سعد مقایسه کنیم.بطور مثال مسعودی از ثروت زبیر، طلحه، عبدالرحمن عوف و سعد ابی وقاص و عده ای دیگر از صحابه گزارش کرده است. تنها زبیر هزار غلام و کنیز و همچنین اقامتگاههایی در بصره، کوفه، فسطاط و اسکندریه داشت (مسعودی،ج1،ص379). بعدها وقتی حکومت اسلامی تبدیل به پادشاهی موروثی شد، زنان زیادتری در دسترس مردان صاحب ثروت و قدرت قرار گرفتند و در واقع یک بی بندو باری جنسی به نام عدم محدودیت رابطه جنسی با کنیزان شکل گرفت. با اینحال باید یادآور شد اوج این بی بند و باری جنسی که توام با محدود کردن هر چه بیشتر زنان به اصطلاح "حره" بود، با هارون الرشید عباسی شروع شد. خلیفه اول و دوم عباسی با وفاداری به سنت عربی و وقت زیادی که برای بزانو درآوردن مخالفان و استقرار دولت عباسی سپری کردند، چندان راه عیش و نوش ساسانی را نپیمودند، بلکه این راه با هادی عباسی اندکی شروع و با پسرش هارون به اوج رسید.
دلبرکان آوازخوان
مسئله دیگر که باز هم با دیدگاه مساوات طلبانه قران هیچگونه همخوانی ندارد، تفاوت فاحش قوانین فقهی درباره زن آزاد و کنیز است که باز هم ریشه در وضعیت احتماعی مسلمانان در عصر اول عباسی دارد. در عصر اول عباسی بغداد نه تنها شاهد سرازیری ثروتی گزاف بود بلکه وجود خیل علامان و کنیزان یک مشخصه اساسی در جامعه اسلامی شده بود. البته پدیده برده داری امری شایع در جهان قدیم بوده و تنها اختصاص به امپراطوری عباسی نداشت. کنیزکان متشکل از خدمه های خانگی، مطربان و همخوابگان یک جنبه قوی زندگی اجتماعی میان اشراف در جهان باستان بودند. مجالس بزم ساسانی آن گونه که از اسناد مکتوب و ظروف منقوش بدست آمده از حفاری ها بر می آید، همیشه توأم با آواز نوازندگان و پایکوبی کنیزان بوده است. (دریایی،ص156). در عهد عباسی کنیزکان از همه نژادها و رنگها در بازار بغداد موجود بودند، حبشی، رومی، گرجی و چرکس و عربزادگان مدینه و طائف و یمامه و مصر که پدر و مادرشان برده بودند. عجیب تر این است که بنا به قول نویسنده تاریخ سیاسی اسلام، حتی بسیاری از دختران خانواده های فقیر خودشان را در بازار برده فروشان به معرض فروش می گذاشتند تا بتوانند در خانه های اشراف زندگی راحتی داشته باشند.(ابراهیم حسن،ج2،ص343).
مسئله مورد تأکید ما این است که در شرایطی که کنیزان نقش اساسی در یک جامعه بازی می کنند شکل گیری فقه در مورد حقوق زنان درآن جامعه بدون تأثیر از نقش اجتماعی کنیزکان نمی توانست باشد و البته نبوده است. لیلا احمد و قبل از او جرجی زیدان نویسنده "تاریخ تمدن اسلام" عقیده دارند آنچه که در اسلام به نام حقوق زنان مطرح شده کاملا تحت تاثیر بینشی بوده است که زن را کنیز و برده ی مرد می پنداشته است. (احمد،ص67 ، زیدان ج2،ص592)
امر رایج در آن زمان که علیرغم به ظاهر شرعی بودن آن، امروزه بسیار غریب می نماید این است که کنیزان نه تنها حجاب نداشتند بلکه یکی از مشاغل رایج آنان رقص و آواز و نوازندگی در مجالس مردان صاحب قدرت و ثروت بود. بعلاوه در مقابل آقای خانه و ارباب خود اصولا صاحب همان مقدار حق ناچیزی که فقها به زنان داده بودند هم نبودند که این امر معاشرت با آنان را دلنشین تر و شان و موقعیت زن "حره" را بیشتر به مخاطره می انداخت. صاحب کتاب "تاریخ سیاسی اسلام" چند نمونه از گفتارهای رایج درباره کنیزان را که در آن زمان شایع بود را ذکر میکند. جملاتی مانند: هر که مخارج اندک و خدمت خوب و رفع تکلیف خواهد کنیز گیرد؛ بحیرتم از آنکه از کنیزان بهره گرفته چگونه زن آزاد تواند گرفت؛ خرسندی در آمیزش با کنیزان است. باید اضافه کرد که تمام خلفای عباسی بجز سه تن کنیززاده بودند و بنظر میرسد که امامان شیعه متولد شده در دوره عباسی نیز تماما کنیززاده بوده اند. بنظر میرسد علاوه بر دلایل بالا یکی دیگر از دلایل تمایل مردان به کنیز دلیل جاحظ باشد؛ او دلپذیری بیشتر کنیزکان را نسبت به زنان پرده نشین تصدیق میکند و درباره دلیل آن می نویسد، "علت اینکه غالبا کنیز در نظر مرد عزیزتر از زن عقدی می شود این است که مرد پیش از خرید کنیز به همه چیزش رسیذگی و دقت می کند و اگر دلربا و دلنشین افتاد می خرد اما در مورد زن گرفتن، طرف مشورت فقط زنانند که مطلقا جاذبه زیبائی زن و نیازهای مرد را نمی فهمند، حال آنکه در شناخت حصوصیات دلپذیر زن، مرد بصیرتر است ولی زنان تنها ظاهر را می نگرند." (متز،ص406)
علاوه بر دلیل جاحظ، کنیزکان اجتماعی تر بوده و با مردان بسیار راحتتر برخورد میکردند زیرا آنان مجبور به پرده نشینی نبودند. بجای همسر صاحبخانه، از آنان برای پذیرائی مهمان استفاده می شد. در داستانهای هزار و یکشب شاهد روایات متعددی از کنیزکان ماهرو و باهوش و شرح پگونگی برخورد آنان با مردان هستیم – امری که بشدت زنان پرده نشین از آن نهی میشدند. متز می نویسد،اینان در پیشرفته ترین آداب اجتماعی مهارت و ورزیدگی داشتند و فرهیخته و زیبا و هنرمند بودند و قادر بر آنکه بی اضطراب، آزادانه با مردان صحبت کنند (متز،ص404). این زنان زیبا که با بچه دار شدن از "آقای" خود آزادی هم بدست می آوردند، طبعا از هر وسیله ای از جمله حیله و نیرنگ، برای رسیدن به هدف خود استفاده میکردند و این مردان صاحب قدرت بودند که از تمام مهارت و مواهب آنان بهره برده بدون آنکه محبور شوند حقی بیشتر ار حق یک برده به آنان دهند.البته نمی‌توان منکر شد که مانند تمام جوامع در خانه‌های مردم معمولی زنان پا به پای مردان در کشاورزی و بازار و صنعت فعالیت کرده، یار و همکار شوهر بودند و این در دربارها و زندگیهای اشرافی است که زن به ابزار سرگرمی مردان تبدیل می‌شد. آنچه در دربار ساسانی از وضعیت زن مشاهده می‌شود همان است که بعدها دردربار خلفای عیاش عباسی اتفاق افتادو بنا بر قاعده الناس علی دین ملوکهم قاعدتا نمی توانست به وضعیتی قانونی در میان مسلمانان تبدیل نشود.
پرده نشینی
رسم حرمسرا همه جا ملازم با پرده‌نشینی زنان بود. پلوتارک مورخ یونانی در مورد ایرانیان می‌نویسد، بربرها در مورد زنانشان بسیار حساسند و دائم آنان را می پایند. نه تنها تماس با زنان پادشاه بلکه حتی نزدیک شدن به ارابه های آنان مجازات مرگ در پی دارد (حجازی،ص111)،(کسروی،ص209). بطور کلی می‌توان گفت شهرنشینی باستان توام با پرده‌نشینی زنان، مخصوص طبقات مرفه بوده است و این امر در تمام دنیای قدیم از چین تا ایران و روم عمومیت داشته است و ریشه آن غیر دینی و بنا بر مقتضای جوامع باستان بوده است.
در مورد ایرانیان مؤلف کتاب "زن در ایران باستان" می‌نویسد: "بطوری که از اوستا و کتابهای دیگر دینی ایرانیان باستان و مندرجات آنها و نیز اندرزنامه‌های دینی واخلاقی گوناگونی که وجودداشته، استنباط می‌شود رعایت حجاب در هیچ زمان تکلیف و دستور دینی نبوده که اجباری برای رعایت حفظ آن متصور شود و به نظر می‌رسد که جامعه ایرانی از دوران باستان حفظ حجاب و پوشیده روئی را یک نوع وظیفه اخلاقی و سنتی می‌دانسته‌اند که رعایت آن به تدریج جزو سنن ملی و وظیفه اخلاقی، جا افتاده و پایدار مانده است" (علوی،ص52). رسمی که اعراب علیرغم سنت خودشان، نه تنها نتوانستند بر آن غلبه کنند بلکه در مقابل آن را پذیرفته و حتی وجه شرعی به آن دادند.
محققین خانه نشینی زنان ساسانی را در واقع نوعی مخفی کردن آنان تلقی میکنند. بدینگونه که طمع یک شاهزاده و یا موبد قدرتمند به زن و دختر دیگری، میتوانست به قیمت از دست رفتن زن خوشگل و احیانا جان مالک او تمام شود[3]. پرده نشینی زنان بنا بر تمام شواهد تاریخی در صدر اسلام و در فرهنگ اعراب معنا نداشت. هر چند که با تماس روزافزون با اقوام دیگر، بخصوص از زمان عمر بن خطاب به بعد، مسلمانان نیز در صدد یافتن شواهدی برای لزوم پرده نشینی زنان در قران برآمدند و کم کم آیه احزاب53، که به مردان مسلمان امر میکرد پرده ورودی حجره های پیامبر را بی مهابا بالا نزنند و سر زده بر زنان او وارد نشوند را شاهدی بر لزوم پشت پرده نشستن نه تنها زنان پیامبر بلکه تمام زنان مسلمان،یافتند؛ حال آنکه بنا بر شهادت تاریخنگاران، زنان پیامبر تا آخرین لحظه عمر ایشان آزادانه در انظار عموم میگشتند. البته باید اضافه کرد این رسم لااقل تا صد سال بعد نیز همه گیر نشده بود و به گزارش الاغانی حتی زنان خاندان اشراف عرب نیز همگی این رسم را رعایت نمی کردند[4]. بدین ترتیب با جرأت می‌توان گفت: تقلید بسیار پادشاهان دوران اول عباسی از سنت‌های ایرانی ساسانی، یکی از موثرترین عوامل رواج پرده‌نشینی زنان در جوامع اسلامی بوده است.
زن در خانواده
در حالی که حقوق و اختیارات زنان جز در مواردی جزئی[5]، در قران و سیره پیامبردست کمی از مردان نداشت، در امپراطوری ساسانی بنابر قوانین متداول از قدیم زن شخصیت حقوقی نداشت یعنی زن «شخص» فرض نمی‌شد بلکه «شیئ» تلقی می‌شد. با اینحال کریستن بارتلمه می نویسد، "البته نباید از نظر دور داشت که حقوق زنان در طول حدود 400 سال حکومت ساسانیان یعنی از سال 224 میلادی که بدست اردشیر بابکان تاسیس شد تا سال 633 میلادی که تیسفون بدست مسلمانان افتاد، رو به تکامل بوده است بطوری که در اواخر دوران ساسانی «شوهر می‌توانست با یک سند قانونی زن را شریک خویش سازد و در این صورت زن شریک مال می‌شود و می‌توانست معامله صحیحی با شخص ثالث به عمل آورد"(بارتلمه،ص40). که اینهم در واقع حدود همان اختیاراتیست که زنان پرده نشین مسلمان در قرون دو و سه میتوانستند بر اموال خودشان اعمال کنند. میدانیم که طبق فقه سنتی زن بدون اجازه شوهر و به فرض داشتن اموال، حتی برای سرکشی به اموال خودش نیز از خانه نمی توانست خارج شود.
در مورد حقوق چاکرزن و زنان صیغه‌ای و کنیزکان در منابع به جا مانده از دوران ساسانیان مدرکی موجود نیست و بنظر می‌رسد اینگونه زنان اصولاٌ از پشتیبانی حقوقی بهره‌مند نبوده‌اند و همه جا روی سخن با پادشاه زن است (حجاری،ص237)، در واقع حقوقی مشابه حقوق شرعی زن صیغه ای و کنیزان در دوره اسلامی.
با این که مسئله ارث همیشه یکسان نبوده ولی معمولا همسر و پسران دو برابر دختران آنهم در صورتی که دختران ازدواج نکرده باشند، ارث می‌بردند. زنان ارث می‌بردند و مالک ارث خود بودند که مثلاً آنرا صرف کار خیری مثل ساختن آتشکده کنند. ولی وقتی زن شخصیت حقوقی نداشت طبعاً ثروت او نیز برای معاملات و خریدو فروش دراختیار شوهر قرار می‌گرفت. روندی که اروپا حتی تا قرن نوزده طبق آن رفتار کرد. در ثانی دختران و زنان بیوه و مطلقه که شوهر نداشتند قدرت انجام هیچ نوع معامله‌ای را هم نداشتند. بدون بکارت زن به مقدار زیادی ارزش خود را از دست می‌داد و به چاکرزن تبدیل می‌شد. ناگفته نماند چکرزن و فرزندانش، شبیه وضعیت زنان صیغه ای در عالم اسلام، حقی نداشتند (همان،ص233). دختران را در سنین کم و به محض اینکه بالغ می‌شدند شوهر می‌دادند. سن ازدواج در ایران باستان همان بود که بعد ها الگوی مسلمانان شد یعنی نه سال برای دختران و پانزده سال برای پسران؛ بنا بر اعتقادات زرتشتی این سن اهل بهشت در زندگی بعدی است (دریائی،ص172). اجازه پدر برای ازدواج دختر اجباری بودواگر پدر نبود مادر، عمو یا دایی لازم بود که اجازه دهند. به زنان مهریه پرداخت می‌شد و به دختران در حد توان جهیزیه مفصل می‌دادند که سهم‌الارث دختر محسوب می‌شد. به غیر از مهر که به دختر تعلق می‌گرفت، شوهر مبلغی به پدر دختر نیز می‌پرداخت همان که بنام شیربها هنوز هم در بعضی نقاط ایران مرسوم است. خواستگاری و انگشترزنی نیز از رسوم دوران ساسانی است.
ایرانیان با دیگر ملتها وصلت می‌کردند ولی زن به غیر ایرانی نمی‌دادند، مشابه همان که بعدها در فقه سنتی اجازه ازدواج زن مسلمان را با مرد غیرمسلمان نمی‌داد ولی در مورد مرد سخت‌گیری نمی‌کرد. اعراب نیز با اینکه از تمام ممالک اسلامی و کفر زن می‌گرفتند زن به غیر عرب نمی‌دادند. در حالی که دقت در سیره پیامبر و خطابات قرانی هیچ دلیلی بر اطاعت مطلق زنان از شوهرانشان بدست نمیدهد، در اخلاق ساسانی بالاترین وظیفه و فضیلت محسوب می گردید. کتاب "صددر" زن خوب را چنین توصیف می‌کند: "دست اطاعت جفت کرده به نزد شوهر بیاید و ببیند که او چه می‌خواهد و خواهش او را به انجام برساند این چنین زنی است که مینوی خرد می‌گوید بایستی بیشتر از او مراقبت کرد زن مستور، پسربرنا، و آتش را"(علوی،ص15). بعدها مشابه این احکام را بوفور در روایات اسلامی و احکام شرعی درباره زنان میبینیم، احکامی که اطاعت از شوهر را امری در حد اطاعت از خدا و رسول اعلام و امر شراکت در ازدواج را که با توافق دو انسان ذاتا برابر در پیشگاه الهی شروع میشود با هزار تبصره و دلیل تراشی، به یک رابطه نابرابر در حق و تکلیف میان آندو بدل میکند.
مجازات زن خاطی بدست شوهرش انجام می‌گرفت و بر عدلیه محول نمی‌شد. اصولاً قتل زن به دست شوهر یا پسر و دختر به دست پدر یا برادر از مواردی بود که به خانواده مربوط می‌شدو جز حقوق عمومی نبود. (حجازی،ص176) اجازه کشتن زن خیانتکار، بدون هیچ مجوز قرآنی، در فقه سنتی بر مرد مسلمان نیز در شرایط خاص داده شده است. همچنین زن در دوران ساسانی اجازه طلاق نداشت و جدایی در صورت رضایت مرد انجام می‌گرفت البته شوهر نیز بدون هیچ دلیل محکمه پسندی نمی‌توانست زن خود را طلاق دهد. در عین حال زنی که طلاق بخواهد و شوهر او راضی باشد، مقداری از اموالی که شوهر بدو داده باید پس می‌داد. چیزی شبیه طلاق خلع و مبارات در فقه اسلامی.
در حالی که جامعه اولیه مسلمانان هیچ حساسیت خاصی به مسئله بکارت زن نداشت و زنان به راحتی به ازدواج دوم و سوم مبادرت میورزیدند بدون اینکه شان و یا حقوقشان در ازدواج های بعدی کاهش یابد، در جامعه ساسانی نه تنها ازدواج بیوه زن مذموم بود بلکه اصولا بیوه زن حق و حقوق یک زن شوهر دار را نیز نداشت. در کتاب دینکرد اشاره‌ای است که بیوه زن تا می‌تواند نباید در فکر شوهر تازه بیفتد مگر اینکه فرزند نداشته باشد (حجازی،ص240). بارتلمه نیز از یک منبع ساسانی نقل میکند که کسی که پدر و مادر ندارد مانند بیوه زن است که همه چیز را از او میگیرند و او نمی تواند از خود دفاع کند(بارتلمه،ص53). با اینکه مسلمانان از نمونه های برجسته صدر اسلام مثل حضرت خدیجه و زنان برجسته ای مانند اسماء بنت عمیس که همسر جعفر طیار، ابوبکر و حضرت علی شد، خبر داشتند،این نوع اظهارنظرها را بعدها در دوران عباسی از اندیشمندان اسلامی هم می‌شنویم. متز به نقل از کتاب الفصول جاحظ، می نویسد، خوارزمی به مناسبت ازدواج مادر ابن مسکویه بدو نوشت: پیش از این دعا می‌کردم که عمرش طولانی شود و سایه‌اش از سرت کم و کوتاه نگرددو اکنون از خدا می‌خواهم که مرگش را زود برساند و جانش را بستاند که بهترین داماد گور است و بهترین پوشش کفن، بر دستبرد روزگار غم جانکاه مخورو خدا را شکر کن که او عاق نوشدو جفا کردو تو از کودکی جز نیکی با اونکردی و اکنون که تو بزرگ شدی و اودنبال مراد خویش رفت، پس خوبی تو دو بالاست و اجرت با خدا. (متز،ص406)
پوشش
اصولاً در دوران باستان لباس زن و مرد فرق چندانی نداشت و هر چه جوامع ابتدائی‌تر بود این مشابهت بیشتر بود. قدیمی‌ترین بقایای تمدن ایرانی توسط یک هیئت روس در دره پازیریک در جنوب سیبری کشف شده است. مدارک بدست آمده به احتمال نزدیک به یقین متعلق به قرن پنجم قبل از میلاد است. نقوش موجود بر روی بقایای یک فرش حاکی از شباهت بسیار زیاد لباس زنان و مردان است. فرضیه‌ای که توسط هرودوت تایید شده است. او نقل می‌کند که خشایار به دلیل قولی که به یکی از محبوبانش داده بود به او لباسی هدیه داد که زن خودش برای اودرست کرده بود و این سوگلی بدون تأمل این لباس جالب و بسیار زیبا را در ملاء عام پوشید. (پور بهمن،ص73-75).
به نظر می رسد آنچه که اعراب از ایرانیان تقلید کردند پوشش سر تا پای زنان است. غیر از مسئله پرده نشینی زنان که از طریق اشراف رسم مسلمانان شد، زنان عرب رسمی برای پوشاندن تمام بدن در یک پارچه سراسری نداشتند، آنچه که امروز در روپوش زنان مسلمان نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای عربی و حتی خود عربستان شاهد آن هستیم. اعراب حتی امروزه بسختی جوراب بپا می کنند و پارچه ای که تا امروز روی سر میگذارند قبلا تنها وسیله ای برای حفظ سر از آفتاب و خاک بوده است. دریائی می نویسد متون رزتشتی تاکید فراوان بر ساده و پوشیده بودن لباس زنان دارد، بخصوص پوشاندن سر و پاهای زنان بسیار اهمیت داشت و این امر در اصطلاح "بی سر و پا" در زبان فارسی نماد یافته است (دریائی،ص171). البته بنظرم با توجه به لباس زنان ساسانی، منظور دریائی نه فقط سر و پا بلکه از سر تا پا است. لباس زن ساسانی نیز به پوشیدگی لباس اجدادشان ولی البته با تزئینات بیشتری همراه بوده است، پیراهنهای بلند و پرچین و گشادبعلاوه زیورآلات فراوان. چادر ایرانی که در تمام ازمنه همراه زن ایرانی است در واقع پارچه‌ای گشادو پرچین بود که روی لباسهای دیگر می‌پوشیدند و تا وسط ساق پا می‌رسیده است (حجازی،ص249). بیژن غیبی در دائره المعارف ایرانیکا می نویسد، حداقل از زمان هخامنشیان ملکه های ایران از چشم مردم پنهان نگاه داشته میشدند. زنان اشراف در ارابه های پرده دار حمل میگردیدند. در داستان ویس و رامین، مربوط به زمان اشکانیان، می بینیم ویس نه تنها پشت پرده نشسته است بلکه بر چهره نیز نقاب دارد. بطور کلی باید گفت در ادبیات فارسی در ازمنه متفاوت به موارد زیادی بر میخوریم که زنان از طبقات مختلف اجتماعی چادر و یا اقسام دیگر سرپوش در بر دارند (ایرانیکا، مدخل چادر).
علاوه بر آن، در حالی که آیاتی از قران که درباره لزوم پوشیدگی و عدم تزئین زنان صحبت میکند به صراحت دلیل این امر را آزار ندیدن زنان و برای حفظ مصالح آنان عنوان میکند (احزاب،آیه 59)، متون ساسانی تاکید بر گمراه نکردن مردان دارد. در کتاب ارداویرافنامه گفته شده است که: زنانی که چهره خود را آرایش میکنند و از گیسوی دیگران برای آراستن خود استفاده میکنند (کلاه گیس) و باعث گمراهی مردان میشوند به دوزخ میروند (دریائی،ص171). اگر به روایات و ادبیات مسسلمانان، بجز قران، بنگریم رد پای این عقیده زرتشتی را در آنها بسیار بیش از استدلال قرانی دائر بر مصلحت شخصی زنان، در این باره خواهیم یافت.
باید توجه داشت که چادر ساسانی اساساً به منظور پوشاندن تمام موهای سرو حتی صورت، که در آئین ایران اسلامی طی قرون متمادی استفاده شد و می‌شود، نبوده است و بیشتر به منظور پوشش بدن و تزئینات زنانه بکار برده شده است.
دشتان
امری که بیش از همه برای خواننده امروزی عجیب می‌نماید حساسیت فوق‌العاده ایرانیان قدیم به عادت ماهانه زنان است. آن را پلید شمرده و انواع تحدیدات را برای آن قائل می‌شدند این دوره که دشتان نامیده می‌شد در معرض انواع توجیهات و مقررات اجتماعی و دینی قرار گرفت و درآخر به فرودستی زن انجامید. بر اساس دین زرتشت حتی نزدیک شدن به آب و آتش نیز در ایام حیض ممنوع بوده است گر چه مجازات نداشته است اما مرد می‌توانست به موجب آن زن را طلاق دهد. (عیسی زاده،ص48) در کتاب ارداویرافنامه که چیزی شبیه داستان معراج مسلمانان است می‌خوانیم: جایی فراز آمدم وروان زنی دیدم که ریم و پلیدی مردمان را تشت تشت برای خوردن به وی می‌دادند پرسیدم که: این تن چه گناه کرد که روان چنان پادافره برد؟ سروش پرهیزگار و ایزد آذر گویند که: این روان آن زن دروند است که به هنگام دشتان از مرد دوری نجست و آیین را پاس نداشت و به آب و آتش رفت. (حجازی، ص173)
از دیگر مواردی که مرد می‌توانست زن را طلاق دهد پنهان نمودن ایام قاعده از شوهر بوده است. در وندیداد برای کسی که نزد زن حائضی برودو نزد او بنشیند، سی ضربه تازیانه درنظر گرفته شده است. (همان،ص174) اگر زنی در دوران قاعدگی مبادرت به آمیزش جنسی میکرد مستحق مرگ بود (دریائی،ص171). در ایام دشتان از زن حتی انتظار انجام کار خانه نیز نمی‌رفت. شایست ناشایست در اجتناب از زن حایض می‌گوید: غذایی که در سه قدمی زن حائض است بوسیله او نجس می‌شود و شدت این مسئله تا بدانجاست که غذای صبح زن حائض به درد ظهر و غذای ظهر او به درد شام خودش هم نمی‌خورد. (حجازی،ص174) در بعضی ازمنه، محلی بنام دشتانکده وجود داشت که زنان در ایام حیض به آنجا منتقل می‌شدند که نجاست آنان منزل را آلوده نکند. متون دین زرتشتی مشحون از احکام در مورد دشتان است. دریائی مینویسد، "تا همین اواخر کلبه های کوچکی در روستاهای زرتشتی کرمان وجود داشت که احتمالا دشتستان بودند" (دریائی،پاورقی ص171)
به هرحال بعدها در احکام اسلامی ناظر این حساسیت به عادت ماهانه هستیم. و البته بدون هیچ شاهد قرآنی که زنان را در دوران عادت ماهانه از نماز و روزه منع کند، در حالی که قرآن اشخاصی را که از روزه معاف هستند دقیقا مشخص کرده است و زنان حائض جز آن نیستند. ابن سعد روایتی نقل می کند که جای پرسش دارد و علما باید جواب آن را بدهند: "مادر عطیه افزوده است که عمر از سوی رسول خدا(ص) ما را فرمان داد که در نمازهای عیدهای فطر و قربان زنانی را که در حال حیض و نوجوان هستند از شرکت در آن باز داریم و شرکت در نماز جمعه بر ما واجب نیست و ما را از شرکت در تشییع جنازه نهی کرد.(ابن سعد،ج8،ص3) پس نمازهای یومیه آیا مشمول این تبصره نبوده است و حائض و نوجوان آنرا بجا میآوردند؟ آیا همین موارد بالا هم از ابداعات عمر و دیگر مسلمانان بوده است؟
ناگفته نماند در دوران ساسانی، برعکس دوران اسلامی در ایران، زنان ممتاز در اجتماعات رسمی حضور داشتند و این بطور واضح در نقوش بجامانده از آن دوران در نقش رستم، نقش رجب، سرمشهد و کوه خواجه و ... پدیدار است. در این تصاویر «همسران شاهان و زنان درباریان در مراسم گوناگون با کلاه و بدون کلاه و با چتر یا بدون چتر در کنار مردان حضور می‌یافته‌اند.» (حجازی،ص246) زنان ممتاز حتی بر تخت شاهی نشسته‌اند، امری که در سلسله‌های پادشاهی بزرگ ایرانی در دوران اسلامی از قبیل صفویه و قاجار دیگر هرگز تکرار نشد، و نه در مهد تمدن اسلامی و سرزمین‌های عربی.
پانوشت ها:
[1] Reuben Levy
[2] سورن در واقع نام یک خاندان اشرافی بود و سورن مذکور یکی از افراد این خاندان بوده است.
[3] آقای مطهری داستان طمع انوشیروان به زن یکی از افسرانش که منجر به طلاق زن از طرف شوهر شد را نقل کرده است.
[4] برای اطلاع بیشتر به الاغانی عربی چلد 16 در شرح احوال سکینه بنت الحسین مراجعه کنید
[5] بنظر نگارنده آن اندک تفاوت نیز ناشی از ملاحظه وحی درباره ظرفیت اجتماعی و اخلاقی جامعه عصر ظهور بوده است.


فهرست منابع
آزاد، حسن، پشت پرده های حرمسرا، ارومیه: زمستان 1357
ابن خلدون, ابوزید عبدالرحمن بن محمد. تاریخ ابن خلدون. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی, 1383.
ابن سعد, محمد. طبقات کبری. مترجم دکتر محمود مهدوی دامغانی. 8 جلد. تهران: انتشارات فرهنگ و اندیشه, 1374.
بارتلمه، کریستیان، زن در حقوق ساسانی، ناصرالدین صاحب الزمانی، تهران: موسسه عطائی، 1337
پور بهمن, فریدون. پوشاک در ایران باستان. هاجر ضیاء سیگارودی. تهران: امیرکبیر, 1386.
جریر طبری, محمد ابن. تاریخ طبری. ابوالقاسم پاینده. تهران: اساطیر, 1375.
جعفریان, رسول. نگاهی به ادوار تمدن اسلامی. سایت تخصصی تاریخ اسلام
حجازی, بنفشه. زن تاریخ: جایگاه زن در ایران باستان. تهران: قصیده سرا, 1385.
حسن, حسن ابراهیم. تاریخ سیاسی اسلام. ابوالقاسم پاینده. تهران: بدرقه جاویدان, 1389.
دریائی، تورج، شاهنشاهی ساسانی، مرتضی ثاقب فر، تهران: ققنوس، 1383
زیدان، جرجی، تاریخ اسلام و عرب، کتابخانه دیجیتال نور
شاکد، شائول، از ایران زردشتی تا اسلام، مرتضی ثاقب فر، تهران: ققنوس 1381
علوی، هدایت الله، زن در ایران باستان، تهران، هیرمند، 1378
عیسی زاده، راضیه، زنان ساسانی، از فرمانبری تا فرمانروائی، سودابه بلالی، تهران، نشر موج، 1387
غیبی، بیژن، دائره المعارف ایرانیکا، مدخل چادر
کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، رشید یاسمی، تهران: دنیای کتاب، 1332
کسروی، احمد، ایرانیان و یونانیان به روایت پلوتارخ، نسخه الکترونیک
متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن چهارم، علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران، امیرکبیر
مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجواهر. تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی, 1382.
نهرو, جواهر لعل. نگاهی به تاریخ جهان، محمود تفضلی. تهران: امیرکبیر, 1388.
یارشاطر, احسان. حضور ایرانیان در جهان اسلام، فریدون مجلسی، تهران، مروارید، 1381

                                                             با تشکر از سرکار خانم مریم بابلیان



پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩۱/۸/٢٠ - آنسوی مه


فهرست کشورها بر پایه جمعیت

 

رتبهکشور/ قلمروجمعیتتاریخ محاسبهدرصد از جمعیت دنیامنبع
۱ Flag of the People's Republic of China.svg چین ۱٬۳۵۳٬۱۳۰٬۰۰۰ سپتامبر ۱۵٬ ۲۰۱۲ ۱۹٫۳٪ Official Chinese Population Clock
۲ Flag of India.svg هند ۱٬۲۱۸٬۴۸۰٬۰۰۰ سپتامبر ۱۵٬ ۲۰۱۲ ۱۷٫۴٪ Official Indian Population Clock
۳ Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا ۳۱۵٬۳۰۸٬۰۰۰ سپتامبر ۱۵٬ ۲۰۱۲ ۴٫۴۹٪ Official United States Population Clock
۴ Flag of Indonesia.svg اندونزی ۲۳۷٬۵۵۶٬۳۶۳ می‌۲۰۱۰ ۳٫۳۸% 2010 Indonesian Census
۵ Flag of Brazil.svg برزیل ۱۹۰٬۷۳۲٬۶۹۴ آگست ۱, ۲۰۱۰ ۲٫۷۲% 2010 Official Brazilian Census results
۶ Flag of Pakistan.svg پاکستان ۱۷۶٬۷۵۴٬۰۰۰ سپتامبر ۱۵٬ ۲۰۱۲ ۲٫۵۲٪ Official Pakistani Population clock
۷ Flag of Nigeria.svg نیجریه ۱۵۸٬۲۵۹٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۲٫۲۵% 2008 UN estimate for year 2010
۸ Flag of Bangladesh.svg بنگلادش ۱۵۳٬۳۹۹۰۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۲٫۱۹% Official Bangladeshi Population Clock
۹ Flag of Russia.svg روسیه ۱۴۱٬۹۱۴٬۵۰۹ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۲٫۰۲% Federal State Statistics Service of Russia
۱۰ Flag of Japan.svg ژاپن ۱۲۷٬۳۷۰٬۰۰۰ ژانویه ۱, ۲۰۱۱ ۱٫۸۱% Official Japan Statistics Bureau
۱۱ Flag of Mexico.svg مکزیک ۱۱۲٬۳۲۲٬۷۵۷ ژون ۱۲, ۲۰۱۰ ۱٫۶% 2010 Official Mexican Census results
۱۲ Flag of the Philippines.svg فیلیپین ۹۴٬۰۱۳٬۲۰۰ وسط ۲۰۱۰ ۱٫۳۴% National Statistics Office medium projection
۱۳ Flag of Vietnam.svg ویتنام ۸۶٬۹۳۰٬۰۰۰ آپریل ۱, ۲۰۱۰ ۱٫۲۴% Official estimate
۱۴ Flag of Germany.svg آلمان ۸۱٬۸۰۲٬۰۰۰ دسامبر ۳۱, ۲۰۰۹ ۱٫۱۷% Official estimate
۱۵ Flag of Egypt.svg مصر ۸۲٬۶۴۵۰۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۱٫۱۸% Official Egyptian Population clock
۱۶ Flag of Ethiopia.svg اتیوپی ۷۹٬۴۵۵٬۶۳۴ جولای ۲۰۱۰ ۱٫۱۳% Official estimate
۱۷ Flag of Iran.svg ایران ۷۶٬۳۸۹٬۱۳۰ مه ۲۶، ۲۰۱۲ 1.06% [سایت آمار ایران]
۱۸ Flag of Turkey.svg ترکیه ۷۳٬۷۲۲٬۹۸۸ دسامبر ۳۱, ۲۰۱۰ ۱٫۰۵% Turkish Statistical Institute
۱۹ Flag of the Democratic Republic of the Congo.svg جمهوری دموکراتیک کنگو ۶۷٬۸۲۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۹۷% 2008 UN estimate for year 2010
۲۰ Flag of Thailand.svg تایلند ۶۷٬۰۷۰٬۰۰۰ دسامبر ۱, ۲۰۰۹ ۰٫۹۶% Official estimate
۲۱ Flag of France.svg فرانسهn3 ۶۵٬۸۲۱٬۸۸۵ ژانویه ۱, ۲۰۱۱ ۰٫۹۴% Official INSEE estimate
The population figure for metropolitan France (that is, without its
سرزمین‌های آن سوی دریاهای فرانسهs and oveseas collectivities) is 63,118,000.[۱]
۲۲ Flag of the United Kingdom.svg بریتانیا ۶۱٬۷۹۲٬۰۰۰ وسط ۲۰۰۹ ۰٫۸۸% Official estimate
۲۳ Flag of Italy.svg ایتالیا ۶۰٬۵۴۵٬۹۴۰ سپتامبر ۳۰, ۲۰۱۰ ۰٫۸۶% Official ISTAT estimate
۲۴ Flag of Myanmar.svg میانمار ۵۰٬۴۹۶٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۷۲% 2008 UN estimate for year 2010
۲۵ Flag of South Africa.svg آفریقای جنوبی ۴۹٬۹۹۱٬۳۰۰ جولای ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۷۱% Statistics South Africa
۲۶ Flag of South Korea.svg کره جنوبی ۴۸٬۵۰۱٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۶۹% 2008 UN estimate for year 2010
۲۷ Flag of Spain.svg اسپانیا ۴۶٬۱۵۲٬۹۲۵ ژانویه ۱, ۲۰۱۱ ۰٫۶۶% Official INE estimate
۲۸ Flag of Colombia.svg کلمبیا ۴۶٬۶۷۵۰۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۰٫۶۶% Official Colombian Population clock
۲۹ Flag of Ukraine.svg اوکراین ۴۵٬۷۹۵٬۹۱۱ دسامبر ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۶۵% Official UKRSTAT estimate
۳۰ Flag of Sudan.svg سودان ۴۳٬۱۹۲٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۶۲% 2008 UN estimate for year 2010
۳۱ Flag of Tanzania.svg تانزانیا ۴۳٬۱۸۷٬۸۲۳ ۲۰۱۰ ۰٫۶۲% Official estimate
۳۲ Flag of Argentina.svg آرژانتین ۴۰٬۰۹۱٬۳۵۹ اکتبر ۲۷, ۲۰۱۰ ۰٫۵۷% Provisional census results
۳۳ Flag of Kenya.svg کنیا ۳۸٬۶۱۰٬۰۹۷ آگست ۲۴-۲۵, ۲۰۰۹ ۰٫۵۵% Official census results
۳۴ Flag of Poland.svg لهستان ۳۸٬۰۹۲٬۰۰۰ وسط ۲۰۱۰ ۰٫۵۴% Official estimate
۳۵ Flag of Canada.svg کانادا ۳۴٬۹۷۸٬۰۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۰٫۵% Official Canadian Population clock
۳۶ Flag of Algeria.svg الجزایر ۳۴٬۳۰۰٬۰۰۰ ژانویه ۱, ۲۰۱۱ ۰٫۵۲% Official estimate
۳۷ Flag of Morocco.svg مراکش ۳۲٬۵۹۵۰۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۰٫۴۶% Official Moroccan Population clock
۳۸ Flag of Uganda.svg اوگاندا ۳۱٬۸۰۰٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۴۵% Official estimate
۳۹ Flag of Iraq.svg عراق ۳۱٬۴۶۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۴۵% 2008 UN estimate for year 2010
۴۰ Flag of Peru.svg پرو ۲۹٬۴۶۱٬۹۳۳ ژون ۳۰, ۲۰۱۰ ۰٫۴۲% Official INEI estimate (in Spanish)
۴۱ Flag of Afghanistan.svg افغانستان ۲۹٬۱۱۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۴۱% 2008 UN estimate for year 2010
۴۲ Flag of Venezuela.svg ونزوئلا ۲۹٬۸۱۳۰۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۰٫۴۲% Official Venezuelan Population clock
۴۳ Flag of Nepal.svg نپال ۲۸٬۵۸۴٬۹۷۵ ۲۰۱۱ ۰٫۴۱% Official estimate
۴۴ Flag of Uzbekistan.svg ازبکستان ۲۷٬۷۹۴٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۴% 2008 UN estimate for year 2010
۴۵ Flag of Malaysia.svg مالزی ۲۷٬۵۶۵٬۸۲۱ ۲۰۱۰ ۰٫۳۹% The 2010 Population and Housing Census (Census 2010)
۴۶ Flag of Saudi Arabia.svg عربستان سعودی ۲۷٬۱۳۶٬۹۷۷ ۲۰۱۰ ۰٫۳۹% Official Saudi estimate
۴۷ Flag of Ghana.svg غنا ۲۴٬۲۳۳٬۴۳۱ سپتامبر ۲۶, ۲۰۱۰ ۰٫۳۵% Provisional 2010 census results
۴۸ Flag of North Korea.svg کره شمالی ۲۳٬۹۹۱٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۳۴% 2008 UN estimate for year 2010
۴۹ Flag of the Republic of China.svg جمهوری چینn4 ۲۳٬۱۶۲٬۱۲۳ دسامبر ۳۱, ۲۰۱۰ ۰٫۳۳% Official National Statistics Taiwan estimate
۵۰ Flag of Australia.svg استرالیاn5 ۲۳٬۱۱۸۰۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۰٫۳۲% Australian Official Population Clock
۵۱ Flag of Yemen.svg یمن ۲۲٬۴۹۲٬۰۳۵ ۲۰۰۹ ۰٫۳۲% Official estimate
۵۲ Flag of Mozambique.svg موزامبیک ۲۲٬۴۱۶٬۸۸۱ ۲۰۱۰ ۰٫۳۲% Official estimate
۵۳ Flag of Cote d'Ivoire.svg ساحل عاج ۲۱٬۵۷۱٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۳۱% 2008 UN estimate for year 2010
۵۴ Flag of Romania.svg رومانی ۲۱٬۴۶۶٬۱۷۴ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۳۱% Eurostat estimate
۵۵ Flag of Syria.svg سوریه ۲۱٬۷۲۳۰۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۰٫۳۱% Syrian Official Population Clock
۵۶ Flag of Sri Lanka.svg سری‌لانکا ۲۰٬۴۱۰٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۲۹% 2008 UN estimate for year 2010
۵۷ Flag of Madagascar.svg ماداگاسکار ۲۰٬۱۴۶٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۲۹% 2008 UN estimate for year 2010
۵۸ Flag of Cameroon.svg کامرون ۱۹٬۴۰۶٬۱۰۰ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۲۸% Official estimate
۵۹ Flag of Angola.svg آنگولا ۱۸٬۹۹۳٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۲۷% 2008 UN estimate for year 2010
۶۰ Flag of Chile.svg شیلی ۱۷۴٬۳۵۲۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۰٫۲۵% Official INE projection (page 36)
۶۱ Flag of the Netherlands.svg هلند ۱۶٬۷۷۸٬۶۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ 0.239% Official Netherlands population clock
۶۲ Flag of Kazakhstan.svg قزاقستان ۱۶٬۴۳۳٬۰۰۰ ژانویه ۱, ۲۰۱۱ ۰٫۲۳% National Statistics Agency estimate
۶۳ Flag of Burkina Faso.svg بورکینافاسو ۱۵٬۷۳۰٬۹۷۷ جولای ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۲۲% Official estimate
۶۴ Flag of Malawi.svg مالاوی ۱۵٬۶۹۲٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۲۲% 2008 UN estimate for year 2010
۶۵ Flag of Niger.svg نیجر ۱۵٬۲۰۳٬۸۲۲ ۲۰۱۰ ۰٫۲۲% Official estimate
۶۶ Flag of Mali.svg مالی ۱۴٬۵۱۷٬۱۷۶ آپریل ۱, ۲۰۰۹ ۰٫۲۱% Preliminary 2009 census result
۶۷ Flag of Guatemala.svg گوآتمالا ۱۴٬۳۶۱٬۶۶۶ ۲۰۱۰ ۰٫۲% Official estimate
۶۸ Flag of Ecuador.svg اکوادور ۱۴٬۳۰۶٬۸۷۶ نوامبر ۲۸, ۲۰۱۰ ۰٫۲% Preliminary 2010 Ecuadorian census result
۶۹ Flag of Cambodia.svg کامبوج ۱۳٬۳۹۵٬۶۸۲ مارچ ۳, ۲۰۰۸ ۰٫۱۹% Cambodian 2008 Census
۷۰ Flag of Zambia.svg زامبیا ۱۳٬۰۴۶٬۵۰۸ اکتبر ۱۶, ۲۰۱۰ ۰٫۱۹% 2010 Zambia Census result
۷۱ Flag of Senegal.svg سنگال ۱۲٬۸۶۱٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۱۸% 2008 UN estimate for year 2010
۷۲ Flag of Zimbabwe.svg زیمباوه ۱۲٬۶۴۴٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۱۸% 2008 UN estimate for year 2010
۷۳ Flag of Chad.svg چاد ۱۱٬۵۰۶٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۱۶% 2008 UN estimate for year 2010
۷۴ Flag of Greece.svg یونان ۱۱٬۳۰۶٬۱۸۳ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۱۶% Eurostat estimate
۷۵ Flag of Cuba.svg کوبا ۱۱٬۲۳۹٬۲۴۵ ۲۰۱۰ متوسط ۰٫۱۶% Official estimate
۷۶ Flag of Belgium (civil).svg بلژیک ۱۰٬۸۲۷٬۵۱۹ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۱۵% Eurostat estimate
۷۷ Flag of Portugal.svg پرتغال ۱۰٬۶۳۶٬۸۸۸ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۱۵% Eurostat estimate
۷۸ Flag of the Czech Republic.svg جمهوری چک ۱۰٬۵۱۵٬۸۱۸ ژون ۳۰, ۲۰۱۰ ۰٫۱۵% Official estimate
۷۹ Flag of Tunisia.svg تونس ۱۰٬۴۳۹٬۶۰۰ جولای ۱, ۲۰۰۹ ۰٫۱۵% National Statistics Institute of Tunisia
۸۰ Flag of Bolivia.svg بولیوی ۱۰٬۴۲۶٬۱۵۴ ۲۰۱۰ ۰٫۱۵% Official estimate
۸۱ Flag of Rwanda.svg روآندا ۱۰٬۴۱۲٬۸۲۰ ۲۰۱۰ ۰٫۱۵% Official estimate
۸۲ Flag of Guinea.svg گینه ۱۰٬۳۲۴٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۱۵% 2008 UN estimate for year 2010
۸۳ Flag of Haiti.svg هائیتی ۱۰٬۰۸۵٬۲۱۴ ۲۰۱۰ ۰٫۱۴% Official estimate
۸۴ Flag of Hungary.svg مجارستان ۱۰٬۰۱۴٬۳۲۴ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۱۴% Official estimate
۸۵ Flag of the Dominican Republic.svg جمهوری دومینیکن ۹٬۸۸۴٬۳۷۱ ۲۰۱۰ ۰٫۱۴% Official estimate
۸۶ Flag of Serbia.svg صربستانn6 ۹٬۸۵۶٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۱۴% 2008 UN estimate for year 2010
۸۷ Flag of Belarus.svg بلاروس ۹٬۴۸۱٬۱۰۰ ژانویه ۱, ۲۰۱۱ ۰٫۱۴% National Statistical Committee
۸۸ Flag of Sweden.svg سوئد ۹٬۴۱۲٬۸۵۱ نوامبر ۳۰, ۲۰۱۰ ۰٫۱۳% Statistics Sweden
۸۹ Flag of Somalia.svg سومالیn7 ۹٬۳۵۹٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۱۳% 2008 UN estimate for year 2010
۹۰ Flag of Azerbaijan.svg جمهوری آذربایجان ۸٬۹۹۷٬۴۰۰ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۱۳% State Statistical Committee of Azerbaijan
۹۲ Flag of Burundi.svg بروندی ۸٬۵۱۹٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۱۲% 2008 UN estimate for year 2010
۹۳ Flag of Austria.svg اتریش ۸٬۳۹۶٬۷۶۰ ۲۰۱۰ ۰٫۱۲% Official estimate
۹۴ Flag of Switzerland.svg سوئیس ۷٬۷۸۲٬۹۰۰ دسامبر ۳۱, ۲۰۰۹ ۰٫۱۱% Official Switzerland Statistics estimate
۹۵ Flag of Israel.svg اسرائیلn8 ۷٬۶۹۷٬۶۰۰ دسامبر ۳۱, ۲۰۱۰ ۰٫۱۱% Israeli Central Bureau of Statistics
۹۶ Flag of Honduras.svg هندوراس ۷٬۶۱۶٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۱۱% 2008 UN estimate for year 2010
۹۷ Flag of Bulgaria.svg بلغارستان ۷٬۵۲۸٬۱۰۳ ۲۰۱۰ ۰٫۱۱% Official estimate
۹۸ Flag of Tajikistan.svg تاجیکستان ۷٬۰۷۵٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۱۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۹۹ Flag of Hong Kong.svg هنگ کنگ ۷٬۰۶۱٬۲۰۰ جولای ۳۱, ۲۰۱۰ ۰٫۱۰۱% Hong Kong Census and Statistics Department
۱۰۰ Flag of Papua New Guinea.svg پاپوآ گینه نو ۶٬۸۸۸٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۹۸% 2008 UN estimate for year 2010
۱۰۱ Flag of Togo.svg توگو ۶٬۷۸۰٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۹۷% 2008 UN estimate for year 2010
۱۰۲ Flag of Libya.svg لیبی ۶٬۵۴۶٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۹۳% 2008 UN estimate for year 2010
۱۰۳ Flag of Jordan.svg اردن ۶٬۴۷۲٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۹۲% 2008 UN estimate for year 2010
۱۰۴ Flag of Paraguay.svg پاراگوئه ۶٬۴۶۰٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۹۲% 2008 UN estimate for year 2010
۱۰۵ Flag of Laos.svg لائوس ۶٬۲۳۰٬۲۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۸۹% Official estimate
۱۰۶ Flag of El Salvador.svg السالوادور ۶٬۱۹۴٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۸۸% 2008 UN estimate for year 2010
۱۰۷ Flag of Sierra Leone.svg سیرا لئون ۵٬۸۳۶٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۸۳% 2008 UN estimate for year 2010
۱۰۸ Flag of Nicaragua.svg نیکاراگوئه ۵٬۸۲۲٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۸۳% 2008 UN estimate for year 2010
۱۰۹ Flag of Denmark.svg دانمارک ۵٬۵۶۰٬۶۲۸ ژانویه ۱, ۲۰۱۱ ۰٫۰۷۹% Statistics Denmark
۱۱۰ Flag of Slovakia.svg اسلواکی ۵٬۴۳۳٬۳۸۵ سپتامبر ۳۰, ۲۰۱۰ ۰٫۰۷۷% Statistics Slovakia
۱۱۱ Flag of Kyrgyzstan.svg قرقیزستان ۵٬۴۱۸٬۳۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۷۷% Official estimate
۱۱۲ Flag of Finland.svg فنلاندn9 ۵۴٬۱۷۷۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۰٫۰۷۷% Official Finnish Population clock
۱۱۳ Flag of Eritrea.svg اریتره ۵٬۲۲۴٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۷۴% 2008 UN estimate for year 2010
۱۱۴ Flag of Turkmenistan.svg ترکمنستان ۵٬۱۷۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۷۴% 2008 UN estimate for year 2010
۱۱۵ Flag of Singapore.svg سنگاپور ۵٬۰۷۶٬۷۰۰ ژون ۳۰, ۲۰۱۰ ۰٫۰۷۲% Statistics Singapore
۱۱۶ Flag of Norway.svg نروژn10 ۵۰٬۶۸۳۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۰٫۰۷۲% Official Norwegian Population clock
۱۱۷ Flag of the United Arab Emirates.svg امارات متحده عربی ۴٬۷۰۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۶۷% 2008 UN estimate for year 2010
۱۱۸ Flag of Costa Rica.svg کستاریکا ۴٬۵۶۳٬۵۳۸ ۲۰۱۰ ۰٫۰۶۵% Official estimate
۱۱۹ Flag of the Central African Republic.svg جمهوری آفریقای مرکزی ۴٬۵۰۶٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۶۴% 2008 UN estimate for year 2010
۱۲۰ Flag of Ireland.svg جمهوری ایرلند ۴٬۴۷۰٬۷۰۰ آپریل ۲۰۱۰ ۰٫۰۶۴% Irish Central Statistics Office estimate 2010
۱۲۱ Flag of Georgia.svg گرجستانn11 ۴٬۴۳۶٬۰۰۰ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۶۳% National Statistics Office of Georgia
۱۲۲ Flag of Croatia.svg کرواسی ۴٬۴۳۵٬۰۵۶ ژانویه ۱, ۲۰۰۹ ۰٫۰۶۳% Eurostat estimate
۱۲۳ Flag of New Zealand.svg زلاندنو ۴۴٬۸۳۸۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۰٫۰۶۴% Official New Zealand Population clock
۱۲۴ Flag of Lebanon.svg لبنان ۴٬۲۵۵٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۶۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۲۵ Flag of Liberia.svg لیبریا ۴٬۱۰۲٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۵۸% 2008 UN estimate for year 2010
۱۲۶ Flag of Palestine.svg فلسطین ۳٬۹۳۵٬۲۴۹ ۲۰۰۹ ۰٫۰۵۶% Palestinian Central Bureau of Statistics
۱۲۷ Flag of Bosnia and Herzegovina.svg بوسنی و هرزگوین ۳٬۸۴۳٬۱۲۶ ژون ۳۰, ۲۰۱۰ ۰٫۰۵۵% Official estimate
۱۲۸ Flag of the Republic of the Congo.svg جمهوری کنگو ۳٬۷۵۹٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۵۴% 2008 UN estimate for year 2010
۱۲۹ Flag of Puerto Rico.svg پورتوریکو ۳٬۷۲۵٬۷۸۹ آپریل ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۵۳% 2010 census
۱۳۰ Flag of Moldova.svg مولداویn12 ۳٬۵۶۳٬۸۰۰ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۵۱% National Bureau of Statistics of Moldova
۱۳۱ Flag of Panama.svg پاناما ۳٬۴۰۵٬۸۱۳ می‌۱۶, ۲۰۱۰ ۰٫۰۴۹% Final 2010 census results
۱۳۲ Flag of Mauritania.svg موریتانی ۳٬۳۶۶٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۴۸% 2008 UN estimate for year 2010
۱۳۳ Flag of Uruguay.svg اروگوئه ۳٬۳۵۶٬۵۸۴ ژون ۳۰, ۲۰۱۰ ۰٫۰۴۸% Official estimate
۱۳۴ Flag of Armenia.svg ارمنستان ۳٬۲۵۴٬۳۰۰ سپتامبر ۲۰۱۰ ۰٫۰۴۶% Monthly official estimate
۱۳۵ Flag of Lithuania.svg لیتوانی ۳٬۲۴۹٬۴۰۰ دسامبر ۲۰۱۰ ۰٫۰۴۶% Monthly official estimate
۱۳۶ Flag of Albania.svg آلبانی ۳٬۱۹۵٬۰۰۰ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۴۶% Institute of Statistics INSTAT Albania
۱۳۷ Flag of Kuwait.svg کویت ۳٬۰۵۱٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۴۳% 2008 UN estimate for year 2010
۱۳۸ Flag of Mongolia.svg مغولستان ۲۸٬۷۰۲۰۰ سپتامبر ۱۵, ۲۰۱۲ ۰٫۰۴% Official Mongolian population clock
۱۳۹ Flag of Jamaica.svg جامائیکا ۲٬۷۳۰٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۳۹% 2008 UN estimate for year 2010
۱۴۰ Flag of Oman.svg عمان ۲٬۶۹۴٬۰۹۴ دسامبر ۱۲, ۲۰۱۰ ۰٫۰۳۸% Preliminary census results
۱۴۱ Flag of Latvia.svg لتونی ۲٬۲۲۹٬۵۰۰ ژانویه ۱, ۲۰۱۱ ۰٫۰۳۲% Official Statistics of Latvia
۱۴۲ Flag of Namibia.svg نامیبیا ۲٬۲۱۲٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۳۲% 2008 UN estimate for year 2010
۱۴۳ Flag of Lesotho.svg لسوتو ۲٬۰۸۴٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۳% 2008 UN estimate for year 2010
۱۴۴ Flag of Slovenia.svg اسلوونی ۲٬۰۴۸٬۹۵۱ ۱ اکتبر ۲۰۱۰ ۰٫۰۲۹% Official estimate
۱۴۵ Flag of Macedonia.svg جمهوری مقدونیه ۲٬۰۴۸٬۶۲۰ ژانویه ۱, ۲۰۰۹ ۰٫۰۲۹% Eurostat estimate
۱۴۶ Flag of Botswana.svg بوتسوانا ۱٬۸۰۰٬۰۹۸ ۲۰۱۰ ۰٫۰۲۶% Official estimate
۱۴۷ Flag of The Gambia.svg گامبیا ۱٬۷۵۱٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۲۵% 2008 UN estimate for year 2010
۱۴۸ Flag of Qatar.svg قطر ۱٬۶۹۶٬۵۶۳ آپریل ۲۰, ۲۰۱۰ ۰٫۰۲۴% Preliminary 2010 Census Results
۱۴۹ Flag of Guinea-Bissau.svg گینه بیسائو ۱٬۶۴۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۲۳% 2008 UN estimate for year 2010
۱۵۰ Flag of Gabon.svg گابون ۱٬۵۰۱٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۲۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۵۱ Flag of Estonia.svg استونی ۱٬۳۴۰٬۱۲۷ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۱۹% Official estimate
۱۵۲ Flag of Trinidad and Tobago.svg ترینیداد و توباگو ۱٬۳۱۷٬۷۱۴ جولای ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۱۹% Official estimate
۱۵۳ Flag of Mauritius.svg موریس ۱٬۲۸۰٬۹۲۵ جولای ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۱۸% Official estimate
۱۵۴ Flag of Swaziland.svg سوازیلند ۱٬۲۰۲٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۱۷% 2008 UN estimate for year 2010
۱۵۵ Flag of East Timor.svg تیمور شرقی ۱٬۱۷۱٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۱۷% 2008 UN estimate for year 2010
۱۵۶ Flag of Djibouti.svg جیبوتی ۸۷۹٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۱۳% 2008 UN estimate for year 2010
۱۵۷ Flag of Fiji.svg فیجی ۸۵۴٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۱۲% 2008 UN estimate for year 2010
۱۵۸ Flag of Bahrain.svg بحرین ۸۰۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۱۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۵۹ Flag of Cyprus.svg قبرسn14 ۸۰۱٬۸۵۱ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۱۱% Eurostat estimate
۱۶۰ Flag of Guyana.svg گویان ۷۸۴٬۸۹۴ ۲۰۱۰ ۰٫۰۱۱% Official estimate
۱۶۱ Flag of Bhutan.svg پادشاهی بوتان ۶۹۵٬۸۲۲ ۲۰۱۰ ۰٫۰۱% Official estimate
۱۶۲ Flag of Equatorial Guinea.svg گینه استوایی [۲] ۶۹۳٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۶۳ Flag of the Comoros.svg کومورn15 ۶۹۱٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۶۴ Flag of Montenegro.svg مونته‌نگرو ۶۴۱٬۹۶۶ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۹% Official estimate
۱۶۵ Flag of Macau.svg ماکائو ۵۴۲٬۲۰۰ دسامبر ۳۱, ۲۰۰۹ ۰٫۰۰۸% Macau Statistics and Census Service
۱۶۶ Flag of the Solomon Islands.svg جزایر سلیمان ۵۳۰٬۶۶۹ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۸% Official estimate
۱۶۷ Flag of the Sahrawi Arab Democratic Republic.svg صحرای غربی ۵۳۰٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۸% 2008 UN estimate for year 2010
۱۶۸ Flag of Suriname.svg سورینام ۵۲۴٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۷% 2008 UN estimate for year 2010
۱۶۹ Flag of Luxembourg.svg لوکزامبورگ ۵۰۲٬۱۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۷% Official estimate
۱۷۰ Flag of Cape Verde.svg کیپ ورد ۴۹۱٬۵۷۵ ژون ۱۶, ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۷% Official estimate
۱۷۱ Flag of Malta.svg مالت ۴۱۶٬۳۳۳ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۶% Eurostat estimate
۱۷۲ Flag of Brunei.svg برونئی ۴۰۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۶% 2008 UN estimate for year 2010
۱۷۳ Flag of the Bahamas.svg باهاما ۳۵۳٬۶۵۸ می‌۳, ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۵% Official estimate
۱۷۴ Flag of Belize.svg بلیز ۳۳۳٬۲۰۰ وسط ۲۰۰۹ ۰٫۰۰۵% Statistical Institute of Belize
۱۷۵ Flag of Iceland.svg ایسلند ۳۱۸٬۴۵۲ ژانویه ۱, ۲۰۱۱ ۰٫۰۰۵% Statistics Iceland
۱۷۶ Flag of Maldives.svg مالدیو ۳۱۷٬۲۸۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۵% Official estimate
۱۷۷ Flag of Barbados.svg باربادوس ۲۵۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۴% 2008 UN estimate for year 2010
۱۷۸ Flag of Vanuatu.svg وانواتو ۲۴۶٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۴% 2008 UN estimate for year 2010
۱۷۹ Flag of Samoa.svg ساموآ ۱۸۷٬۰۳۲ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۳% Official estimate
۱۸۰ Flag of Guam.svg گوآم ۱۸۰٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۳% 2008 UN estimate for year 2010
۱۸۱ Flag of Saint Lucia.svg سنت لوسیا ۱۷۴٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۲% 2008 UN estimate for year 2010
۱۸۲ Flag of Sao Tome and Principe.svg سائوتومه و پرینسیپ ۱۶۵٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۲% 2008 UN estimate for year 2010
۱۸۳ Flag of Curaçao.svg کوراسائو ۱۴۲٬۱۸۰ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۲% Official estimate
۱۸۴ Flag of Saint Vincent and the Grenadines.svg سنت وینسنت و گرنادین‌ها ۱۰۹٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۲% 2008 UN estimate for year 2010
۱۸۵ Flag of the United States Virgin Islands.svg جزایر ویرجین ایالات متحده ۱۰۹٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۲% 2008 UN estimate for year 2010
۱۸۶ Flag of Aruba.svg آروبا ۱۰۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۲% 2008 UN estimate for year 2010
۱۸۷ Flag of Grenada.svg گرنادا ۱۰۴٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۸۸ Flag of Tonga.svg تونگا ۱۰۴٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۸۹ Flag of the Federated States of Micronesia.svg ایالات فدرال میکرونزی ۱۰۲٬۶۲۴ آپریل ۴, ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% Preliminary census results
۱۹۰ Flag of Kiribati.svg کیریباتی ۱۰۰٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۹۱ Flag of Jersey.svg جرسی ۹۲٬۵۰۰ دسامبر ۳۱, ۲۰۰۹ ۰٫۰۰۱% Official estimate
۱۹۲ Flag of Antigua and Barbuda.svg آنتیگوا و باربودا ۸۹٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۹۳ Flag of the Northern Mariana Islands.svg جزایر ماریانای شمالی ۸۸٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۹۴ Flag of Seychelles.svg سیشل ۸۶٬۵۲۵ جولای ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% Official estimate
۱۹۵ Flag of Andorra.svg آندورا ۸۴٬۰۸۲ دسامبر ۳۱, ۲۰۰۹ ۰٫۰۰۱% Official estimate
۱۹۶ Flag of the Isle of Man.svg جزیره من ۸۰٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۹۷ Flag of American Samoa.svg ساموای آمریکا ۶۹٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۹۸ Flag of Dominica.svg دومینیکا ۶۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۱۹۹ Flag of Bermuda.svg برمودا ۶۴٬۵۶۶ جولای ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% Official estimate
۲۰۰ Flag of Guernsey.svg گرنزی ۶۲٬۲۷۴ مارچ ۳۱, ۲۰۰۹ ۰٫۰۰۱% Official estimate
۲۰۱ Flag of the Cayman Islands.svg جزایر کیمن ۵۷٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۲۰۲ Flag of Greenland.svg گرینلند ۵۶٬۴۵۲ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% Official estimate
۲۰۳ Flag of the Marshall Islands.svg جزایر مارشال ۵۴٬۳۰۵ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% Official estimate
۲۰۴ Flag of Saint Kitts and Nevis.svg سنت کیتس و نویس ۵۲٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۲۰۵ Flag of the Faroe Islands.svg جزایر فارو ۴۸٬۵۶۱ دسامبر ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۱% Official statistics of the Faroe Islands
۲۰۶ Flag of the Turks and Caicos Islands.svg جزایر تورکس و کایکوس ۴۰٬۳۵۷ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۰۶% Official estimate
۲۰۷ Flag of Sint Maarten.svg سنت مارتین ۳۷٬۴۲۹ ژانویه ۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۰۵% Official estimate
۲۰۸ Flag of Liechtenstein.svg لیختن‌اشتاین ۳۵٬۹۰۴ دسامبر ۳۱, ۲۰۰۹ ۰٫۰۰۰۵% Official estimate
۲۰۹ Flag of Monaco.svg موناکو ۳۳٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۰۵% 2008 UN estimate for year 2010
۲۱۰ Flag of San Marino.svg سن مارینو ۳۱٬۸۸۷ دسامبر ۳۱, ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۰۵% Monthly official estimate
۲۱۱ Flag of Gibraltar.svg جبل طارق ۳۱٬۰۰۰ ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۰۴% 2008 UN estimate for year 2010
۲۱۲ Flag of the British Virgin Islands.svg جزایر ویرجین انگلستان ۲۸٬۲۱۳ ۲۰۰۸ ۰٫۰۰۰۴% Official estimate
۲۱۳ Flag of the Cook Islands.svg جزایر کوک ۲۳٬۴۰۰ سپتامبر ۲۰۱۰ ۰٫۰۰۰۳% Official monthly estimate
۲۱۴ Flag of Palau.svg پالائو ۲۱٬۰۰۰   ۰٫۰۰۰۳% 2008 UN estimate for year 2010
۲۱۵ Flag of Anguilla.svg آنگویلا ۱۵٬۲۳۶ ۲۰۱۱ ۰٫۰۰۰۲% Official estimate
۲۱۶ Flag of Nauru.svg نائورو ۱۰٬۰۰۰   ۰٫۰۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۲۱۷ Flag of Tuvalu.svg تووالو ۱۰٬۰۰۰   ۰٫۰۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۲۱۸ Flag of Montserrat.svg مونتسرات ۶٬۰۰۰   ۰٫۰۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۲۱۹ Flag of Saint Helena.svg سینت هلینا ۴٬۰۰۰   ۰٫۰۰۰۱% 2008 UN estimate for year 2010
۲۲۰ Flag of the Falkland Islands.svg جزایر فالکند ۳٬۰۰۰   ۰٫۰۰۰۰۵٪ 2008 UN estimate for year 2010
۲۲۱ Flag of Niue.svg نیووی ۱٬۵۰۰   ۰٫۰۰۰۰۳٪ تخمین سازمان ملل متحد
۲۲۲ Flag of Tokelau.svg توکلائو ۱٬۲۰۰   ۰٫۰۰۰۰۳٪ تخمین سازمان ملل متحد
۲۲۳ Flag of the Vatican City.svg واتیکان ۸۰۰   ۰٫۰۰۰۰۲٪ تخمین سازمان ملل متحد
۲۲۴ Flag of the Pitcairn Islands.svg جزایر پیت‌کرن ۵۰   ۰٫۰۰۰۰۰۱٪ تخمین سازمان ملل متحد

از سایت wikipedia.org

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩۱/٦/٢۸ - آنسوی مه


حکیم خیام نیشابوری


حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی، مرگ در ۵۱۰ خورشیدی) [۱] به خیامی وخیام نیشابوری و خیامی النیسابوری[۲] هم نامیده شده‌است. او از ریاضی‌دانان، ستاره‌شناسان و شُعرای بنام ایران در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و دارای لقب حجةالحق بوده‌است،[۳] ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند، فیتزجرالد [۴] رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است.

یکی از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک، که در دورهٔ سلطنت ملک‌شاه سلجوقی(۴۲۶-۵۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعات‌اش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضی‌دانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده‌است.[۵]

شماری از تذکره نویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خوانده‌اند.[۶][۳] [۷] هر چند قول مبنی بر این که خیام شاگرد ابن سینا بوده‌است، بسیار بعید می‌نماید. چون از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشته‌اند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود می‌داند اما این استادی ابن سینا، جنبهٔ معنوی دارد.

همچنین از وی هم‌اکنون بیش از ۱۰۰ رباعی برجای مانده‌است.[۸]

 

زنده گی


آرامگاه خیام که در محله کهن شادیاخ در نیشابور است.

عمر خیام در سده پنجم هجری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و اختر شناسی را فراگرفت. برخی نوشته‌اند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود. 

در حدود ۴۴۹ تحت حمایت و سرپرستی ابوطاهر، قاضی‌القضات سمرقند، کتابی دربارهٔ معادله‌های درجهٔ سوم به زبان عربی نوشت تحت نام رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله[۹]با نظام الملک طوسی رابطه‌ای نیکو داشت، این کتاب را پس از نگارش به خواجه تقدیم کرد. پس از این دوران خیام به دعوت سلطان جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان می‌رود تا سرپرستی رصدخانهٔ اصفهان را به‌عهده گیرد. او هجده سال در آن‌جا مقیم می‌شود. به مدیریت او زیج ملکشاهی تهیه می‌شود و در همین سال‌ها (حدود ۴۵۸) طرح اصلاح تقویم را تنظیم می‌کند. تقویم جلالی را تدوین کرد که به نام جلال‌الدین ملکشاه شهره‌است، اما پس از مرگ ملکشاه کاربستی نیافت. در این دوران خیام به‌عنوان اختربین در دربار خدمت می‌کرد هرچند به اختربینی اعتقادی نداشت.[۱۰] در همین سال‌ها(۴۵۶) مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام رساله فی شرح مااشکل من مصادرات اقلیدس[۱۱] *را می‌نویسد و در آن خطوط موازی و نظریهٔ نسبت‌ها را شرح می‌دهد. پس از درگذشت ملکشاه و کشته شدن نظام‌الملک، خیام مورد بی‌مهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه قطع شد بعد از سال ۴۷۹ اصفهان را به قصد اقامت در مرو[۱۲] *که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد. احتمالاً در آن‌جا میزان الحکم و قسطاس المستقیم را نوشت. رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) احتمالاً در همین سال‌ها نوشته شده‌است.[۱۳]

غلامحسین مراقبی گفته‌است که خیام در زندگی زن نگرفت و همسر بر نگزید.[۱۴] البته برخی از داماد خیام سخنانی نقل کرده‌اند و در این باره نظری دیگر داشته‌اند.

عصر خیام

در زمان خیام فرقه‌های مختلف سنی و شیعه، اشعری و معتزلی سرگرم بحث‌ها و مجادلات اصولی و کلامی بودند. فیلسوفان پیوسته توسط قشرهای مختلف به کفر متهم می‌شدند. تعصب، بر فضای جامعه چنگ انداخته بود و کسی جرئت ابراز نظریات خود را نداشت - حتی امام محمد غزالی نیز از اتهام کفر در امان نماند. اگر به سیاست نامهٔ خواجه نظام الملک بنگریم، این اوضاع کاملاً بر ما روشن خواهد بود. در آن جا، خواجه نظام همهٔ معتقدان به مذهبی خلاف مذهب خود را به شدت می‌کوبد و همه را منحرف از راه حق و ملعون می‌داند. از نظر سیاست نیز وقایع مهمی در عصر خیام رخ داد: 1ـ سقوط دولت آل بویه 2ـ قیام دولتِ سلجوقی 3ـ جنگ‌های صلیبی 4ـ ظهور باطینان و ... در اوایل دوران زندگی خیام، ابن سینا و ابوریحان بیرونی به اواخر عمرشان خود رسیده بودند. نظامی عروضیِ سمرقندی او را «حجه‌الحق» و ابوالفضل بیهقی «امام عصر خود» لقب داده‌اند. از خیام به عنوان جانشین ابن‌سینا و استاد بی‌بدیلِ فلسفه طبیعی (مادی) ریاضیات، منطق و مابعدالطبیعه یاد می‌کنند. خیام در سال 480 هجری قمری از سوی سلطان ملکشاه سلجوقی مأموریت گرفت تا تقویم زمان خود را اصلاح کند.[۱۵]

مرگ خیام


باغی که آرامگاه خیام در آن قرار دارد، تصویر از کنار آرامگاه امامزاده محروق
گرفته شده‌است و در ورودی قدیمی این باغ در تصویر دیده می‌شود.

مرگ خیام را میان سال‌های ۵۱۷-۵۲۰ هجری می‌دانند که در نیشابور اتفاق افتاد. گروهی از تذکره نویسان نیز وفات او را ۵۱۶ نوشته‌اند،اما پس از بررسیهای لازم مشخص گردیده که تاریخ وفات وی سال ۵۱۷ بوده‌است .مقبرهٔ وی هم اکنون در شهر نیشابور،در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع می‌باشد، قرار گرفته‌است.[۱۶]

 

 

 

 

خیام شاعر

خیام زندگی‌اش را به عنوان ریاضیدان و فیلسوفی شهیر سپری کرد، در حالی‌که معاصرانش از رباعیاتی که امروز مایه شهرت و افتخار او هستند بی‌خبر بودند.[۱۷] معاصران خیام نظیر نظامی عروضی یا ابوالحسن بیهقی از شاعری خیام یادی نکرده‌اند.[۱۸] صادق هدایت در این باره می‌گوید.

گویا ترانه‌های خیام در زمان حیاتش به واسطهٔ تعصب مردم مخفی بوده و تدوین نشده و تنها بین یکدسته از دوستان همرنگ و صمیمی او شهرت داشته یا در حاشیهٔ جنگ‌ها و کتب اشخاص باذوق بطور قلم‌انداز چند رباعی از او ضبط شده، و پس از مرگش منتشر گردیده [است.] [۱۹]

قدیمی‌ترین کتابی که در آن از خیام شاعر یادی شده‌است، کتاب خریدة القصر از عمادالدین کاتب اصفهانی است. این کتاب به زبان عربی و در سال ۵۷۲ یعنی نزدیک به ۵۰ سال پس از مرگ خیام نوشته شده‌است. کتاب دیگر مرصادالعباد نجم‌الدین رازی است.این کتاب حدود ۱۰۰ سال پس از مرگ خیام در ۶۲۰ قمری تصنیف شده‌است[۲۰] نجم‌الدین صوفی متعصبی بود و از نیش و کنایه به خیام به خاطر افکار کفرآمیزش دریغ نکرده‌است.[۲۱]کتاب‌های قدیمی (پیش از سدهٔ نهم) که اشعار خیام در آنها آمده‌است و مورد استفادهٔ مصححان قرار گرفته‌اند علاوه بر مرصادالعباد از قرار زیرند:[۲۲]* تاریخ جهانگشا (۶۵۸ ق)، تاریخ گزیدهٔ حمدالله مستوفی (۷۳۰ ق)، نزهة المجالس (۷۳۱ ق)، مونس الاحرار (۷۴۱ ق). جنگی از منشآت و اشعار که سعید نفیسی در کتابخانهٔ مجلس شورای ملی جنگ یافت و در سال ۷۵۰ قمری کتابت شده‌است و همچنین مجموعه‌ای تذکره‌مانند که قاسم غنی در کتابخانهٔ شورای ملی یافت که مشتمل بر منتخابت اشعار سی شاعر است و پنج رباعی از خیام دارد. [۲۳]*

با کنار گذاشتن رباعایت تکراری ۵۷ رباعی به دست می‌آید.[۲۴] این ۵۷ رباعی که تقریباً صحت انتساب آنها به خیام مسلم است کلیدی برای تصحیح و شناختن سره از ناسره به دست مصححان می‌دهد. با کمک این رباعی‌ها زبان شاعر و مشرب فلسفی وی تا حد زیادی آشکار می‌شود. زبان خیام در شعر طبیعی و ساده و از تکلف به دور است و در شعر پیرو کسی نیست. [۲۵] وانگهی هدف خیام از سرودن رباعی شاعری به معنی متعارف نبوده‌است بلکه به واسطهٔ داشتن ذوق شاعری نکته‌بینی‌های فلسفی خود را در قالب شعر بیان کرده‌است[۲۶]

تصحیحات رباعیات خیام

شهرت خیام به عنوان شاعر مرهون ادوارد فیتزجرالد انگلیسی‌است که با ترجمهٔ شاعرانهٔ رباعیات وی به انگلیسی، خیام را به جهانیان شناساند. با این حال در مجموعهٔ خود اشعاری از خیام آورده‌آست که به قول هدایت نسبت آنها به خیام جایز نیست. [۲۷]

تا پیش از تصحیحات علمی مجموعه‌هایی که با نام رباعیات خیام وجود داشت؛ مجموعه‌هایی مغشوش از آرای متناقض و افکار متضاد بود به طوری که به قول صادق هدایت «اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و مسلک و عقیدهٔ خود را عوض کرده باشد قادر به گفتن چنین افکاری نخواهد بود.»[۲۸]. بی‌مبالاتی نسخه‌نویسان و اشتباه کاتبان همیشه در بررسی نسخه‌های خطی دیده می‌شود. اما در مورد خیام گاه اشعارش را به‌عمد تغییر داده‌اند تا آن را به مسلک تصوف نزدیک کنند. [۲۹] هدایت حتی می‌گوید یک علت مغشوش بودن رباعیات خیام این است که هر کس می‌خوارگی کرده‌است و رباعی‌ای گفته‌است از ترس تکفیر آن را به خیام نسبت داده‌است. [۳۰]. مشکل دیگری که وجود دارد این است که بسیاری به پیروی و تقلید از خیام رباعی سروده‌اند و رباعی ایشان بعدها در شمار رباعیات خیام آمده‌است.[۳۱].

نخستین تصحیح معتبر رباعیات خیام به دست صادق هدایت انجام گرفت. وی از نوجوانی دلبستهٔ خیام بود تدوینی از رباعیات خیام صورت داده بود. بعدها در ۱۳۱۳ آن را مفصل‌تر و علمی‌تر و با مقدمه‌ای طولانی با نام ترانه‌های خیام به چاپ رسانید. تصحیح معتبر بعدی به دست محمد علی فروغی در ۱۳۲۰ به انجام رسید. لازم به ذکر است که اروپاییان نظیر ژوکوفسکی، روزن و کریستن‌سن دست به تصحیح رباعیات زده بودند اما منتقدان بعدی شیوهٔ تصحیح و حاصل کار ایشان را چندان معتبر ندانسته‌اند. [۳۲]

احمد شاملو روایتی از ۱۲۵ رباعی خیام در کتابی به نام ترانه‌ها روایت:احمد شاملو ارائه داده‌است.

مضمون اشعار و مشرب فلسفی خیام

صادق هدایت در ترانه‌های خیام دسته‌بندی کلی‌ای از مضامین رباعیات خیام ارائه می‌دهد و ذیل هر یک از عناوین رباعی‌های مرتبط با موضوع را می‌آورد:

  • راز آفرینش[۳۳]
  • درد زندگی[۳۴]
  • از ازل نوشته[۳۵]
  • گردش دوران[۳۶]
  • ذرات گردنده[۳۷]
    • در کل اشاره به این مضمون است که چون بمیریم ذرات تن ما پراکنده شده و از گِلِ خاک ما کوزه خواهند ساخت. این درواقع به یک معنا هم از ایراداتی‌است که به معاد جسمانی وارد ساخته‌اند. چرا که وقتی ذرات تن اشخاص با گذشت زمان در تن دیگران رود رستاخیز جسمانی هر دوی آنان چگونه ممکن است.
  • هر چه باداباد[۳۸]
  • هیچ است[۳۹]
  • دم را دریابیم[۴۰]

خیام و ریاضیات

پیش از کشف رساله خیام در جبر، شهرت او در مشرق‌زمین به واسطه اصلاحات سال و ماه ایرانی و در غرب به واسطه ترجمه رباعیاتش بوده‌است و تقریباً تا حدود قرن ۱۹ میلادی از تحقیقات جبری او اطلاعی در دست نبود. [۴۱] به همین دلیل کوشش‌ها و تحقیقات خیام در علم جبر تأثیر چندانی در بسط این علم نداشته‌است و در آن زمان اروپائیان در جبر به مرحله‌ای رسیده بودند که آشنایی با رساله‌های خیام تنها از جنبه تاریخی برای آنها با اهمیت بوده‌است. [۴۲] قدیمی‌ترین کتابی که از خیام اسمی به میان آورده و نویسندهٔ آن هم عصر خیام بوده، نظامی عروضی مؤلف «چهار مقاله» است. ولی او خیام را در ردیف منجمین ذکر می‌کند و اسمی از رباعیات او نمی‌آورد.[۴۳] با این وجود جورج سارتن با نام بردن از خیام به عنوان یکی از بزرگ‌ترین ریاضیدانان قرون وسطی چنین می‌نویسد:

 
عمر خیام
خیام اول کسی است که به تحقیق منظم علمی در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخته، و طبقه‌بندی تحسین‌آوری از این معادلات آورده‌است، و در حل تمام صور معادلات درجه سوم منظماً تحقیق کرده، و به حل (در اغلب موارد ناقص) هندسی آنها توفیق یافته، و رساله وی در علم جبر، که مشتمل بر این تحقیقات است، معرف یک فکر منظم علمی است؛ و این رساله یکی از برجسته‌ترین آثار قرون وسطائی و احتمالاً برجسته‌ترین آنها در این علم است.
   
عمر خیام

 

خیام در مقام ریاضی‌دان و ستاره‌شناس تحقیقات و تالیفات مهمی دارد. از جمله آنها رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله است که در آن از جبر عمدتاً هندسی خود برای حل معادلات درجه سوم استفاده می‌کند. او معادلات درجه دوم را از روش‌های هندسی اصول اقلیدس حل می‌کند و سپس نشان می‌دهد که معادلات درجه سوم با قطع دادن مخروط‌ها با هم قابل حل هستند. [۴۴] برگن معتقد است که «هر کس که ترجمهٔ انگلیسی [جبر خیام] به توسط کثیر [۴۵]* را بخواند استدلالات خیام را بس روشن خواهد یافت و، نیز، از نکات متعدد جالب توجهی در تاریخ انواع مختلف معادلات مطلع خواهد شد.»[۴۶] مسلم است که خیام در رساله‌هایش از وجود جوابهای منفی و موهومی در معادلات آگاهی نداشته‌است و جواب صفر را نیز در نظر نمی‌گرفته است[۴۷].

یکی دیگر از آثار ریاضی خیام رسالة فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس است. او در این کتاب اصل موضوعهٔ پنجم اقلیدس را دربارهٔ قضیهٔ خطوط متوازی که شالودهٔ هندسهٔ اقلیدسی است، مورد مطالعه قرار داد و اصل پنجم را اثبات کرد.[۴۸] به نظر می‌رسد که تنها نسخه کامل باقیمانده از این کتاب در کتابخانه لیدن در هلند قرار دارد. [۴۹]

درکتاب دیگری از خیام که اهمیت ویژه‌ای در تاریخ ریاضیات دارد رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) هرچند این رساله هرگز پیدا نشد اما خیام خود به این کتاب اشاره کرده‌است و ادعا می‌کند قواعدی برای بسط دوجمله‌ای (a + b)n کشف کرده و اثبات ادعایش به روش جبری در این کتاب است.

، به هر حال قواعد این بسط تا n = 12 توسط طوسی (که بیشترین تأثیر را از خیام گرفته) در کتاب «جوامع الحساب» آورده شده‌است.[۵۰] روش خیام در به دست آوردن ضرایب منجر به نام گذاری مثلث حسابی این ضرایب به نام مثلث خیام شد، انگلیسی زبان‌ها آن را به نام مثلث پاسکالمی‌شناسند که البته خدشه‌ای بر پیشگامی خیام در کشف روشی جبری برای این ضرایب نیست.[۵۱]

خیام به تحلیل ریاضی موسیقی نیز پرداخته‌است و در القول علی اجناس التی بالاربعاء مسالهٔ تقسیم یک چهارم را به سه فاصله مربوط به مایه‌های بی‌نیم‌پرده، با نیم‌پردهٔ بالارونده، و یک چهارم پرده را شرح می‌دهد.[۱۳]

مهم‌ترین دست‌آوردها

  • ابداع نظریه‌ای دربارهٔ نسبت‌ها هم‌ارز با نظریهٔ اقلیدس.
  • «در مورد جبر، کار خیام در ابداع نظریهٔ هندسی معادلات درجهٔ سوم موفقترین کاری است که دانشمندی مسلمان انجام داده‌است.»[۱۳]
  • او نخستین کسی بود که نشان داد معادلهٔ درجهٔ سوم ممکن است دارای بیش از یک جواب باشد و یا این که اصلاً جوابی نداشته باشند.«آنچه که در هر حالت مفروض اتفاق می‌افتد بستگی به این دارد که مقاطع مخروطی‌ای که وی از آنها استفاده می‌کند در هیچ نقطه یکدیگر را قطع نکنند، یا در یک یا دو نقطه یکدیگر را قطع کنند.»[۵۲]
  • «نخستین کسی بود که گفت معادلهٔ درجهٔ سوم را نمی‌توان عموماً با تبدیل به معادله‌های درجهٔ دوم حل کرد، اما می‌توان با بکار بردن مقاطع مخروطی به حل آن دست یافت.»[۱۳]
  • «در نیمهٔ اول سدهٔ هیجدهم، ساکری اساس نظریهٔ خود را دربارهٔ خطوط موازی بر مطالعهٔ همان چهارضلعی دوقائمهٔ متساوی‌الساقین که خیام فرض کرده بود قرار می‌دهد و کوشش می‌کند که فرضهای حاده و منفرجه‌بودن دو زاویهٔ دیگر را رد کند.»[۵۳]
  • به خاطر موفقیت خیام در تعیین ضرایب بسط دو جمله‌ای (بینوم نیوتن)که البته تا سده قبل نامکشوف مانده بود و به احترام سبقت وی بر اسحاق نیوتن در این زمینه در بسیاری از کتب دانشگاهی و مرجع این دو جمله‌ای‌ها «دو جمله‌ای خیام-نیوتن» نامیده می‌شوند.

پیروان خیام

صادق هدایت بر این باور است که حافظ از تشبیهات خیام بسیار استفاده کرده‌است، تا حدی که از متفکرترین و بهترین پیروان خیام به شمار می‌آید. هر چند که به نظر او افکار حافظ به فلسفهٔ خیام نمی‌رسد، اما بنا به نظر صادق هدایت حافظ این نقص را با الهامات شاعرانه و تشبیهات رفع کرده‌است و برای نمونه به قدری شراب را زیر تشبیهات پوشانده که تعبیر صوفیانه از آن می‌شود. اما خیام این پرده پوشی را ندارد.[۵۴] برای نمونه حافظ دربارهٔ بهشت با ترس سخن می‌گوید:

باغ فـردوس لطیـف است و لیکن زیـنهار   تو غنیمت شمر این سایهٔ بید و لب کشت

اما خیام بدون پرده‌پوشی می‌گوید:

گویند بهشت و حور عین خواهد بود   آنجا می‌ناب و انگبین خواهد بود
گر ما می‌ومعشوقه گزیدیم چه باک؟   چون عاقبت کار چنین خواهد بود

چهره جهانی خیام


تندیس خیام در بخارست، پایتخت رومانی

در جهان خیام به عنوان یک شاعر، ریاضیدان و اخترشناس شناخته شده‌است. هرچند که اوج شناخت جهان از خیام را می‌توان پس از ترجمه شعرهای وی به وسیله فیتز جرالد دانست. این در حالی است که بسیاری از پژوهشگران شماری از شعرهای ترجمه‌شده به وسیله فیتز جرالد را سروده خیام نمی‌دانند و این خود سبب تفاوت‌هایی در شناخت خیام در نگاه ایرانی‌ها و غربی‌ها شده‌است. تأثیرات خیام بر ادبیات غرب از مارک تواین تاتی.اس الیوت او را به نماد فلسفه شرق و شاعر محبوب روشنفکران جهان تبدیل کرده‌است.[۵۵]

ولادیمیر پوتین،مارتین لوتر کینگ و آبراهام لینکن همیشه قبل از خواب رباعیات خیام می‌خواندند یا می‌خوانند[۵۶][نیاز به یادکرد منبع معتبرتر]

خیام در افسانه

انابه

افسانه‌هایی چند پیرامون خیام وجود دارد. یکی از این افسانه‌ها از این قرار است که خیام می‌خواست باده بنوشد ولی بادی وزید و کوزه میش را شکست. پس خیام چنین سرود:

ابریق می مرا شکستی،ربی   بر من در عیش را بستی،ربی
من می‌خورم و تو می‌کنی بدمستی   خاکم به دهن مگر که مستی،ربی

پس چون این شعر کفرآمیز را گفت خدا روی وی را سیاه کرد. پس خیام پشیمان شد و برای پوزش از خدا این بیت را سرود:

ناکرده گنه در این جهان کیست بگو   آن کس که گنه نکرد چون زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی   پس فرق میان من و تو چیست بگو

و چون اینگونه از خداوند پوزش خواست رویش دوباره سفید شد. البته جدا از افسانه‌ها در اینکه این دو رباعی بالا از خیام باشند جای شک است.[۵۷]

ای رفته و باز آمده بل هم گشته

در افسانه‌ای دیگر، چنین آمده که روزی خیام با شاگردان از نزدیکی مدرسه‌ای می‌گذشتند. عده‌ای، مشغول ترمیم آن مدرسه بودند و چارپایانی، مدام بارهایی (شامل سنگ و خشت و غیره)را به داخل مدرسه می‌بردند و بیرون می‌آمدند. یکی از آن چارپایان از وارد شدن به مدرسه ابا می‌کرد و هیچ کس قادر نبود او را وارد مدرسه کند. چون خیام این اوضاع را دید، جلو رفت و در گوش چارپا چیزی گفت. سپس چارپا آرام شد و داخل مدرسه شد. پس از این که خیام بازگشت، شاگردان پرسیدند که ماجرا چه بود؟

خیام بازگفت که آن خر، یکی از محصلان همین مدرسه بود و پس از مردن، به این شکل در آمده و دوباره به دنیا بازگشته بود ( اشاره به نظریهٔ تناسخ) و می‌ترسید که وارد مدرسه بشود و کسی او را بشناسد و شرمنده گردد. من این موضوع را فهمیدم و در گوشش خواندم:

ای رفته و باز آمده بَل هُم گشته   نامت ز میان مردمان گم گشته
ناخن همه جمع آمده و سم گشته   ریشت ز عقب در آمده دم گشته

و چون متوجه شد که من او را شناخته‌ام، تن به درون مدرسه رفتن در داد. [۵۸]

سه یار دبستانی

مقاله اصلی: سه یار دبستانی

به روایتی خیام، حسن صباح و خواجه نظام الملک به سه یار دبستانی معروف بوده‌اند که در بزرگی هر یک به راهی رفتند. حسن رهبری فرقهٔ اسماعیلیه را به عهده گرفت، خواجه نظام الملک سیاست مداری عظیم الشان شد و خیام شاعر و متفکری گوشه گیر گشت که در آثارش اندیشه‌های بدیع و دلهره و اضطرابی از فلسفه هستی و جهان وجود دارد.[۵۹]

برپایه داستان سه یار دبستانی این سه در زمان کودکی با هم قرار گذاشتند که هر کدام به جایگاهی رسید آن دو دیگر را یاری رساند. هنگامی که نظام‌الملک به وزیری سلجوقیان رسید به خیام فرمانروایی بر نیشابور و گرداگرد آن سامان را پیشنهاد کرد،ولی خیام گفت که سودای ولایت‌داری ندارد. پس نظام‌الملک ده‌هزاردینار مقرری برای او تعیین کرد تا در نیشابور به او پرداخت‌کنند.[۶۰]

چنان که فروغی در مقدمهٔ تصحیحش از خیام اشاره کرده‌است این داستان سند معتبری ندارد و تازه اگر راست باشد حسن صباح و خیام هر دو باید بیش از ۱۲۰ سال عمر کرده باشند که خیلی بعید است. به علاوه هیچ یک از معاصران خیام هم به این داستان اشاره نکرده‌است. [۶۱]

آثار

خیام آثار علمی و ادبی بسیار تالیف کرد.

او میزان الحکمت را درباره فیزیک و لوازم الامکنت را در دانش هواشناسی نوشت. نوروزنامه دیگر اثر ادبی اوست، در پدیداری نوروز و آیین پادشاهان ایرانی و اسب و زر و قلم و شرا که در حدود ۴۹۵ هجری قمری نگاشته شده‌است. کتاب جبر و مقابله خیام با تلاش دانش پژوهان اروپایی در سال ۱۷۴۲ در یکی از کتابخانه‌های لیدن یافته شد. این کتاب در ۱۸۱۵ توسط تنی چند از دانشمندان فرانسوی ترجمه و منشر شد .[۱۴]

  • رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله به زبان عربی، در بارهٔ معادلات درجهٔ سوم.
  • رسالة فی شرح مااشکل من مصادرات کتاب اقلیدس در مورد خطوط موازی و نظریهٔ نسبت‌ها.
  • رساله میزان‌الحکمه.«راه‌حل جبری مسالهٔ تعیین مقادیر طلا و نقره را در آمیزه‌(آلیاژ) معینی به وسیلهٔ وزنهای مخصوص بدست می‌دهد.»[۱۳]
  • قسطاس المستقیم
  • رسالهٔ مسائل الحساب، این اثر باقی نمانده‌است.
  • القول علی اجناس التی بالاربعاء، اثری دربارهٔ موسیقی.
  • رساله کون و تکلیف به عربی درباره حکمت خالق در خلق عالم و حکمت تکلیف که خیام آن را در پاسخ پرسش امام ابونصر محمدبن ابراهیم نسوی در سال ۴۷۳ نوشته‌است و او یکی از شاگردان پورسینا بوده و در مجموعه جامع البدایع باهتمام سید محی الدین صبری بسال ۱۲۳۰ و کتاب خیام در هند به اهتمام سلیمان ندوی سال ۱۹۳۳ میلادی چاپ شده‌است.
  • رساله روضة‌القلوب در کلیات وجود
  • رساله ضیاء العلی
  • رساله‌ای در صورت و تضاد
  • ترجمه خطبه ابن سینا
  • رساله‌ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب
  • رساله مشکلات ایجاب
  • رساله‌ای در طبیعیات
  • رساله‌ای در بیان زیگ ملکشاهی
  • رساله نظام الملک در بیان حکومت
  • رساله لوازم‌الاکمنه
  • اشعار عربی خیام که در حدود ۱۹ رباعی آن بدست آمده‌است.
  • نوروزنامه، از این کتاب دو نسخه خطی باقی مانده‌است. یکی نسخهٔ لندن و دیگری نسخه برلن.[۶۲]
  • رباعیات خیام به زبان فارسی که در حدود ۲۰۰ چارینه (رباعی) یا بیشتر از حکیم عمر خیام است و زائد بر آن مربوط به خیام نبوده بلکه به خیام نسبت داده شده.
  • عیون الحکمه
  • رساله معراجیه
  • رساله در علم کلیات
  • رساله در تحقیق معنی وجود

دیگران دربارهٔ خیام

«در تاریخ ریاضی سده‌های ۱۱ و ۱۲ و شاید هم بتوان گفت در تمام سده‌های میانه حکیم عمر خیام متولد نیشابور خراسان نقش عمده‌ای داشته‌است.»[۶۳]

 

گوناگون درباره خیام

  • در تونس هتلی به نام خیام ساخته شده‌است.[۶۴]
  • در فرانسه و مصر شراب‌هایی به نام خیام تولید می‌شود.[۶۵][۶۶][۶۷]
  • گفته می‌شود که خیام هنگامی که سلطان سنجر در کودکی به آبله گرفتار بوده وی را درمان‌نموده‌است.[۶۸]
  • یکی از حفره‌های ماه به افتخار خیام «عمر خیام» نامیده شده‌است. [۶۹]
  • «انجمن عمر خیامی: در سال ۱۸۹۲ م. در لندن انجمنی تأسیس شد بنام «عمرخیام کلوب» یعنی انجمن عمر خیام و موسسان آن از فضلاء و ادباء و بعضی ارباب جراید بودند در سال ۱۸۹۳ م . انجمن مذکور بار سوم در تشریفات شایان اهمیت دو عدد بوته گل سرخ بر سر قبرفیتز جرالد مترجم رباعیات عمرخیامی نشانیده و سرلوحه‌ای که حاوی کتیبه ذیل بود در آنجا نصب کردند: این بوته گل سرخ که در باغ کیو پرورده شده و تخم آنرا سیمپسن از سر مقبره عمرخیامی در نیشابور آورده است و بدست چندین تن از هواخواهان ادوارد فیتزجرالد ازجانب انجمن عمرخیام غرس شد. در هفتم اکتبر ۱۸۹۳ م . اشعار بسیار که اعضاء انجمن مذکور بمناسبت مقام انشاء نموده بودند درین موقع خوانده شد و همچنین ترجمه بسیاری از رباعیات خیامی بزبان انگلیسی قرائت گردید.»[۷۰]
  • شهرک صنعتی خیام در نزدیکی نیشابور به نام خیام نامگذاری شده‌است. [۷۱]
  • نام یکی از ایستگاه‌های قطار که فاجعه قطار نیشابور در آن‌جا رخ داد نامش خیام بود.[۷۲]
  • وی یکی از موضوعات بحث میان دو تن از شخصیت‌های رمان گرگ دریا نوشته جک لندن است.
  • در یکی از رمان‌های ایرانی به نام خیام و آن دروغ دلاویز(نوشته هوشنگ معین‌زاده)، روح خیام نقشی محوری دارد.[نیازمند منبع]
  • وی شخصیت اصلی رمان سمرقند نوشته امین معلوف است. [نیازمند منبع]
  • سیارکی در سال ۱۹۸۰ به نام وی نامگذاری شد.(۳۰۹۵ Omarkhayyam)
  • مارتین لوتر کینگ در سخنرانی خود از خیام گفته‌ای را می‌آورد.[۷۳]
  • خیام یکی از شخصیت‌های داستان زیبای معصومه شیرازی اثر محــمد علی جمال زاده است {رجوع شود به کتاب معصومه شیرازی}

پانویس

    1. ↑ ابولاقاسم قربانی، ۳۲۵ و ۳۲۶
    2. ↑ دهخدا ۹۷۸، ۹۸۰
    3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ دنیای نویسندگان و شعرا، خیام، حکیم عمر، صفحهٔ ۴۱
    4. ↑ Edward Fitzgerald
    5. ↑ روزنفلد و یوشکویچ ۱۴۶
    6. ↑ رباعیات خیام، شرحی دربارهٔ حکیم عمر خیام نیشابوری، صاحبعلی ملکی، صفحهٔ ۱۰
    7. ↑ حسن صباح، محمد احمد پناهی، صفحه ۹۰
    8. ↑ رباعیات خیام، شرح حال فیتزجرالد، صفحهٔ ۱۷۴
    9. ↑ این رساله توسط دکتر غلامحسین مصاحب در کتابی به نام حکیم عمر خیام به عنوان عالم جبر ترجمه و منتشر شده‌است.
    10. ↑ خلاصهٔ زندگینامهٔ علمی دانشمندان ۴۰۶

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩۱/٦/٢۸ - آنسوی مه


سخنان بزرگان جهان در مورد کورش بزرگ ::

  آنچه در زیر می خوانید سخنانیست که به صورت مشتیی از خروار از میان گفته های بزرگان و مشاهیر دنیا در مورد مردی که بی شک از تاثیر گذارترین ، بر جسته ترین و ستایش شده ترین افراد در طول تاریخ تمدن بشریت بوده و هست. مردی که تورات او را «مسیح » و یونانیان او را «سرور» و « قانونگذار»می نامند و دوست و دشمن به بزرگمنشی و آزادگی او شهادت داده اند:صاحب نخستین منشور حقوق بشر در دنیا: کورش بزرگ

● افلاطون (۴۷۷ تا ۳۴۷ پیش از میلاد):

پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند. در زمان او (کورش بزرگ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می کردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگ ها شرکت می کردند. از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی می کرد و به آنان اندرز می داد. آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام می گرفت.


 
● گزنفون (۴۴۵ پیش از میلاد):
مهمترین صفت کورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند می کرد. این رسوم و دینداری آنان هنوز در زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل می شود. از صفت های برجسته دیگر کورش عدل و گسترش عدالت و حق بود.
ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود. سه دلیل را برایش پیدا کردیم. نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از کودکی بوده است.
کورش نابغه ای بزرگ، انسانی والامنش، صلح طلب و نیک منش بود. او دوست انسانها و طالب علم و حکمت و راستی بود. کورش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را به کشور فاتح نمی دهد تا هر تجاوز و کار غیر انسانی را مرتکب شود. او برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار می گرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت. او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی کرد. او ملتهای مغلوب را شیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کورش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند. او برترین مرد تاریخ، بزرگترین، بخشنده ترین، پاک دل ترین انسان تا این زمان بود.


 
● هرودوت ( ۴۸۴ تا ۴۲۵ پیش از میلاد):
هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند. از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود. کورش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش می نمودند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال می کردند.


 
● ویل دورانت :
کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در کشور گشایی حیرت انگیز بود. او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود. بهمین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستانهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر می نامند. او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود. کورش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت.


 
● ویکتورهوگو:
هم چنان که کوروش در بابل عمل کرده بود ناپلئون نیز آرزو داشت از سراسر جهان یک تاج و تخت بسازد و از همه مردم گیتی یک ملت پدید آورد.


 
هارولد لمب (دانشمند امریکایی) :
در شاهنشاهی ایران باستان که کورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به پندار نیک گفتار نیک کردار نیک سوگند یاد می کردند که طرفدار ملت و کشورشان باشند و نه خودشان. که این امر در صدها نبرد آنان به وضوح دیده می شود که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ کیان کشورشان می تاخته است.


 
● پاپ کلمنت پنجم(در وصف کورش بزرگ):
برای ما همین قدر که تو جانشین عادل هستی کافی است که ترا با نظر احترام بنگریم.


 
● پرفسور ایلیف انگلیسی:
در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است. زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست.


 
● دکتر هانری بر( دانشمند فرانسوی) :
این پادشاه بزرگ یعنی کورش هخامنشی برعکس سلاطین بی رحم و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند.
ژنرال سرپرسی سایکس(ژنرال، نویسنده، و جغرافیدان انگلیسی) (پس از دیدار از آرامگاه کورش بزرگ):
من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرده ام، و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این نکته را یاد آورده شده ام که زیارت آرامگاه اصلی کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که به چنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم که آیا برای ما مردم آریایی (هند و اروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیادگذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد.


 
● کنت دوگوبینو فرانسوی :
شاهنشاهی کورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت. او به راستی یک مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت که تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد. نیکلای دمشقی کورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر کس دیگر آگاهی داشت. این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود.


 
● پرفسور کریستن سن( ایران شناس شهیر) :
شاهنشاه کورش بزرگ نمونه یک پادشاه “جوانمرد” بوده است. این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده می شده. در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان کشورهای دیگر وجود داشته است و سر لوحه دولتش بوده. که این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است.


 
● آلبر شاندور فرانسوی :
کورش یکسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود. برای کسی که دشمن خودش بود. او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینکه ثابت کند که هدف فتح و جنگ و کشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی که ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود. او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد. در همین حین کتیبه های شاهان همزمان او حاکی از برده داری و تکه تکه کردن انسان های بی گناه و بریدن دست و پای آنان خبر می دهد.


 
● پرفسور گیریشمن :
کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد. کورش سرداری بزرگ و نیکوخواه بود. او آنقدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود. او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و کشتار نمی کرد. ایرانیان کورش را پدر و یونانیان که سرزمینشان بوسیله کورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می خوانند.


 
● کنت دوگوبینو (مورخ فرانسوی):
تا کنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کورش در تاریخ جهان باقی گذاشت، در افکار میلیون ها مردم جهان بوجود آورد. من باور دارم که اسکندر و سزار و کورش که سه مرد اول جهان شده اند کورش در صدر آنها قرار دارد. تا کنون کسی در جهان بوجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و او همانطور که در کتابهای ما آمده است مسیح خداوند است. قوانینی که او صادر کرد در تاریخ آن زمان که انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود.


 
● کلمان هوار :
کورش بزرگ در سال ۵۵۰ قبل از میلاد بر اریکه پادشاهی ایران نشست. وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت که تا آن روزگار کسی به دنیا ندیده بود. کورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود. او اقوام مختلف را مطیع خود کرد. او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی کرد. برای احترام به مردمان کشورهای دیگر معابدشان را بازسازی کرد. وی پیرو دین یکتا پرستی مزدیسنا بود. ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود.


 
● اخیلوس (آشیل) شاعر نامدار یونانی (در تراژدی پارسه):
کورش یک تن فانی سعادتمند بود. او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید. خدایان او را دوست داشتند. او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.


 
● بوسویه(سیاستمدار وشاعر فرانسوی)( ۱۷۶۸ ۱۸۴۸ میلادی):
ایرانیان از دوران حکومت کوروش به بعد عظمت و بزرگواری معنوی خاصی را اساس حکومت خود قرار دادند براستی چیزی عالی تر از آن وحشت فطری نیست که ایشان از دروغ گفتن داشتند و همیشه آن را گناهی شرم آور می دانستند


 
● مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی :
کورش همان ذوالقرنین قرآن است. وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را به مردمان ایران و جهان هدیه داد. سنگ نگاره او با بالهای کشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد.


 
● دیودوروس سیسولوس (۱۰۰ پس از میلاد):
کورش پسر کمبوجیه و ماندان در دلاوری و کارآیی خردمندانه حزم و سایر خصایص نیکو سرآمد روزگار خود بود. در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی کم نظیر و در کردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میکرد. پارسیان او را پدر می خواندند.
.

 
● فرانسوا شاتوبراین نویسنده بزرگ فرانسوی :

کوروش بزرگ که تاج پادشاهی ماد و پارس را بر سر نهاده بود بزرگترین امپراتوری دوران کهن را بوجود آورد ولی اداره این امپراتوری را بر اساس حکومت مطلقه قرار نداد،زیرا نیمی از قدرت به شورایی تعلق داشت که قسمتی از مقام سلطنت را تشکیل می داد.از لحاظ عدل و قوانین که او برای حکومت وضع کرد و بعدا قوانین قضایی حکومتی ایران شد ، قوانین بی آلایش بود.


 
● بن مایه ها:
کوروش کبیر( بنیانگذار شاهنشاهی هخامشیان) اثر هارولد آلبرت لمب با ترجمه دکتر صادق رضازاده شفق به کوشش شرکت مطالعات نشر کتاب پارسه
تاریخ هردوت اثر جرج راولینسن و با ترجمه وحید مازندرانی به کوشش انتشارات علمی و فرهنگ
کوروش کبیر تالیف هارولد آلبرت لمب با ترجمه دکتر صادق رضازاده شفق انتشارات پارسه
دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی تمدن ایران باستان
کورش کبیر آلبر شاندور/محمد قاضی انتشارات زرین
کورش کبیر مولانا ابوالکلام آزادعلممحمد ابراهیم باستانی پاریزی
تاریخ ایران/ژنرال سرپرسی سایکس
ایران از آغاز تا اسلام ~رومن گیرشمن، محمد معین (مترجم) نشر: معین
ایران و تمدن ایرانی کلمان هوار، حسن انوشه (مترجم نشر: امیرکبیر
تا ایران باستان اثر سرپرسی سایکس
ایران و تمدن ایرانی کلمان هوارترجمه حسن انوشه
تاریخ تمدن ویل دورانت (جلد ۱ مشرق زمین گهواره تمدن)

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٠/٧/٢٤ - آنسوی مه


اعیاد و جشن‌های ایرانی

 
 
جشن‌های ایرانی
در گاه‌شماری ایرانیان پیش از اسلام، سال به دوازده ماه سی روزه تقسیم می‌شد. در پایان سال پنج روز به نام پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه باقی می‌ماند. تقویم امروز زَرتُشتیان بر همین اساس تنظیم شده است. در این تقویم هفته وجود ندارد و روزهای ماه هر یک نام یکی از فرشتگان یا ایزدان را به خود گرفته و به ترتیب چنین است:
1) اورمزد؛ 2) بهمن؛ 3) اردیبهشت؛ 4) شهریور؛ 5) سپندارمذ؛ 6) خرداد؛ 7) امرداد؛ 8) دی به آذر؛ 9) آذر؛ 10) آبان؛ 11) خیر(خور)؛ 12) ماه؛ 13)تیر؛ 14)گوش؛ 15) دی به مهر؛ 16) مهر؛ 17) سروش؛ 18) رشن؛ 19) فروردین؛ 20) ورهرام؛ 21) رام؛ 22) باد؛ 23) دی بهدین؛ 24) دین؛ 25) ارد(اشی)؛ 26) اشتاد؛ 27) آسمان؛ 28) زامیاد؛ 29) مانتره سپند؛ 30) رام.
نام ماه‌های دوازده‌گانه چون امروز چنین بوده است:
فروردین، اردیبهشت، خرداد، تیر، امرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، بهمن، اسفند.
ایرانیان پیش از اسلام مراسم سوگ و ماتم نداشته‌اند و اندوه و روزه‌داری را عملی ناپسند می‌شمرده‌اند. به همین جهت در ایّام باستان همه روزها شادی، خوشی، جشن، مهمانی،خوردن و خوراندن بوده است. زَرتُشتیان در روزهایی از ماه که نام روز و ماه یکی می‌شده جشن می‌گرفته‌اند و با پسوند نسبت (گان) آن روز را مشخّص می‌کرده‌اند مانند فروردگان (19 فروردین) اردیبهشت گان (سوّم اردیبهشت) مهرگان (16مهر).
بعضی از این جشن‌ها، که بیشتر جنبه زَرتُشتی دارد، با جشن‌هایی که چه بسا پیش از زَرتُشت نیز مرسوم بوده منطبق شده است. جشن‌های ایرانیان باستان با دگرگونی های طبیعت و هنگام مناسب برای کارهای کشاورزی و گلّه داری مربوط است. درآن روزگار سال به دو فصل تابستان و زمستان تقسیم می‌شده است. سرمای زیاد در بعضی نواحی ایران در روزگاران کهن زندگی را سخت می‌کرده است. داستان ساختن شهرها و پناهگاه های زیرزمینی که به جمشید و افراسیاب و دیگر پادشاهان افسانه ای نسبت داده شده، گویی بازتاب خاطره این سرمای طاقت سوز بوده است. بنابراین، وقتی هوا رو به گرما می رفته و مردم روی به صحرا می‌آورده‌اند، طبیعی است که آغاز آن را با شور و شوق تمام نوروز بنامند و جشن بگیرند. امروز بسیاری از جشن‌های کهن ایرانی به دلایل مختلف با مراسم کامل برگزار نمی‌شود، یا از آنها تنها نامی‌برجای مانده است.

نوروز
نوروز اوّلین روز بهار، آغاز سال نو و بزرگ ترین جشن ملّی ایرانیان است که در اساطیر ایرانی به جمشید نسبت داده شده و آنــرا "نـوروز جمشیدی" نامـیده‌اند.  شاهـنامه فـردوسی نیز جشن نـوروز را بر بـه تخت نشستن جمشید نسبت می‌دهـد، بنابر افـسانه‌هــای کهن جمشید شاه در هـفت هـزار سـال پیش دستور بـه بـرگـزاری نـوروز می‌دهد. در سراسر امـپراتوری او هر سـاله هـرمـز فروردین (نخستین روز فروردین) را جـشن می‌گـرفـتند و بـه شادی می‌پـرداختند. شـمـاری از پـژوهشـگـران و تـاریـخ‌‌نگـاران نیز بر ایـن نظرند که جشن نـوروز پیش از جمشید و قرن‌هــا قبل از زردشت نیز برگزار می‌‌شـده است. امـا پیدایش نـوروز بـه هر عـللی و منـشایی که بـاشد، سمبل و نشانه‌ای از تـاریـخ و فرهنگ مـشترک حـوزه گسترده‌ای‌ تـمدنـی در آسیا است و از مرزهــای سیاسی کنـونی حکومت‌هــا فراتر می‌رود.
گفته‌اند که جم سوار بر گردونه ای که دیوها آن را می‌کشیدند به آذربایجان رسید. فرمود تا تختی زرین بر جایی بلند بگذارند و خود درحالی که تاجی جواهر نشان بر سر داشت برآن نشست و دیوان آن را برداشتند و به آسمان بردند. چون خورشید برآمد و یرتوش برآن تاج و تخت افتاد همگان شاد شدند و شید را که به معنی درخشش و روشنایی است بر نام جم افزودند. در آن روز جمشید فرمود که جشنی بزرگ برپا دارند. زیرا در نوروز فلک آغاز به گردش نموده و خدا آفرینش جهان را شروع کرده است. نخستین انسان در این روز آفریده شده و خرّمی و سرسبزی گیتی را فراگرفته است. ایـن جشن شـادمـانه آفرینش طـبـیعت بـا آغاز بـهــار، آغاز فـصل کـاشت هـم‌زمـان است و درازی شب و روز بـا هـم برابر مـی‌شـود. نـوروز بـه سخـن ابـوریحـان بـیرونی، نخـستین روز اسـت از فـروردین مـاه زیـن جـهت روز نـو نـام کردند، زیرا که پیـشانی سـال نـو است. 
 در دوران باستان پنج روز اوّل فروردین نوروز عامّه بود. شاه بارعام می داد و هر روز گروهی از مردم را برای شادباش نوروزی به حضور می پذیرفت. روز ششم نوروز بزرگ و نوروز خاصه خوانده می‌شد. شاه به خلوت می رفت و با نزدیکان خود می نشست. این روز را پایان آفرینش جهان و روز کامل شدن گیتی دانسته‌اند. گفته‌اند که در این روز زَرتُشت به پیامبری برگزیده شد و با اهورمزدا سخن گفت. به این جهت در بامداد پیش از سخن گفتن پاره ای نیشکر می چشیدند. همچنین گفته‌اند که جمشید نخستین بار در نوروز نیشکر را شناخت و آن را به دیگران هدیه داد. پس خوردن پاره ای شکر یا شیرینی از مراسم اصلی نوروز بوده است.
نوروز در واقع جشن رستاخیز است. پنج روز پیش از نوروز که درگاه شماری باستان پنجه ی دزدیده یا به عربی خمسه ی مسترقه گفته می‌شد، فروردگان نام داشت و ایرانیان در آن روزها به یاد مردگان به انجام مراسمی می پرداختند. شمع و چراغ می‌افروختند و خوردنی و نوشیدنی بر سفره می چیدند و معتقد بودند که ارواح و فَرَوهَرهای درگذشتگان برای بازدید از خانه و خانواده خواهند آمد. در احادیث شیعه روایتی هست که بنا برآن حضرت صاحب الزمان(ع) در نوروز ظهور خواهد فرمود و جهان را که در تاریکی ظلم است به نور عدالت نورانی خواهد کرد.
فرخنده‌ترین ساعت نوروز لحظه دمیدن آفتاب در بامداد بود. ایرانیان در این لحظه با چشم دوختن به خورشید تبرّک می‌جستند و معتقد بودند که پیش از سخن گفتن هر کس سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم (شمع) روشن نماید از هر دردی شفا خواهد یافت. مراسم نوروز در دربار شاهان با تجمّل بسیار برگزار می‌شده و توصیف باشکوه ترین تشریفات آن، در دربار شاهنشاهان ساسانی، در کتاب نوروز نامه آمده است. در روزگار پس از اسلام نوروز همچنان از جشن‌های مهم ایرانیان برجای ماند. بنا بر حدیثی که از امام جعفر صادق (ع) ششمین امام شیعیان نقل شده نوروز مبارک است و در آن روز حضرت صاحب الزمان(ع) ظهور خواهد فرمود و جهان را که در تاریکی ظلم است به نور عدالت نورانی خواهد کرد. آن چه در این جا می‌آید، اشاره ای کوتاه به بعضی مراسم امروزی نوروز نزد بسیاری از ایرانیان است.
ایرانیان از اوایل اسفند به پیشواز نوروز می روند. نخست خانه تکانی می‌کنند. نظافت، تعمیر وسایل خراب شده، دور ریختن اشیاء بی فایده و زائد، رنگ آمیزی در و دیوار، شستن در و پنجره، گردگیری و ترتیب گنجه ها و قفسه ها از فعّالیت هایی است که همه را از زن و مرد، چه در خانه و چه در بازار و اداره و کارگاه، به خود مشغول می دارد. سپس خرید اشیاء لازم برای منزل، لباس نو تابستانی، هدایا و عیدی برای یکدیگر و لوازم سفره هفت سین و شیرینی و آجیل برای دید و بازدید نوروز آغاز می‌شود. در فاصله ده تا پانزده روز مانده به نوروز سبزه سبز می‌کنند و آن دانه های مختلف از قبیل گندم، جو و عدس و باقلا و ارزن است که پس از سبز شدن تزیین می‌شود و در سفره هفت سین جای می‌گیرد. درگذشته دوازده نوع دانه را سبز می‌کردند و از روی رشد آنها چگونگی محصول سال نو را پیش بینی می نمودند. رنگ کردن تخم مرغ نیز از آداب خاص نوروز است. در این روزها پیش آهنگان نوروزی نوید آمدن بهار را باشادی و خواندن اشعاری می دهند این پیشاهنگان عبارتند از حاجی فیروزها ونوروز خوان ها.
دوختن لباس، پختن شیرینی های مخصوص نوروزی و ارسال نامه های تبریک سال نو برای دوستان و آشنایان از کارهای دیگر این فصل است. در لحظه ی سال تحویل کسی با دیگری نباید قهر باشد یا از او رنجشی به دل نگه دارد. روز قبل از عید حمّام نوروز واجب است. شستشو و پوشیدن لباس نو، ولو یک تکّه، اهمّیت خاص دارد. شب سال تحویل همه چراغ های خانه را روشن می‌گذارند. سبزی پلو و ماهی یا رشته پلو می پزند تا رشته امور در دستشان بماند. از شام شب عید برای روز دیگر مقداری نگه می دارند تا برکت از سال گذشته به آینده بپیوندد. در لحظه ی تحویل سال، که مهم ترین لحظه سال است، افراد خانواده دور سفره هفت سین می نشینند. بر این سفره کتاب آسمانی، آینه، شمعدان، قدحی بلورین پُر از آب که چند ماهی کوچک قرمز در آن شناور باشد، سبدی کوچک از تخم مرغ رنگ شده، ظرف های میوه و شیرینی و آجیل، گلدان های گل و هفت چیز که نام آنها با حرف سین شروع شود قرار دارد. سَمَنو، سکّه، سبزه، سنبل، سیب، سرکه، سنجد، سیاه دانه و سیر معمول ترین این چیزها است. گفته‌اند که در قدیم هفت شین روی سفره می‌گذاشته‌اند امّا بعد از اسلام، به مناسبت حرام بودن شراب، آن را به هفت سین بدل کرده‌اند. هفت شین عبارت بوده است از شیر، شراب، شکر، شهد، شمع، شایه (میوه، محصول کشت) و شیرینی.
هنگام تحویل سال باید دعای مخصوص خواند" یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحال و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال" و به قدح آب که روشنایی است چشم دوخت. پس از تحویل سال دهان را با شیرینی یا عسل شیرین می‌کنند، یکدیگر را می‌بوسند و شادباش و مبارکباد و «صدسال به از این سال ها» می‌گویند. بزرگ ترها به کوچکترها و گاه همه به یکدیگر عیدی و هدیه می دهند و به دید و بازدید می پردازند که تا روز دوازدهم دامه دارد. ابتدا باید کوچکترها به دیدن بزرگ ترها بروند سپس آنها نیز از کوچک ترها بازدید کنند. در بعضی شهرها در صبح نوروز دیدن از خانواده هائی که درسال گذشته عزادار و سوگواربوده‌اند، مرسوم است.
روز سیزدهم فروردین سیزده به در است. همه از خانه بیرون می روند و روز را به تفریح و شادی و بازی در صحرا و دشت می‌گذرانند. در این روز با طناب به درخت تاب می‌آندازند و به تقلید از جمشید برآسمان گذر می‌کنند. خوردن کاهو و سکنجبین یا سرکه و چیدن و جمع آوری سبزه های نورسته و پختن آش رشته در صحرا از مراسم این روز است. صبح این روز سبزهای را که سبز کرده بودند با خود از خانه بیرون می‌برند به آب روان می سپارند یا به پشت بام می‌آندازند. دخترهای دم بخت علف ها را به هم گره می زنند و به امید بخت گشایی می خوانند: «سیزده بدر، سال دگر، خانه شوهر.»
نوروز و روزهای پیش از آن تا سیزده به در آداب و تفریحات و بازی ها و مراسم بسیار مفصّل دارد. از آن جمله نمایش های میرنوروزی، نواهای دسته های دُهُل زن ونقاره چی، رقص ها و شوخی های حاجی فیروز و مراسم شاد و اسطوره ای برنشستن کوسه بین کشاورزان و دامداران. اگرچه در طول تاریخ بارها جشن‌های ملّی ایرانی مورد بی مهری و گاه قهر و کین کسانی قرار گرفته است که شادی مردم و دلبستگی آنان را به سنّت های دیرین خوش نمی داشتند، امّا ایرانیان این یادگارهای دل انگیز ملّی را همچنان پای برجا نگه داشته‌اند. نـوروز در حـوزه گسترده‌ای از جـملـه افغـانستان، ایـران، تـاجـیکستان، ازبکـستان، قیـرقـیزستان، قـزاقستان، ترکـمنستان، آذربـایـجان، مناطق کـردنشین تـرکیه، عـراق و سـوریه، بخـش‌هــایی از پـاکستان و هنــد بـه عـنوان جشن آغاز بـهــار بـرگـزار می‌شود.
شمـار زیادی از دانشمنـدان بر ایـن نظـرند که نـوروز دارای خـاستـگـاه سرزمینی، فرا ملی و فرا قومی است، آیـینی است برخـاسته از مجـموعه شرایط طـبیعی- اقـلیمی و بن مـایه‌هــای اعتقادی مردمان در پهنه جغرافیایی فـرهـنگـی آریـانـای قدیم، بدون وابستگی بـه هیچ قوم، مذهب و گروه خاص. آیـین نـوروزی وجه مشترک همه گروه‌هــای قومی و اعتقادی را در حـوزه گسترده بـازتاب می دهد. همه اقوامی که بـه ایـن سرزمین آمدند و همه جریان‌هــای اعتقادی که در ایـنجا رواج پیدا کردند، در فرجام آیـین نـوروزی را پذیرفته‌اند، از آن مـایه گرفته‌اند و بر آن اثر گذاشـته‌انـد. از ایـن رو آیـین نـوروزی، آیـین فرا قومی و فرا کشوری بــوده و بـه هیچ‌وجه در دایـره تنگ زبـان و قـوم نمی‌گنجد. از همـین‌جاست که کارکرد آیـین نـوروزی بـه عـنوان میراث مـشترک تـاریـخی و هویت مـشترک فـرهـنگـی و معنـوی در امر همـبستـگی منطقه‌ای توانمند است.

جشن گل سرخ
روز سوّم اردیبهشت، نام ماه و روز یکی می‌شود و از همین رو ایرانیان باستان آن روز را جشن می‌گرفتند. اردیبهشت، دومین ماه بهار، نام خود را از اَمشاسپندی به همین نام دارد که به معنی والاترین راستی ها و درستی ها و ایزد نور و روشنایی و آتشِ بی دود اهورایی است. به اعتقاد پیشینیان، خداوند در اردیبهشت ماه زمین را آفریده است. دراین موقعِ سال گل سرخ عرصه باغ و بوستان را می‌آراید. ایران را سرزمین گل و بلبل نامیده‌اند زیرا گل سرخ بیش از همه جا در ایران می روید و ستایش رنگ و بوی و زیبایی و دلفریبی آن بیش از همه در اندیشه و ادب ایرانی جای داشته است. ایرانیان باستان در بهار و به خصوص درجشن‌های اردیبهشت ماه خرمن های عظیم گل را فراهم می‌آوردند و دورا دور آن به نوشیدن شراب گلرنگ و سرخوشی و شادکامی می‌گذراندند. هدیه فرستادن گل سرخ از مراسم مهمّ این جشن است. ابوریحان بیرونی به برگزاری جشن گل سرخ در خوارزم اشاره کرده و نوشته که مسیحیان در روز چهارم ماه اَیار که همزمان با اردیبهشت ماه است گل سرخ به کلیساها می‌بردند. درتاریخ بیهفی از برگزاری جشن گل افشان به وسیله یکی از امیران دربار سلطان مسعود غزنوی نیز یاد شده و آمده است که امیر و یاران او درحال سرمستی دورادور خرمن گل های فراهم آمده به رقص و پایکوبی پرداختند درحالی که هریک تاجی از شاخه های سبز مورد و گل سرخ به هم بافته و بر سرگذاشته بودند.

جشن آب‌ریزان
 ایران سرزمینی کم آب است. به این جهت درگذشته های بسیار دور، زیباترین افسانه ها درباره باران و چشمه ساران و جویبارها ورودهای خروشان برسر زبان ها بوده است. مراسم جشن‌هایی که در تیرماه برگزار شده، همگی برای آب بازی و پاشیدن آب به سر و روی یکدیگر است، اگرچه در برخی دیگر از جشن‌ها نیز، ازجمله نوروز و آبانگان و جشن‌هایی که درماه بهمن برگزار می‌شده، پاشیدن آب به یکدیگر و آب ریزان مرسوم بوده است. در ششمین روز تیرماه جشنی بنام نیلوفر بوده است که امروز از مراسم آن اطلاع چندانی در دست نیست. نیلوفر گل مخصوص ایزدبانو آناهیتا است که تا زمان ساسانیان بزرگ ترین پرستشگاه ها و مجلّل ترین پیکره های او برجای بوده است. نیلوفر بر روی آبگیرها می روید و رنگ و بویی دلنشین دارد و یادگار دورانی است که اقوام اوّلیه آریایی فرهنگی مشترک داشته‌اند. هم اکنون نیلوفر در هند هم چون گذشته نشانه و رمزی از مادر طبیعت است. در سفره جشن مهرگان نیز گل نیلوفر به عنوان یکی از لوازم اصلی بر سفره نهاده می‌شود.
روز سیزدهم تیرماه برخورد نام روز و ماه است و به آن جشن تیرگان می‌گفته‌اند. دراین روز جشنی بزرگ برگزار می‌شده و درافسانه های ایرانی داستان دلکشی درباره آن آمده است. بنابراین افسانه، چون افراسیاب تورانی بر ایران چیره شد، درطبرستان ایرانیان به مدّت طولانی به محاصره سپاه وی درآمدند. انبارهای آذوقه به پایان رسید و گرسنگی می رفت که همه را از پای درآورد. منوچهر پادشاه ایران از افراسیاب خواست که به‌اندازه یک تیرپرتاب از کشور ایران را آزاد کند و به او واگذارد. افراسیاب پذیرفت. سپندارمَذ، فرشته نگهبان زمین، به یاری ایشان آمد و دستور داد تیر و کمانی ویژه بسازند. آن گاه پهلوانی پارسا و میهن دوست را برگزید تا کمان بکشد و تیر را پرتاب کند. پهلوان که آرَش نام داشت برپا خاست و برهنه شد. آنگاه روی به سوی مردمان کرد و به همه نشان داد که ‌اندامی نیرومند و سالم دارد. سپس کمان را برکشید و چندان درآن نیرو نهاد که بدنش پاره پاره شد. ایزدِ باد به یاری سپندارمَذ تیر را تا آن سوی جیحون برد و بر درخت گردویی فرود آورد که از بزرگی در جهان مانند نداشت. گفته‌اند که از محل پرتاب تیر تا آن گردو بن هزار فرسنگ بود.
 افراسیاب ناچار سپاه خود را عقب نشاند و ایرانیان که ازگرسنگی به جان آمده بودند شادی ها کردند و تنور و وسایل آشپزخانه را که بی‌مصرف مانده و کهنه و فرسوده شده بود شکستند و در چشمه‌سارها تن شستند تا غبار ننگ و بدبختی را از خود بزدایند. این افسانه تعبیری حماسی از خشکسالی و بی بارانی است و عقب کشیدن افراسیاب در افسانه نشان کنار رفتن دیوی است که از فرو ریختن باران جلوگیری کرده. دور راندن دیو با فداکاری و جان در کف نهادن آرش کماندار همراه است و فرو ریختن باران و سرسبزشدن کشت و بوستان شادی و نشاط مردم را در پی دارد. نکته ای ظریف در داستان آرش وجود دارد که زمینه سنّتی لخت شدن پهلوانان در زورخانه است. آنان نیز هنگام مبارزه وکشتیگیری لخت می‌شوند و دورگودی می چرخند تا همگان ورزیدگی بدن آن ها را ببینند.
جشن تیرگان بنا برآن چه در نوشته های دیرین آمده روزمخصوص دبیران و دهقانان نیز بوده است. زیرا تیر همان عطارد است که دبیر فلک خوانده شده. دراین روز نویسندگان و دبیران و دهقانان، که مردم باسواد ونگهبانان تاریخ و فرهنگ باستان ایران بوده‌اند به لباس مخصوص خود درمی‌آمدند و مورد احترام و بزرگداشت بسیار قرار می‌گرفتند. در جشن تیرگان مرسوم بوده است که همه درچشمه سارها و رودهای خروشان شستشو کنند و برای تبریک و شادی به یکدیگر آب بپاشند. نوشته‌اند که در این روز ساکنان ساحل خَزَر به دریا می رفتند و همه روز را آب بازی می‌کردند. در تاریخ ایران بعد از اسلام در زمان شاه عبّاس بزرگ به برگزاری یک جشن با شکوه آب ریزان در اصفهان اشاره شده که نشان از زنده کردن آداب و رسوم باستانی در قرن هفدهم میلادی دارد. در این مراسم همه بزرگان و اهالی اصفهان در زاینده‌رود به آب بازی می‌پرداخته‌اند.

جشن مهرگان
پس از نوروز، مهمترین جشن ملی ایرانی مهرگان است که روز شانزدهم مهرماه، هنگامی‌که نام روز و نام ماه برهم می‌آفتد، برگزار می‌شود. ایرانیان باستان سال را به دو فصل تابستان و زمستان بخش می‌کردند. تابستان که هنگام رفتن به صحرا و کِشت و کار بود با جشن‌های نوروزی آغاز می‌شد و هنگامی‌که در اوّل پاییز و شروع فصل سرما که گوسفندان و چهارپایان به آغل باز می‌گشتند و انبارها از محصولات کشاورزی و باغداری انباشته بود، جشنی دیگر برگزار می‌شد که همین مهرگان است. مهرگان در واقع جشن شکرگزاری و شادی برداشت محصول است. کشاورزان ایرانی هنوز چنین وقتی مجالس عروسی و مهمانی به راه می‌آندازند و برای گشت و گذار و زیارت و سیاحت راهی شهرهای دیگر به خصوص اماکن مذهبی می‌شوند. مهرماه آغاز اعتدال پاییزی و یکسانی روز و شب است. بنا به معتقدات ایرانیان باستان در مهرگان زمین گسترده می‌گردد و تن و جان آدمی‌به هم می پیوندد. در حماسه ملی ایران مهرگان زمانی است که کاوه ی آهنگر بر ضدّ ضَحّاک قیام کرد و با از میان برداشتن او فریدون بر تخت پادشاهی نشست. گرامی داشت جشن مهرگان نیز به فریدون نسبت داده شده است. در دوره ی شاهنشاهی ساسانیان اردشیر بابکان در این روز تاجی خورشید گون بر سر نهاد و از آن پس ساسانیان پیوسته این روز را گرامی می داشتند.
درگذشته های دور رسم براین بود که دراین روز مردم برای سلطان هدیه می فرستادند، دراین روز سلطان لباسی از خز می پوشید وسپس لباسهای تابستانی خود را میپوشید و اگر نوزادی دراین روز بدنیامی آمد نامی‌بر اومی‌گذاشتند که کلمه مهر درآن باشد. دربرخی از روستاهای زرتشی نشین یزد هنوز گوسفندی را برای ایزد مهر دراین روز قربانی می کنند. این گوسفند به هنگام زایش باید نذر «مدایزد» شده باشد و بعد از  بریانی کردن گوسفند در تنور و گذاشتن آن در سینی آنرا روی سه لنگ که  نماد گفنار نیک، کردار نیک واندیشه نیک است می‌گذارند و سپس آن را به همراه پوست و مقداری دنبه به آتشکده می‌برند. ماه مهر منسوب به مهر یا میترا، ایزد دوستی و پیمان درست است، که خورشید تابان گردونه اوست. ایزدمهر هر روز سوار بر این گردونه پهنه آسمان را در می نوردد و پیمان شکنان را با نیزه های زرّین به سزا می رساند. با این که زَرتُشت کوشید با ترویج یکتا پرستی ستایش ایزدان گوناگون را از میان بردارد، باز خدایان پیش از او به صورت همین فرشتگان درآمدند. یکی از بزرگ ترین این ایزدان، ایزدمهر است و فصل بزرگی از یشت ها به نام مهریشت به گرامی داشت این ایزد و نیایش او اختصاص یافته است.
جشن مهرگان مانند نوروز با شکوه و جلال تمام برگزار می‌شده است. تاریخ نویسان یونانی بارها به شادخواری و جشن و سرور و نغمه سرایی و موسیقی بسیار که در مهرگان انجام می‌شده، اشاره کرده‌اند. آورده‌اند که پادشاهان هَخَامَنِشی هرگز نمی‌بایست مست شوند مگر در جشن مهرگان که لباس ارغوانی می پوشیدند و در باده پیمایی و میخوارگی دیگران شرکت می‌کردند. در این جشن موبَدان خوانچه ای که در آن لیمو و شکر و نیلوفر و به و هفت دانه مورد گذاشته شده بود زمزمه کنان نزدشاه می‌آوردند. از شانزدهم تا بیستم مهر ماه مهرگان عامه بود. روز بیست و یکم شاهان و بزرگان، مهرگان خاصّه برگزار می‌کردند و این روز را با خانواده و نزدیکان می‌گذراندند. از مراسم جشن مهرگان افروختن آتش های بزرگ و رقص و شادمانی و می نوشی گرداگرد آن است. در این هنگام در خانه ها سفره مهرگانی می‌گسترند و با انواع غذاها و میوه ها و شراب و گلاب و گل فراوان آن را می‌آرایند. در سفره مهرگان باید هفت میوه به ترتیب قرار داده شود: ترنج، سیب، به، عنّاب، انار، انگور سفید و کُنار. در این روز همگان شکر و گلاب فراوان می نوشند تا در زمستان از آسیب بیماری و سرما در امان مانند. گذاشتن شاخه‌های سبز مورد و گل نیلوفر بر سفره مهرگان از واجبات است. ریختن اسپند و برگ خشک مورد بر روی آتش علاوه بر پراکندن بوی خوش دیوها و جن ها را می پراکند.

جشن سَده
سَده یکی از جشن‌های باستانی ایران است که در شب دهم بهمن برگزار می‌شود. بنا بر رسم ایرانیان باستان زمستان بزرگ پنج ماه (صدو پنجاه روز) بوده و در روز جشن سَده چند روز از زمستان گذشته و صولت و شدّت آن به پایان آمده است. در این روز عدد فرزندان کیومرث پدر همه آدمیان به صدتن رسید و هوشنگ پادشاه بزرگ پیشدادی دراین روز تاج برسرنهاد. ایرانیان معتقد بودند که در این زمان جهنّم از زمستان زاده می‌شود زیرا به اعتقاد ایرانیان باستان دوزخ جایی بسیار سرد بوده است. پس آتش می‌آفروختند تا زشتی و پلیدی جهنم را دورکنند. و گرداگرد آن به رقص و شادمانی و خوردن گردو و بادام برَشته و نوشیدن شراب می پرداختند.
جشن سده بعد از اسلام تا اواخر دوره سلجوقیان برجای بود. در تاریخ بیهقی شرحی ازبرگزاری آن در روزگار سلطان مسعود غزنوی داده شده است. نوشته‌اند که وی با همه اشتیاقی که برای انجام جشن‌های باستانی ایران به شکوه و جلال تمام داشت درشب جشن سده‌اندوه زده و خشمگین به خلوت رفت و از تماشای مراسم سرباز زد. جشن سده تا روزگارسلجوقیان برجای بوده است. ملکشاه سلجوقی دراین شب در بغداد جشن با شکوهی ترتیب داد که شاعران و نویسندگان با توصیف آن سلطان را ستایش بسیار کردند. در گذشته، توده مردم جشن سده را بسیار بزرگ می داشتند.
در بهمن ماه جز جشن سده عیدهای دیگری نیز برگزار می‌گردید که یکی از آنها بَه منجَنه یا به منگان است که در دومین روز این ماه واقع شده. در این روز دانه های اسپند را در شیر تازه می ریزند و می خورند و معتقدند که حافظه را می‌آفزاید و فراموشی را از بین می‌برد. اسپند همان گیاه مقدّسی است که دانه های ریز و سیاه رنگ آن را بر روی آتش می ریزند و با دود و بوی خوش آن دیوان را فراری می دهند و اثر چشم زخم را باطل می‌کنند. هنگام جشن به منگان، در نواحی مرکزی ایران مرسوم است که آشی ازگوشت و حبوبات، غلاّت و سبزی هایی که درآن روز به دست آید می پزند. این غذا شاید همان آش شُله قلمکاری باشد که هنوز به عنوان آش نذری برای دوستان و آشنایان فرستاده می‌شود. روز بیست و دوّم بهمن ماه جشن باد روز است که باز در آن نوشیدن شراب و بازی و شادی مرسوم بوده. روز سی ام بهمن ماه جشن آبریزگان است. گفته‌اند که در زمان پادشاهی فیروز، نیای خسرو انوشروان، خشکسالی سختی پیش آمد و مردمان بسیار رنج بردند امّا پادشاه انبارهای غلّه را گشود و مردمان را از آن بهره ها داد، آن گونه که هیچ کس از گرسنگی نمرد. سپس فیروز به آتشگاه رفت و از اهورامزدا به زاری طلب باران کرد. دراین روز چندان باران بارید که به داخل چادرها و خانه شاه نیز سرازیر شد.

شب یلدا و جشن‌های دی ماه
شب قبل از فرا رسیدن نخستین روز دی ماه درازترین شب سال است و به آن شب یلدا یا شب چلّه می‌گویند که شب زایش مهر ( خورشید ) است. دی ماه را ایرانیان باستان خور ماه نیز می‌گفتند. نخستین روز آن خرّم روز است. این روز و این ماه هر دو به نام اهورامزدا نامگذاری شده بنابراین روز اوّل دی جشنی بزرگ است. مراسم شب چلّه خانوادگی برگزار می‌گردد و هنوز همه مراسم آن پا برجاست. در این بلندترین شب سال افراد دور و نزدیک در منزل بزرگ خانواده گرد می‌آیند و با خوردن میوه و آجیل شب را به شادی می‌گذرانند. خوردن هندوانه، خربزه، انار، سیب، به و نیز انواع خشکبار، به خصوص آجیل شیرین و تخمه بوداده شور، در این شب معمول است. یکی دو روز قبل از فرا رسیدن شب چلّه مردهای جوان خوانچه های آراسته میوه را به خانه نامزدهای خود می فرستند و خود به مهمانی خانه عروس می روند. خانواده دختر نیز لباس و پارچه نبریده به جای آن هدیه می‌فرستند.
خوانچه طبق مستطیل شکل چوبی است که روی آن را با سفره ای قلمکار یا ترمه می پوشانند و بر آن ظرف های بزرگ میوه را، پیچیده در زرورق های رنگین و آراسته با گل و نوارهای موّاج، می چینند. این خوانچه را برسرمی‌گذارند و گاه چند مرد که هر یک خوانچه ای بر سردارند در پی یکدیگر راهی خانه عروس می‌شوند. گرد آمدن شب چلّه دور کرسی با نقل خاطرات شیرین و خواندن کتاب های داستانی تا دیرگاه شب ادامه می یابد. در این شب خوردن برف و شیره نیز معمول است. اولین برف سال را نمی خورند زیرا از پاکی آن مطمئن نیستند. در شب چله که در بیشتر جاها برف زیاد باریده، روی برف مقداری شیره ی انگور می ریزند و به صورت بستنی می خورند. بنا بر یک سنّت دیرین در روزگار ساسانیان، در نخستین روز دی ماه هر سال، پادشاه از تخت شاهی به زیر می‌آمد و با جامه سپید در صحرا بر فرشی سپید می نشست. دربان ها و نگهبانان را مرخص می‌کرد و بار عام می داد. با دهقانان و برزگران بر سر یک سفره می نشست و ایشان را برادر می نامید و از غذای ایشان می خورد. این جشن را نود روز نیز می‌گفتند زیرا میان آن تا نوروز نود روز تمام فاصله است.
در روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوّم این ماه نیز تطابق نام روز و ماه را جشن می‌گرفتند و معتقد بودند که آسمان در یازدهمین روز ماه دی آفریده شده است. سیرسور یا جشن سیر در روز چهاردهم دی ماه برگزار می‌شد. شانزدهمین روز دی ماه که به ایزدمهر منسوب بوده جشن و مراسم خاصی از شادخواری و شادکامی و رقص و موسیقی برپا می‌شده است. در افسانه های مربوط به این روز اغلب از گاوی سخن می رود که فریدون با شیر او پرورده شد. این گاو بَرمایون نام دارد و احتمال داده‌اند که به معنی گاو پُرمایه باشد. مناسبت جشن روز شانزدهم دی ماه را بازگرفتن فریدون از شیر گاو و رها شدن گاوهای ایرانیان به وسیله فریدون از بند ضحّاک گفته‌اند. آمده است که در شب این جشن در آسمان گاوی از نور آشکار می‌شود که شاخه ای او از طلا و پاهایش از نقره است. این گاو گردونه ماه را به دنبال می‌کشد و حدود یک ساعت در آسمان می ماند. هرکس آن را ببیند و آرزویی کند، آرزویش برآورده خواهد شد.
در این روز مردم برای تبرّک، شیر گاو می نوشند و معتقدند هر کس در بامداد این روز پیش از سخن گفتن بِه بخورد و ترنجی را ببوید آن سال را به خوشی و در نعمت خواهد گذراند و از خشکسالی و بیچارگی و بدبختی در امان خواهد بود. باز برخی از ایرانیان معتقد بودند که در این روز ضحّاک جمشید را کشت و بر اثر آن بر خانه های مردم بلا بارید. از همین رو، برخی از جوانان تمام شب بیدار می ماندند، به در خانه های مردم می رفتند، در می‌کوفتند و با آوازخوانی بلا را از صاحبان خانه برمی‌گرداندند. صاحبان خانه در را بروی آنان می‌گشودند و با آجیل و شیرینی از آنها پذیرایی می‌کردند. بنا بر افسانه ای دیگر، جمشید در این شب پری زیبای رنگارنگی را دید که بر گاو سپیدی سوار بود و دسته ای گل سوسن در دست داشت و گاه گاه آن را می‌بویید. گاو از هفت فلز ساخته شده بود. زر، سیم، مس، قلع، آهن، سرب و روی.
آن پری نام یکایک آدمیان را بر زبان می‌آورد و صفات ایشان را برمی‌شمرد آن گاه از نور و روشنایی وجود خویش آنها را بهره ور می ساخت. جمشید از پری پرسید «تو کیستی؟» پری گفت «من بخت هستم و وجود خویش را بین مردم تقسیم می‌کنم.» آن گاه از نظر پنهان گشت. مراسم شب یلدا مراسمی‌ بسیار کهن و مربوط به دوران پیش از زَرتُشت و شب زاده شدن ایزدمهر است. چه، اگر بتوان درطی سال شبی را درنظرگرفت که درآن ایزدمهر -ایزدی که خورشید گردونه اوست- متولّد شود، باید آن شب در تاریکی و درازی از تمام شب های سال ممتاز باشد و چنین شبی همان شب یلداست. قرینه ی این امر آن است که یلدا کلمه ای سُریانی و به معنی "میلاد" است.

چهارشنبه سوری و جشن‌های اسفندماه
اسفند آخرین ماه سال ایرانی و منسوب به سپندارمذ، فرشته نگهبان زمین و مظهرمهربانی و فداکاری مادرگیتی است. سپندارمذ یکی از اَمشاسپندان زَرتُشتی و یکی از والاترین عناصر طبیعت در قدیم ترین معتقدات آریاییان ایرانی است. گل بیدمشک با رنگ و بوی لطیف خود متعلّق به اوست.  پنجمین روز اسفندماه، جشن زنان است و مردگیران خوانده شده. در این روز زنان با جامه های نو، به دیدار یکدیگر می روند و وقت را به شادمانی می‌گذرانند. مردها به زنان خود هدیه می دهند و آرزوهای آنان را برآورده می‌کنند. این رسم هنوز در نقاط دور افتاده ایران برجاست. در یکی از دهات نزدیک گناباد در خراسان تا دهه های اخیر در این روز همه مردها به صحرا می رفتند تا زنان با آزادی و رو یگشاده به رقص و پایکوبی پردازند. اگر در این روز مردی در روستا دیده می‌شد مورد مسخره و گاه آزار زنان قرار می‌گرفت.
از دیگر مراسم سنّتی این روزگار، که ابوریحان بیرونی نیز از آن یاد کرد، آویختن افسون بر در خانه هاست تا کژدم و دیگر حشرات موذی را دفع کند. بنابراین رسم، دعاهای مخصوص را بر روی کاغذی چهارگوش نوشته و در هر اطاق به سر دیوار آن نصب می نمایند. این افسون ها از دمیدن سپیده تا برآمدن کامل آفتاب دوام می‌آورد. معتقدند که کژدم و دیگر حشرات زیانبار از جایی که بر آن افسون نیست از در می‌گریزند. گذشتن سرما و یخ بندان زمستان و دمیدن باد بهاری معمولاً حشرات را از هر گوشه به جنب و جوش وامی دارد. ایرانیان باستان که از ناپاکی و زیان حشرات و جانوران پلید و آلوده شدن انبار آذوقه سخت بیزار بودند، کشتن و از میان بردن آنها را لازم و کار نیک و ثواب می‌شمردند.
امّا با شکوه ترین جشن اسفند که تا کنون برجای مانده، و در سال های اخیر رونق بیشتری نیز یافته، چهارشنبه سوری است که در اصفهان به آن جهارشنبه سرخی و درفارس چهارشنبه آخر می‌گویند. شب بین آخرین روز سه شنبه و چهارشنبه آخر سال، در خانه، خیابان یا صحرا، خرمن های آتش برمی‌آفروزند. برای این کار از گون و خارهای بیانی استفاده می‌شود که عطری مخصوص و شعله ای بلند دارد. همزمان با غروب خورشید، حداقل سه خرمن آتش بر می‌آفروزند و در سه نوبت به ردیف از روی آن می پرند و می خوانند: «سرخی تو از من زردی من از تو» و معتقدند که به این ترتیب تمام سال تندرست خواهند ماند. در خور و انارک در حاشیه کویر ایران آتش را ازروی پشت بام به کوچه می‌آندازد و کوزه آبی روی آن می‌شکنند. در نائین نیز عین همین عمل را در چهارشنبه آخر ماه صفر تکرار می کنند و درداخل کوزه سکه ای نیز قرار میدهند. در برخی از نقاط خراسان کوزه و زغال و نمک به نیت شور چشمی و سکه به نشانه صدقه را دور سر افراد می‌گردانند و بعد به بیرون می‌آندازند. در آذربایجان غربی و کردستان رسم شال اندازی وجود دارد این رسم برای گرفتن خوراکی می‌باشد مانند قاشق زنی و بیشتر حالت تفنن دارد. در برخی از نقاط ایران در آتش جهارشنبه سوری انواع دانه ها و سبزیجات را می ریزند.
در این شب، تقسیم آجیل مشکل گشا بر آورنده آرزوهای کسی است که نذری دارد. پسته، بادام، فندق، کشمش، نخود چی و میوه های خشک شیرین مثل انجیر، خرما و برگه اجزای اصلی آجیل مشکل گشاست. بنا بر رسمی دیگر، در چنین شبی دختران جوان با روی پوشیده و به گونه ای که شناخته نشوند، هر دو سه تن در کنج کوچه و خیابانی پنهان می‌شوند و به سخنان کسانی که می‌گذرند گوش می سپارند و از نوع سخنان آنان برای بخت خود در سال آینده فال می‌گیرند. این کار را فالگوش ایستادن می‌گویند. قاشق زنی یا ملاقه زنی از دیگر تفریح های این شب است. دخترها و گاه پسرها در حالی که خود را در چادر پوشانده‌اند، ملاقه یا قاشقی بزرگ به دست می‌گیرند و بر در خانه همسایه یا دوستان آن قدر می‌کوبند تا صاحبخانه چیزی خوراکی در ملاقه ی آنان بگذارد. پاشیدن آب نیز یکی دیگر از مراسم چهارشنبه سوری است که از اعتقاد به آفریده شدن آب در این ماه و احترام به آن سرچشمه می‌گیرد. ایرانیان معتقدند که ریختن آب روشنایی است. از همین رو، هنگامی‌که کسی راهی سفر است پشت سر او جامی‌آب می پاشند تا به سلامت باز گردد. رسم جارو و آب پاشی جلوی در خانه در هر سحرگاه نیز از دیر باز رایج بوده و با افسانه ها همراه شده است. این نظافت صبحگاهی معمولاً به وسیله دختر دم بخت خانه بدان امید انجام می‌گیرد که در پایان چهلّمین روز خِضر سپید پوش و سپید موی، با سربند و شال سبز، از آن جا بگذرد و با تحسین دختر بخت او را بگشاید و مراد او را بدهد.
در شب چهارشنبه سوری در بعضی نقاط ایران زنان گرد هم می‌آیند تا آش نذری بپزنند و بین دوستان پخش کنند. پختن سَمَنو نیز اغلب در این شب انجام می‌گیرد. در بامداد روز چهارشنبه آخر سال ظرف ها و کوزه های کهنه را از پشت بام به کوچه می‌آندازند و می‌شکنند تا جای آنها را با ظرف های نو عوض کنند و با پاکیزگی و تازگی به استقبال نوروز روند. معمولاً در هر خانه داخل یکی از کوزه‌ها مقداری پول خرد می ریزند تا نخستین کسی که از کوچه می‌گذرد آن را بیابد و خوشحال شود. سعدی در بوستان این کوزه را "چشما رو" خوانده، شاید از این رو که تصویر چشم و ابرویی نیز برآن کوزه نقش می‌شده است.

منابع
1- سایت بنیاد مطالعات ایران،
http://www.fis-iran.org/fa/resources/encyclopedia/iraniceleb
2- ایران شناسی، سایت خبری تحلیلی ایراس، گردآورنده بهدا فرهنگ، 13 آذر 1387
3- سایت دانشنامه آزاد فارسی ویکی پدیا،
http://fa.wikipedia.org/wiki/
 4- http://www.iras.ir/fa/pages/content.php?id=710

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٠/٧/٢۳ - آنسوی مه


ساعت و روز تحویل سال نوروز 1390 (2011) در شهرهای مهم جهان

Sun= Sunday, March 20, 2010  Mon= Monday, March 21, 2010  * = Daylight Saving Time (DST)

Addis Ababa

Mon 2:20 AM

 

 

Guatemala

Sun 5:20 PM

 

 

Nassau *

Sun 7:20 PM

Adelaide *

Mon 9:50 AM

Halifax *

Sun 8:20 PM

New Delhi

Mon 4:50 AM

Aden

Mon 2:20 AM

Hanoi

Mon 6:20 AM

New Orleans *

Sun 6:20 PM

Algiers

Mon 12:20 AM

Harare

Mon 1:20 AM

New York *

Sun 7:20 PM

Almaty

Mon 5:20 AM

Havana *

Sun 7:20 PM

Oslo

Mon 12:20 AM

Amman

Mon 1:20 AM

Helsinki

Mon 1:20 AM

Ottawa *

Sun 7:20 PM

Amsterdam

Mon 12:20 AM

Hong Kong

Mon 7:20 AM

Paris

Mon 12:20 AM

Anadyr

Mon 11:20 AM

Honolulu

Sun 1:20 PM

Perth

Mon 7:20 AM

Anchorage *

Sun 3:20 PM

Houston *

Sun 6:20 PM

Philadelphia *

Sun 7:20 PM

Ankara

Mon 1:20 AM

Indianapolis *

Sun 7:20 PM

Phoenix

Sun 4:20 PM

Antananarivo

Mon 2:20 AM

Islamabad

Mon 4:20 AM

Prague

Mon 12:20 AM

Asuncion *

Sun 8:20 PM

Istanbul

Mon 1:20 AM

Reykjavik

Sun 11:20 PM

Athens

Mon 1:20 AM

Jakarta

Mon 6:20 AM

Rio de Janeiro

Sun 8:20 PM

Atlanta *

Sun 7:20 PM

Jerusalem

Mon 1:20 AM

Riyadh

Mon 2:20 AM

Auckland *

Mon 12:20 PM

Johannesburg

Mon 1:20 AM

Rome

Mon 12:20 AM

Baghdad

Mon 2:20 AM

Kabul

Mon 3:50 AM

San Francisco *

Sun 4:20 PM

Bangkok

Mon 6:20 AM

Kamchatka

Mon 11:20 AM

San Juan

Sun 7:20 PM

Barcelona

Mon 12:20 AM

Karachi

Mon 4:20 AM

San Salvador

Sun 5:20 PM

Beijing

Mon 7:20 AM

Kathmandu

Mon 5:05 AM

Santiago

Sun 7:20 PM

Beirut

Mon 1:20 AM

Khartoum

Mon 2:20 AM

Santo Domingo

Sun 7:20 PM

Belgrade

Mon 12:20 AM

Kingston

Sun 6:20 PM

Sao Paulo

Sun 8:20 PM

Berlin

Mon 12:20 AM

Kiritimati

Mon 1:20 PM

Seattle *

Sun 4:20 PM

Bogota

Sun 6:20 PM

Kolkata

Mon 4:50 AM

Seoul

Mon 8:20 AM

Boston *

Sun 7:20 PM

Kuala Lumpur

Mon 7:20 AM

Shanghai

Mon 7:20 AM

Brasilia

Sun 8:20 PM

Kuwait City

Mon 2:20 AM

Singapore

Mon 7:20 AM

Brisbane

Mon 9:20 AM

Kyiv

Mon 1:20 AM

Sofia

Mon 1:20 AM

Brussels

Mon 12:20 AM

La Paz

Sun 7:20 PM

St. John's *

Sun 8:50 PM

Bucharest

Mon 1:20 AM

Lagos

Mon 12:20 AM

St. Paul *

Sun 6:20 PM

Budapest

Mon 12:20 AM

Lahore

Mon 4:20 AM

Stockholm

Mon 12:20 AM

Buenos Aires

Sun 8:20 PM

Lima

Sun 6:20 PM

Suva *

Mon 12:20 PM

Cairo

Mon 1:20 AM

Lisbon

Sun 11:20 PM

Sydney *

Mon 10:20 AM

Canberra *

Mon 10:20 AM

London

Sun 11:20 PM

Taipei

Mon 7:20 AM

Cape Town

Mon 1:20 AM

Los Angeles *

Sun 4:20 PM

Tallinn

Mon 1:20 AM

Caracas

Sun 6:50 PM

Madrid

Mon 12:20 AM

Tashkent

Mon 4:20 AM

Casablanca

Sun 11:20 PM

Managua

Sun 5:20 PM

Tegucigalpa

Sun 5:20 PM

Chatham Islands *

Mon 1:05 PM

Manila

Mon 7:20 AM

Tehran

Mon 2:50 AM

Chicago *

Sun 6:20 PM

Melbourne *

Mon 10:20 AM

Tokyo

Mon 8:20 AM

Copenhagen

Mon 12:20 AM

Mexico City

Sun 5:20 PM

Toronto *

Sun 7:20 PM

Darwin

Mon 8:50 AM

Miami *

Sun 7:20 PM

Vancouver *

Sun 4:20 PM

Denver *

Sun 5:20 PM

Minneapolis *

Sun 6:20 PM

Vienna

Mon 12:20 AM

Detroit *

Sun 7:20 PM

Minsk

Mon 1:20 AM

Vladivostok

Mon 9:20 AM

Dhaka

Mon 5:20 AM

Montevideo

Sun 8:20 PM

Warsaw

Mon 12:20 AM

Dubai

Mon 3:20 AM

Montgomery *

Sun 6:20 PM

Washington DC *

Sun 7:20 PM

Dublin

Sun 11:20 PM

Montreal *

Sun 7:20 PM

Winnipeg *

Sun 6:20 PM

Edmonton *

Sun 5:20 PM

Moscow

Mon 2:20 AM

Yangon

Mon 5:50 AM

Frankfurt

Mon 12:20 AM

Mumbai

Mon 4:50 AM

Zagreb

Mon 12:20 AM

Geneva

Mon 12:20 AM

Nairobi

Mon 2:20 AM

Zürich

Mon 12:20 AM

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ - آنسوی مه


این است سرزمین من

کرمانشاه ـ هجیج
کفش‌هایتان لنگه به لنگه نمی‌شود
آنجا اگر کمی سر کیسه را شکل کنید و یک جفت گیوه مرغوب هجیجی بخرید، کفش‌هایتان دیگر هرگز لنگه‌ به لنگه نمی‌شوند چون گیوه لنگه راست و چپ ندارد و یکی از اصلی‌ترین مکان‌های تولیدش، روستای هجیج از توابع بخش نوسود شهرستان پاوه در استان کرمانشاه است.
هجیج ـ که برخی آن را با «ح جیمی» می‌نویسند و می‌گویند به معنای دره سرسبز و عمیق است ـ روستایی است که همه خانه‌هایشان از سنگ هستند و حتی یک آجر در آنها به کار نرفته است.

در یکی از وب‌نوشته‌ها درباره هجیج، قصه‌ای هست که می‌گوید، پانصد سال پیش در هجیج، آسمان خسیس شد و خشکسالی بیداد کرد. اهالی روستا سراغ مردی متدین که نسبش به امام موسی کاظم(ع) می‌رسید، رفتند تا برای باریدن باران، دعا کند. مرد دعا کرد و چشمه‌ای پر آب، دل خاک را شکافت و مرد از همان وقت، صاحب احترامی ویژه میان مردم شد و حتی پس از مرگش، بقعه‌ای به یادش ساختند به نام «بقعه سیدعبدالله» یا «بقعه کوسه هجیج».
کسی نمی‌داند این ماجرا درباره روستای هجیج و بقعه سیدعبدالله در کنار رودخانه سیروان، راست است یا تنها قصه‌ای ساده است برای سنگین شدن پلک‌های بچه‌های هجیجی، وقت خواب. مهم این است که اهالی هجیج، اهل تسنن هستند، اما به امامزاده‌شان احترام می‌گذارند واین بقعه از پنج قرن پیش تاکنون سرپا بوده است و زیارتگاه دوستدارانش.


چند کار واجب است که به محض رسیدن به هجیج باید انجام دهید، نخست این که دست‌کم یک جفت گیوه مرغوب بخرید، چون پیشه بیشتر هجیجی‌ها، دوختن همین گیوه‌های فوق‌العاده است، دوم به چراگاه‌های خوش‌منظره «پیاز دول میشا» و «گاول» و‌ آبشار بل در نزدیکی روستا که آب معدنی شفابخش دارد، سری بزنید و سوم اگر فرصت کردید از یکی از قدیم‌های ده بپرسید چرا هجیجی‌ها قاب‌های در و پنجره همه خانه‌های روستا را آبی آسمانی می‌کنند؟

گیلان ـ قلعه رودخان
افسون می‌شوید
حتی از دیدن عکس‌ روستای قلعه رودخان از توابع بخش مرکزی شهرستان فومن در استان گیلان هم لذت می‌برید و دلتان تازه می‌شود تا چه رسد به این‌که آنجا باشید و در هوای خنک و مطبوعش نفس عمیق بکشید و صدای هوش گیاهان به گوشتان برسد و بوی سبزه مرطوب جنگل را حس کنید و به آواز پرندگان گوش کنید که در اعماق آن سبزی یکدست می‌خوانند.


طوری نمی‌شود، هیچ‌کس نمی‌فهمد، فقط چند لحظه موتور خیالپردازی‌تان را روشن کنید و خودتان را به ما بسپرید تا پیشنهادمان را برای شما توصیف کنیم. آماده‌اید؟
امروز صبح شما از طرف فومن راه افتاده‌اید و از روستای حیدرکلات گذشته‌اید، در پارک جنگلی قلعه‌رودخان هستید و از روی پل چوبی رودخانه رد شده‌اید و آن ترس عمیق و خواستنی از جریان تند آب خنک رودخانه زیر پایتان را تجربه کرده‌اید.


از همین جا، همین سنگفرش زیر پایتان، دالان بهشت آغاز می‌شود؛ دالانی سبز که سرشاخه‌های درهم‌پیچیده درختان، آن را برای شما آذین بسته‌اند. بگذارید آن سبز دلاویز چشم‌هایتان را بنوازد، بگذارید ریه‌هایتان از نفس گیاهان انباشه شود و قدم تند کنید تا به پله‌های قلعه رودخان، باشکوه‌ترین دژ نظامی استان گیلان، برسید. پله‌ها زیادند و شاید هم به همین دلیل به آن قلعه هزار پله گفته‌اند، اما مطمئن باشید طبیعت اطراف و قلعه عظیم و خزه‌بسته بالای تپه، چنان افسونتان می‌کند که مثل مسخ‌شده‌ها، پله‌ها را با سرعت بالا می‌روید و خستگی را از یاد می‌برید.
خب، حالا خیالپردازی را تمام کنید و تنها به یک پرسش ما پاسخ دهید؛ چرا وقتی از نعمت زنده بودن برخوردارید و خبر دارید این همه زیبایی در جایی از کشور، انتظارتان را می‌کشد، در خانه نشسته‌اید و ترجیح می‌دهید در رویا سیر کنید؟ مگر تا قلعه رودخان چقدر راه است؟!

آذربایجان غربی ـ سهولان
به کبوترها احترام بگذارید
حتی اگر هیچ‌یک از آن قلعه‌ها و مساجد قدیمی، دور و بر روستای سهولان، از توابع بخش مرکزی شهرستان مهاباد در آذربایجان غربی نبود، حتی اگر آن چشمه‌های خروشان و باغ‌های میوه پربار، روستا را احاطه نکرده بودند، وسوسه سوار شدن بر قایقی پارویی و گردش در دالان‌های تو در توی غار معروف این روستا، حتما می‌توانست هر گردشگری را به آنجا بکشاند؛ وسوسه دیدن قندیل‌هایی که گاهی خوشه انگور شده‌اند، گاه پروانه، گاهی پای فیل، گاهی توت فرهنگی، گاه عروس دریایی و ... .


کردها می‌گویند سهولان به زبان آنها به معنای یخبندان است که احتمالا دلیل گذاشتن این نام بر روستای چهارصد ساله سهولان، آب و هوای سرد آن است که اگر شما این پیشنهاد را بپذیرید و به آنجا بروید، به خوبی تجربه‌اش می‌کنید.

وقتی مسافر دنیای اسرارآمیز غار سهولان شدید، چه در دالان‌های تو در توی بخش خشک آن پرسه می‌زدید، چه سوار قایق در حوضچه‌هایش شدید، به یاد داشته باشید به کبوترها و آرامششان احترام بگذارید، چون آنها ساکنان اصلی سهولان به شمار می‌روند و در نقاط گوناگونش لانه ساخته‌اند، به همین خاطر هم اهالی به این غار «کوته‌کوتر» یا «لانه کبوتر» گفته‌اند!
برای سفر به روستای سهولان، باید آنقدر در جاده بوکان مهاباد برانید تا به فرعی برسید که به روستای عیسی کندی می‌رسد و همین جاده را اگر ادامه دهید، سهولان در انتظار شماست.

تهران ـ کر کبود
همخوانی موزون آب و سنگ
برخی از پدربزرگ‌های آنها می‌گویند که از پدربزرگ‌هایشان شنیده‌اند و پدربزرگ‌هایشان از پدربزرگ‌هایشان نقل کرده‌اند و پدربزرگ بزرگ‌های آن پدربزرگ‌ها تعریف کرده‌اند که ... به هر حال مهم نیست دقیقا چه کسی گفته است، مهم این است که برخی بر این باورند که شاید نام روستای کر کبود از نام دو اسب که «کهر» و «کبود» صدایشان می‌کرده‌اند، گرفته شده است.

هر کس در دیدار از کر کبود از توابع بخش طالقان ساوجبلاغ در استان تهران درباره این‌که مهمترین جاذبه گردشگری روستا کدام است، نظری دارد، اما از نظر ما، زیباترین اجزای روستا، معماری سنتی خانه‌های آن، درخت‌های تنومند کهنسالش با سایه‌های پربرکت و کوچه‌های خاکی و شیبداری است که دیوانه‌وار پیچ و تاب می‌خورند، پله می‌شوند، حیاط می‌شوند، یا به دل کوه می‌زنند و به آبشار کر در هفتصد متری شمال شرقی روستا یا یخچال‌های طبیعی آن در شمالش می‌رسند.


آبشار کر سی تا پنجاه متر ارتفاع دارد و صدای ریزش آبش آنقدر بلند است که با نیم ساعت گوش کردن به آن تا پایان روز در خواب و بیداری زمزمه‌اش در گوش‌هایتان تکرار می‌شود.
روستای کر کبود که به دلیل قرار گرفتن در دامنه کوه، آب و هوایی دلپذیر دارد، از مسیر اتوبان کرج ـ قزوین و از راه شهرستان طالقان قابل دسترسی است. فراموش نکنید شما به روستایی دعوت شده‌اید که حدود 1100 سال قدمت دارد با دو امامزاده به نام‌های امامزاده زید ابراهیم و امامزاده شاه محمد حنفیه و البته آرامگاه ملا یغمایی کر کبودی هم در قبرستان تاریخی روستا واقع شده است.
امامزاده زید ابراهیم در مرکز روستاست و نسبش بنا به گفته‌های اهالی، به امام موسی کاظم(ع) می‌رسد، اما آرامگاه امامزاده شاه محمد حنفیه در ارتفاعات شمال شرقی روستا معروف به کوه عقیق قرار دارد، علاوه بر همه اینها، روستا حمامی تاریخی هم دارد که متعلق به دوره قاجار است.

چهارمحال و بختیاری ـ آتشگاه
خانه آبشارها
ممکن است از ما بپرسید چرا از استان چهارمحال و بختیاری که سرزمین لاله‌های واژگون است، روستای آتشگاه از توابع بخش مرکزی لردگان در استان چهارمحال و بختیاری را انتخاب کرده‌ایم که کمتر لاله وحشی دارد که به شما پاسخ می‌دهیم، اولا لاله‌ها معمولا در اردیبهشت باز می‌شوند و در فروردین هنوز باز نشده‌اند و ثانیا شک نکنید طبیعت آتشگاه هم آنقدر بکر و دست‌نخورده است که از سفر به آن پشیمان نمی‌شوید.
قدمت این روستا به دوره قاجار برمی‌گردد؛ همان زمانی که عشایر بختیاری آن را به عنوان یکی از ییلاق‌های خود پسندیدند و چادرهایشان را در مجاورت آبشارهای زیبای آن که در مساحتی سه کیلومتری گسترده شده‌اند، برپا کردند.


طبیعت در تبدیل آتشگاه به یکی از جذاب‌ترین مکان‌های گردشگری چهارمحال و بختیاری نقش اساسی داشته است. درختان کهنسال بلوط و گردو و بنه در سراسر دره تنگی که روستا در آن واقع شده، کوه‌های شورم جلا و دریک در جنوب و شمال روستا و حتی جنس آهکی آنها که سبب به وجود آوردن غارها و آبشارهای متعدد در منطقه شده، همگی از جاذبه‌های بی‌نظیر این منطقه به شمار می‌روند.
اگر خواستید از آتشگاه سوغاتی بخرید، از اهالی سراغ گیاهان معطر و دارویی یا شیر و پنیر و ماست و دوغ محلی یا گلیم‌های ساده و بادوامشان را بگیرید. برای سفر به این روستا، باید به شهرستان لردگان بروید و از آنجا دو جاده هست که شما را به آتشگاه می‌رساند، اولی که طولانی‌تر است جاده‌ای است که از روستاهای منجر موثی و کیهان و چله‌گاه و کلار و چمن‌بید و دره نامدار و قلعه سوخته و باغ کاج و ده کهنه می‌گذرد و جاده دوم که کوتاه‌تر است، از لردگان و میلاس و سردشت و آبزا و دلی رد می‌شود و به آتشگاه می‌رسد.

خراسان شمالی ـ درکش
داروخانه سرسبز
چند بار نام روستای درکش از توابع بخش مرکزی شهرستان مانه و سملقان به گوشتان خورده است؟ آیا دوست دارید مهمان کردهای کرمانجی در خراسان شمالی شوید؟ تا حالا پیش آمده به آوازهای محزون آنان، وقتی با دو تار همراه می‌شود، گوش دهید؟ تا به حال دوتارنوازی کرمانجی‌ها را دیده‌اید؟ از مهمان‌نوازی‌ و غیرتمندی‌شان شنیده‌اید؟ وصف رسوم و سنت‌هایشان در عزا و جشن و ... چطور؟ اگر راجع به همه اینها کنجکاوید، به روستای درکش بروید که مردمش بیشتر کردهای کرمانجی‌اند.

درکش روستای خوش آب و هوا و کوهستانی است که چشمه‌های فراوانی در اطرافش جریان دارند و یافته‌های باستان‌شناسی در حوالی برج تاریخی سبزعلی‌خان قراچورلو و تپه‌های اطرافش، نشان می‌دهند این روستا عمری دویست ساله دارد.
از زیباترین جاذبه‌های طبیعی روستای درکش، می‌توان به مراتع وسیع و سبز اطراف روستا، حواشی رودخانه زومار و دره کنداب در جنوب آن اشاره کرد، اما آنچه دوستداران طبیعت را به درکش می‌کشاند، جنگل زیبا و انبوه بلوط در نزدیکی آن است که تنها جنگل بلوط شرق کشور به شمار می‌رود.

یک نکته دیگر هم درباره درکش هست که بد نیست آن را بدانید. این روستا بنا بر نظر گیاه‌شناسان، گنجینه‌ای کم‌نظیر از گیاهان دارویی است، به گونه‌ای که چند سال پیش، یکی از این کارشناسان گفته بود، 380 گونه گیاه دارویی در روستای درکش شناسایی شده است که 79 گونه از آنها بسیار ارزشمند هستند.
او برای نمونه از بابونه بجنورد به عنوان گیاهی منحصر به فرد در درمان بیماری‌های گوارشی نام برده بود که در حوالی این روستا می‌روید. برای سفر به درکش از بجنورد به سمت آشخانه حرکت کنید و همین که روستای کلاته زمان صوفی را پشت سر گذاشتید، نرسیده به جوزک، جاده‌ای فرعی شما را به روستا می‌رساند.

سیستان و بلوچستان ـ تیس
از خانه جن‌ها تا خلوت با دریا
آنجا روی یکی از آن صخره‌های آهکی بلند که هنوز از پسمانده آفتاب ظهر گرمند، گوشه‌ای دنج و خلوت پیدا می‌کنی و می‌نشینی و خورشید را نگاه می‌کنی که سرخ و لرزان و بی هیچ تقلایی در دریا غرق می‌شود و به صدای موج‌هایی گوش می‌کنی که آرام و منظم بر تن صخره‌ها می‌کوبند و اگر حوصله داشتی به بلوچ‌های سپیدپوشی که با دست پر از دریا برمی‌گردند، «خداقوت» می‌گویی، اما همه این توصیف‌ها حتی گوشه‌ای از زیبایی‌های روستای ساحلی تیس، از توابع بخش مرکزی شهرستان چابهار در سیستان‌وبلوچستان نمی‌شوند و حتما پیشینیان ما هم این را فهمیده‌اند که از 2500 سال پیش در تیس ساکن شده‌اند و به آن گاهی بندر تیزیا گفته‌اند و گاهی تیز و گاهی تسی.


تیس، سه قلعه باستانی مهم دارد؛ اولی قلعه تیس است که سبک معماری‌اش نشان می‌دهد، به دوره سلجوقی تعلق دارد، دومین قلعه، «پیروز گت» نام دارد که به غیر کوهنوردها پیشنهاد نمی‌کنیم از داخلش بازدید کنند، چون راه ورود به آن سخت و خطرناک است، قلعه سوم، «بلوچ گت» است که بالای کوه قرار گرفته و دو مقبره هرمی کوچک هم در آن ساخته شده است.
انتخاب سفر به تیس ـ که از طرف نیک‌شهر و جاده چابهار ـ کنارک جاده‌ای آسفالته دارد ـ با خودتان است، اما فقط این هشدار را بشنوید که اگر به تیس نروید، نه مقابر جنانی گچ را (که به باور اهالی، محل سکونت جن‌ها بوده) می‌بینید، نه پیل‌بند را، نه سدهای تیس را، نه غارهای بان مسیتی و نقاشی‌های عجیب و غریب داخلشان را، نه چاه باستانی تیس کوپان را و نه حتی گورهای مرموز تپه نهادی را. حالا تصمیمتان چیست؟ چمدان ها را می‌بندید یا نه؟

فارس ـ سرمشهد
یک مرد با دو شیر مرده
آنجا شما شاهدان جنگی تقریبا تمام شده‌اید؛ پیکاری میان بهرام دوم، پنجمین پادشاه ساسانی با شیری شرزه. بهرام خنجرش را در سینه شیر فرو کرده و شیری دیگر هم پیشتر به دست او کشته شده و بر خاک افتاده است. پشت سر شهریان چند تن از اعضای خانواده‌‌اش در کنار کرتیر (موبد موبدان) ایستاده‌اند که ظاهرا بهرام در دفاع از آنها با شیرها جنگیده است. درست بالای سر بهرام و خانواده‌اش هم کتیبه‌ای نصب شده که یکی از چهار کتیبه موبد موبدان آن زمان و بزرگترین کتیبه عهد ساسانی روستای سرمشهد، از توابع بخش جره و بالده‌ شهرستان کازرون در استان فارس که جاده‌های رسیدن به آن چه از طرف برازجان و چه از طرف کازرون، آسفالته و مناسب است.


متون قدیمی نشان می‌دهد روزگاری این منطقه مورد توجه پادشاهان هخامنشی و ساسانی بوده است و در آن بناهای گوناگونی ساخته‌اند که بقایای آنها هنوز در اطراف سرمشهد دیده می‌شود و از آن جمله می‌توان به تپه باستانی تل نقاره‌‌خانه،‌ آتشکده، تل خاموش، قنات سرمشهد، تل خندق و کاروانسرای کوشک اشاره کرد. در شش کیلومتری شمال شرقی روستا هم‌، باستان‌شناسان شهری کهن به نام «قندجان» را از دل خاک بیرون آورده‌اند که از دیدن آن پشیمان نخواهید شد.

کردستان ـ پالنگان
پله پله تا بهشت
واقعا عجیب نیست که هنوز هم وقتی می‌پرسی: «کدام روستای ایران معماری پلکانی دارد؟» همه بلافاصله می‌گویند: «ماسوله»!. فکر می‌کنید چند نفر در پاسخ به این پرسش، از روستای پالنگان از توابع بخش مرکزی شهرستان کامیاران استان کردستان، یادی می‌کنند؟ فکر می‌کنید چند نفر می‌دانند این روستا گوشه‌ای از بهشت است؟ چند نفر خبر دارند در ده کیلومتری شمال غرب این روستا در رشته کوه‌های «گواز»، چشمه‌های داغ آب معدنی شفابخشی از دل کوه، بیرون می‌جوشند که از فراوانی ترکیبات گوگردی و آ‌هنی، شیری‌رنگ شده‌اند؟ چند نفر وصف قلعه عظیم و اسرارآمیز این روستا را شنیده‌اند؟ خیلی کم! خیلی خیلی کم! و به همین دلیل است که برخی ترجیح می‌دهند امسال هم راهی ماسوله شوند و بیشتر وقت تعطیلاتشان را در ترافیک جاده روستا بگذرانند و در انبوه جمعیت، فرصت خلوت کردن با طبیعت را از دست بدهند تا ما روزنامه‌نگارها در پایان تعطیلات با تأسف گزارش کنیم: «ماسوله گنجایش این همه گردشگر ورودی را ندارد! به بقیه ایران هم سری بزنید!».


اما شما که این مطلب را خوانده‌اید امسال پالنگان را انتخاب کنید، چون پالنگان، خلوت، خوش آب و هوا، پر از چشمه‌ها و رودهای خروشان و طبیعتی دست نخورده است با کردهای مهربانی که به اورامی سخن می‌گویند و وقتی دلتنگ می‌شوند با صدایی محزون سیاه چمانه می‌خوانند یا چپله یا گریان، اما اگر شاد باشند آن وقت باید ببینید با دو دستمال رنگی و یک دهل، چگونه هنرنمایی می‌کنند. وقت رفتن فراموش نکنید از پالنگانی‌های شریف، کشک و گیوه بخرید به رسم سوغات و اگر تعارفتان کردند به خوردن ولوشه یا غازینه یا شلمین، رد نکنید چون غذاهای کردی واقعا لذیذند!
پالنگان از راه شهرهای کامیاران و پاوه و سروآباد و سنندج قابل دسترسی است. پس بهانه نگیرید که چون دقیقا نمی‌دانید کجاست آن را برای سفر انتخاب نمی‌کنید.

کرمان ـ سیرچ
اینجا با کویر کنار نمی‌آید
همین ابتدا باید اعتراف کنیم ما هم پیشتر مثل خیلی از خوانندگان این مطلب، خیال می‌کردیم کرمان استانی گرم و خشک و بی آب و علف است، اما شما هم باید مثل ما روستاهای طرز، لاله‌زار، میمند، هرزا و ... را ببینید تا باور کنید کرمان یک بهشت کوچک و دوست‌داشتنی است که کمتر کسی از همه جاذبه‌هایش خبر دارد.

سخت است از بین روستاهای دیدنی کرمان، یکی را انتخاب کنیم، اما وقتی پای اجبار به میان می‌آید، ما به هزار و یک دلیل، روستای سیرچ از توابع بخش شهداد را برای معرفی می‌پسندیم. می‌پرسید کدام دلایل؟ اول این‌که سیرچ، زادگاه هوشنگ مرادی کرمانی، خالق «قصه‌های مجید» است، دوم آن‌که روستای ما، سروی تاریخی دارد که سیرچی‌ها می‌گویند دوهزار سال از خدا عمر گرفته است. سوم روستای پیشنهادی ما در مجاورت کویر واقع شده، اما در آن پیست اسکی زمستانی ساخته‌اند چون آب و هوایش با خلق و خوی کویر هیچ همخوانی ندارد و خنک و کوهستانی است که همین تضاد موجب شگفتی‌تان خواهد شد. چهارم این‌که در نزدیکی سیرچ، رودخانه‌ای باصفا و کوهی بلند و مناسب برای کوهنوردی وجود دارد. پنجم آن ‌که سیرچ چشمه‌های آب گرمی دارد که کرمانی‌ها، آنها را برای آب‌درمانی مناسب‌سازی کرده‌اند تا از گردشگران استقبالی درخور داشته باشند. و ششم با سفر به سیرچ می‌توانید کره و روغن نباتی مرغوب، خشکبار، قالیچه‌های کوچک و حصیربافته‌های تزئینی سوغاتی بخرید و ... .
ما شش دلیل از هزار و یک دلیل سفر به سیرچ را گفتیم، حالا نوبت شماست که از طریق جاده‌های آسفالته شهرهای کرمان یا شهداد، راهی سیرچ شوید تا شاید 995 دلیل دیگر را هم پیدا کردید.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٩/٧/٢٤ - آنسوی مه


واحد پول

 

فهرست واحد پول کشورها

واحد پول 128 کشور جهان به ترتیب حروف الفبا درج شده است


 

آسیا و اقیانوسیه   آفریقا   اروپا   آمریکا
اردن دینار   آفریقای جنوبی رائد   آلبانی لک   آرژانتین پزو
استرالیا دلار   آنگولا کوان زاجدید   آلمان یورو-مارک   آمریکا دلار
اندونزی روپیا   اتیوپی بیر   آندورا پزوتا   اکوادور سوکر
امارات درهم   الجزایر دینار   اتریش یورو-شیلینگ   اوروگوئه پزو
ایران ریال   تونس دینار   اسکاتلند پوند   باربادس دلار
بنگلادش تاکا   بنین فرانک CFA   اسپانیا یورو-پزوتا   باهاما دلار
بحرین دینار   بورکینافاسو فرانک CFA   اسلونی تولار   برزیل ریل
پاکستان روپیه   زامبیا کواچا   انگلیس پوند   برمودا دلار
تایلند بات   زئیر نیوزئیر   اوکراین کارابوانس   بولیویا بولیویانو
تایوان دلار   زیمبابوه دلار   ایسلند کرون   بلیز دلار
چین رئمبی یوان   سنگال فرانک CFA   ایرلند یورو-پوند   پاراگوئه گورانی
ژاپن ین   سومالی شیلینگ   ایتالیا یورو-لیر   پاناما بال بوا
سوریه لیره   سودان دینار   بلژیک یورو-فرانک   پرو نیوسل
عراق دینار   سیرالئون لئون   بلغارستان لوا   جامائیکا دلار
عربستان ریال   کامرون فرانک CFA   پرتغال یورو-اسکودا   جزائر فالکند پوند
عمان ریال   غنا سدی   ترکیه لیر   سالوادور کلن
فی جی دلار   کنگو فرانک CFA   روسیه روبل   سورینا گیلدز
قطر ریال   کنیا شیلینگ   دانمارک کرون   شیلی پزو
کره جنوبی وون   گابون فرانک CFA   رومانی لی   کاستاریکا کولون
کره شمالی وون   لییریا دلار   سوئد کرون   کانادا دلار
کویت دینار   لیبی دینار   فرانسه یورو-فرانک   کلمبیا پزو
لائوس کیپ   ماداگاسکار فرانک   فنلاند یورو-مارکا   کوبا پزو
لبنان لیره   مراکش درهم   قبرس پوند   گوادلوپ فرانک
ماکائو پاتاکا   موریتانی وگیه   کرواسی کوتا   مارتینیک فرانک
مالزی رین گیت   موزامیک متیکال   لوکزامبورگ یورو-فرانک   مکزیک پزو
مغولستان توگریک   نامیبیا دلار   لهستان زولو   نیکاراگوا کوردبا
نپال روپیه   مصر لیره   لیتوانی لیتا   ونزوئلا بولیوار
نیوزلند دلار   نیجر فرانک CFA   نروژ کرون   هاییتی گرد
هند روپیه   گامبیا دالاسی   مجارستان فورینت   هندوراس لمپیرا
هنگ کنگ دلار   نیجریه نایرا   هلند یورو-گیلر      
یمن ریال         یونان دارخما      

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٩/٤/۱٩ - آنسوی مه


Genting Highland in Malaysia

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٩/٤/٥ - آنسوی مه


همایش به خوبی انجام شد

 

هدف از شکل گیری همایش هنرمندان ایرانی و شب شعر

بنام آنکس که جان را فکرت آموخت با سلام خدمت تمامی حضار و سروران گرامی هنردوستان و هنرمندان و عزیزان اهل شعر و ادب که زحمت کشیده و در این همایش حضور پیدا کردند.

 

من دوسال پیش قدم به خاک مالزی گذاشتم در ایران که بودم سالها در انجمن های شعر و ادب و شب شعر شرکت می کردم علاقه وافری هم به فعالیت های فرهنگی و اجتماعی دارم متاسفانه رشته تحصیلات دانشگاهی ام  رشته کامپیوتر بوده اما همیشه علاقه بسیار زیادی به نویسندگی و سرودن شعر داشتم.

     با چند تا ازنشریات هم از جمله  نشریه ... ... همکاری داشتم من اعتقاد دارم باید ادبیات و گویش اصیل پارسی گذشته را با تشکیل شب شعر و انجمن های ادبی و با بزرگداشت  یاد شاعران پارس گوی همچون شاعر حماسی سرای ابوالقاسم فردوسی  گرامی و زنده بداریم تا سیر گویش پارسی به مرور زمان به بیراهه نیانجامد.

   بسی رنج بردم در این سال سی           عجم زنده کردم بدین پارسی

در این مدت دو سال در مالزی بسیار سعی کردم هر چه زودتر این حرکت را شروع کنم ولی بدلیل عدم شناخت به جامعه ایرانیان مقیم در مالزی از یک طرف و درگیری و مشغله ایجاد اشتغال برای خودم از طرف دیگر باعث شد با تاخیر صورت گیرد باز خوشحالم که توانستم این قدم را بردارم و راه را برای ادامه و برگزای هر چه بهتر از این برنامه ها برای ایرانیان عزیزم هموار کنم.

  با تشکر رضا مهتابی

15 می 2010

 دلیل نیاز مبرم به تشکیل شب شعر

 http://www.youtube.com/watch?v=Q2h4eUzwW8k

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٩/٢/۳٠ - آنسوی مه


اولین همایش هنرمندان ایرانی مقیم مالزی

 

قابل توجه ایرانیان محترم

هسته علمی هنرهای اسلامی جنوب شرق آسیا

 

اولین همایش هنرمندان ایرانی مقیم مالزی

International Creative  Art  Gallery

 

اسپانسر : شرکت 

QUALITY RHYTHM (M) SDN BHD 669248-V

 (EAST LAKE SERVICE CENTER (ELSC

برگزار میکند

 

دومین شب شعر در مالزی

موضوع : فردوسی بزرگ مرد خلاقیت ایران زمین

 

زمان:      15 می  ساعت 18  تا 20  شب

مکان :BADMINTON ROOM,EAST LAKE,JALAN SERDANG PERDANA,SERI 43300 

 

از عموم علاقمندان خصوصا هنرمندان دعوت می شود در این همایش بزرگ شرکت بعمل آورند

ورودی رایگان می باشد

  با تشکر : مهتابی –  4005 255 017     

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٩/٢/۱٥ - آنسوی مه


شماره تلفن های ضروری مالزی


کد 03

ادارات و نهادات

 

تلفن های اضطراری

42512840
رایزن علمی و سرپرستی دانشجویان در جنوب شرق آسیا

999

اورژانس

42512840
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

999

پلیس

 
دفتر نمایندگی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

994

آتش نشانی

83125198
مرکز اطلاع رسانی دانشگاههای مالزی

103

اطلاعات تلفن

42568781
مدرسه بین المللی سیفول
03 87762000
اطلاعات فرودگاه

42562857

مدرسه ایرانیان (مجتمع آموزشی امام خمینی )

کد 03

سفارتخانه ها

88801000

اداره مهاجرت

42514830

ایران

88874000

اداره اتباع خارجی

21428495

چین

20495666

راهنمایی و رانندگی

21488222

تایلند

74922123

شرکت  تلفن مکسیس

27183333

کانادا

36308888

شرکت  تلفن سلکام

21685000

آمریکا

کد 03

هتل ها

21465555

استرالیا

22961188

CITITEL MID VALLEY

21702200

انگلستان

21442200

CONCORDE

21616277

سنگاپور

21630468

FEDERAL

کد 03

پلیس

21617777

EQUATORIAL

21668322

پلیس جهانگردی

22642264

HILTON KL

87763450

پلیس فرودگاه

21798000

MICASA

42522222

پلیس راهنمایی

21611111

NIKKO

21460522

پلیس کوالالامپور

40425555

SERI PACIFIC KLIA

کد 03

دفاتر شرکت های هواپیمایی

87873333

PAN PACIFIC KLIA

21611351

ایران ایر - کوالالامپور

21708888

PRINCE

87873722

ایران ایر - فرودگاه

20322388

SHANGRI-LA

20585888

امارات

42513833

SUCASA

78463000

مالزی ایرلاین

40429888

LEGENDA

26150061

الاتحاد

40437777

DYNASTY

21418281

قطر

74928000

SUNWAY LAGOON

21412676

گلف ایر

کد 03

شرکت های تاکسیرانی

76512222

ایراشیا

80242727

COMFORT

کد 03
آموزشگاههای زبان انگلیسی

62592020

PUBLIC CAB

 56365530

ELS - Subang Jaya

92217600

RADIO TAXI

21665530
ELS - Kuala lumpur

21628000

SAUJANA TAXI

79588530
ELS - Petaling Jaya

90571111

SUNLIGHT RADIO TAXI

27237900
British Council

20953399

SUPER CAP

87362868
IMEC

26936211

SW RADIO TAXI

منبع: http://www.pnpars.com

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ - آنسوی مه


شرکت QUALITY RHYTHM نمایندگی رسمی دانشگاه NILAI مالزی شد

به حول و قوه خدا شرکت ما نمایندگی رسمی دانشگاه نیلای مالزی شد ایرانیان عزیز می توانند از طریق دفتر نمایندگی ما در ایران جهت تحصیل در این دانشگاه اقدام نموده و براحتی از طریق ما در مالزی تحصیل کنند.

این مجوز رسمی  Appointment Certificate for Education  Consultant از طرف دانشگاه نیلای مالزی برای شرکت دانشجوئی Quality Rhythm (M) SDN. BHD. 669248-v می باشد

این هم عکس هائی از دانشگاه و حین عقد قرارداد نمایندگی شرکت ما با روسای دانشگاه نیلای مالزی

 

محوطه دانشگاه نیلای

 

 

دانشجویان هنر در حین اجرای نقش تئاتر.

رستوران دانشگاه

کادر پرسنل قسمت رستوران

 

کتابخانه و اتاق مطالعه دانشگاه

 نمای کلی محیط دانشگاه نیلای مالزی

قسمت آماده ساخت برای دانشکده دورهای آموزش تعمییرات موتورهای هواپیمائی

 مسیر ورود به دانشگاه از سمت اتوبان

از نویسنده وبلاگ اینجا رو ببینید

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٢/٥ - آنسوی مه


برای اولین بار در مالزی

برای اولین بار در مالزی مشارکت سه شرکت فعال ایرانی چینی و مالزیائی با هم در جهت تسهیل و تسریع خدمات در خدمت ایرانیان عزیز:

 دفتر نمایندگی ما در تهران :بلوار حکیم غرب بعد از اشرفی اصفهانی ساختمان ثامن پ ١ ط ۴ تلفن ١۶۶ ۴۴٠٨٠ (٢١+)

١) شرکت تجاری             Nexus Dragon

 - تسهیل در امر واردات و صادرات

- ثبت شرکت

- اخذ مجوز های بانکی

- اخذ مجوز کار

- اجاره دفتر کار

- انتقال ارز از تمام نقاط دنیا

- گشایش اعتبارات ارزی (LC)

- کاریابی و مشاوره سرمایه گذاری

٢) شرکت دانشجوئی    Quality Rhythm

- ثبت نام دانشجو و اخذ اقامت

- انتقال دانشجو به نیوزلند و استرالیا

- اجاره خودرو به شرط تملیک

- اجاره مسکن

- ثبت نام در کلاسهای زبان و مدارس اینترنشنال

- آمادگی جهتTOEFL  و  IELTS 

  ٣) شرکت توریستی        M & M   international

   - اجرای تورهای تفریحی در مالزی

- تورهای تفریحی به کشورهای تایلند سنگاپور و اندونزی جزیره بالی

- تهیه بلیط های ارزان قیمت

- تهیه بلیط به کشورهای همجوار مالزی

- تخفیف ویژه برای تورهای گروهی

------------------------------------------------------ >> اینجا رو هم ببینید <<------

شماره های مبایل :۴٠٠۵  ٢۵۵  ۶٠١٧ +    و  ٣٩٩۴ ۶٩٩ ۶٠١٧ +    و   ٨٣٠٠  ٢١۵  ۶٠١٧ +

شماره های شرکت : ۴٠۴ ١٧ ۴٠۴ ۶٠٣ +   و ۴٠۴ ۵٨ ۴٠۴ ۶٠٣ +   فاکس : ۴٠۴ ۵٧ ۴٠۴ ۶٠٣ +

شماره دفتر نمایندگی ما در تهران : ١۶۶ ۴۴٠٨٠ (٢١+)  فاکس 89 777 440(21+)

 شماره FX مالزی : ٨٨٨ ٢۵ ٨۴٠ (٢١+)

 716,2nd Floor,Unit B,Jalan Sentul, 51000 Kuala lumpur

Nexus Deragon (M) SDN. BHD. 671382-x

M & M International  (M) SDN. BHD. 836069-x

 Quality Rhythm (M) SDN. BHD. 669248-v

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/۱٦ - آنسوی مه


اطلاع رسانی و معرفی سایت ها برای اقامت در مالزی

با سلام به شما بازدید کننده محترم از این وبلاگ:

 

دانشگاه های مالزی

یک سایت دیگر از دانشگاه های مالزی

یادداشت هائی درباره فرهنگ و مردم مالزی

ادامه تحصیل در مالزی

برنامه مالزی خانه دوم من

کلیه امور ثبت شرکت

برای اطلاعات بیشتر با شماره تهران در مالزی یعنی :  ٨٨٨ ٢۵ ٨۴٠  (٠٢١) می توانید مستقیما با دفتر مالزی صحبت کنید (یعنی هزینه تهران برای شما محاسبه می شود ولی عملا با مالزی تماس دارید) (تلفن های مالزی : 404 17 404 603+ و 404 57 404 603+ فاکس 404 57 404 603+)

آدرس و شماره تلفن های دفتر ما در تهران :بزرگراه حکیم غرب بعد از اشرفی اصفهانی آزمایشگاه قانون  پلاک ١ طبقه ۴شرقی  ٩٨٩١٢٣٧۵٣٢٠۴+ و ٩٨٢١۴۴٠٨٠١۶۶+

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/۱٠/٢٦ - آنسوی مه


پروسه بررسی جهت مهاجرت به خارج از کشور

١) آیا زندگی در خارج خوب است یا بد؟

اولین مورد پیشنهادی من اینکه قبل از پاسخ به این سوال باید در خود جستجو کنید که دلایل و انگیره کافی برای زندگی در خارج از کشور داشته باشید یعنی همین جوری نباید تصمیم گرفت چون تمام اونهائیکه همیجوری بلند شدند اومدند بعد از ۲ سه ماه برگشتند. (از همسایه های زیادی در اینجا )چون به نظر من اقدام به همچین امری بسیار متفاوت از اقدامات دیگر در زندگی است هر موقع خواستی تصمیم بگیری اول دلایل آمدنت را روی کاغذ بنویس و براشون نمره بده و سبک سنگین کن . من خودم نزدیک به ۲۵ مورد دلیل داشتم...

حداقل برای خودت و دیگران دلایل قانع کننده ای دارید که می تواند تازه یکی از رموز موفقیت شما در زندگی خارج از کشور باشد.

٢) آیا با هر انگیزه ای می شود عزیمت کرد؟

اگر دلایل شما درسوال قبلی در مقابل دلبستگی ها و تعلقات مادی و غیر مادی به اندازه ای نباشد که شما را قانع کند از تصمیم به عزیمت از کشور منصرف شوید و با همان وضعیت خوب یا بد بسازید ولی اگر سنگینی دلایل شما به بیشتر از سه چهاربرابر تعلقات شما در کشور خودت رسید آنوفت تازه به این مرحله  می رسید که قدمهای دیگر اقدام به رفتن را مورد بررسی و تحلیل قرار دهید.  

٣) آیا روحیه ریسک پذیری و از نو شروع کردن  (البته با کمی متفاوت از نو شروع کردن) را دارید؟

ماها عادت کرده ایم به یکنواختی و تکرار از نو شروع کردن را دوست نداریم یعنی تغییر را دوست نداریم اگر هم دوست داشته باشیم دلش رو نداریم ولی من اعتقاد دارم باید هرچند وقت به سراغ تعییر رفت و برای جنگ با عوامل و موانع تغییر زره پوش شد و جنگید و از نو شروع کرد اگر نو شدن را دوست دارید....

بنابراین هرموقع آماده تغییر را پیدا کردی می توانی به بررسی قدمهای دیگر بروید..

۴) مطالعه روی اینکه کدام کشور برای انتخاب خوب است؟

بعد از رد شدن از مراحل قبلی یعنی داشتن سه مرحله اول باید دید که کدام کشور با شرایط و خواسته های تو مطابقت دارد شرایطی چون مالی فرهنگی آب هوا دوری و نزدیک بودن به کشور خود و غیره ... را می توان مورد بررسی و  مطالعه قرارداد و روی یکی دو کشور مورد نظر تمرکز نمود و شرایط آنرا سنجیدو درنهایت یکی را انتخاب نمود.

۵) سفری چند روزه به کشور انتخاب شده.

باید یک سفر چند روزه توریستی در صورت امکان مالی بطور انفرادی یا با خانواده به آن کشور عزیمت نمود و نه برای تفریح و گشت و گذار صرفا جهت بررسی و آشنا شدن با شرایط زندگی در آنجا و بازار کار آن کشور. و یک تجربه چند روزه می تواند خیلی در انتخاب آن کشور مفید باشد.

۶) آیا همه چیز و همه زندگی را باید فروخت و رفت ؟

این بستگی به میزان قدرتمند عمل کردن شما در اقدامات اولیه شما می باشد و هیچ توصیه ای در این مورد نمی شود کرد مگر با در نظرگرفتن شرایط خودت.

٧) برای عزیمت چه مقدار پول باید به همراه داشته باشید؟

بعد از بررسی هزینه ها و مخارج تقریبی کشور مقصد برای یک خانواده ٣ الی ۴ نفره پول نقد حداقل به اندازه ۶ ماه الی ١ سال باید داشته باشید که با خیال راحت این عزیمت را انجام بدهید در صورتیکه این میزان مقدور نباشد به نسبت کم بودن فکر را دچار استرس کرده و میزان موفقیت کاهش پیدا خواهد کرد اگر این میزان به کمتر از ٣ ماه رسیدمن پیشنهاد میکنم از عزیمت صرفنظر کنید مگر شرایط کار و زندگی از قبل در کشور مقصد برایتان مهیا شده باشد.(مثلا برای مالزی حداقل باید ٢٠ میلیون تومان برای یک خانواده ٣ نفره نقد داشته  باشید)

 ٨) آیا کار خوب در خارج با در آمد خوب میشه پیدا کرد ؟

این مهمترین سوالی است که همه همیشه اول بدنبال پاسخ به این سوال هستند اما این سوال اساسا غلط است چون جواب به این سوال در کشور خودت هم که خیلی امتیازبیشتری نسبت به اشتغال وجود دارد نمی توان با اطمینان جواب داد و یا به جواب رسید چه برسد به کشور غریبی که شما در اولویت آخر قرار دارید و مشکلات خارجی بودن و هم زبان نبودن هم به آن اضافه می شود بنابراین چه باید کرد؟  وقتی به این تصمیم می رسیم بدانیم که چقدر قدرت داریم که در کوتاه ترین مدت بدون استرس وارد عمل شده و بعنوان کسی که به فرض بطور جبری در شرایط جدید قرار گرفته و وظیفه دارد و مجبور است شکم خود و خانواده اش را سیر کند واین از نظر من یک تز است و قطعا باعث کشف خلاقیت و توانائیهای فرد می شود. 

توضیح:زندگی هر شخصی حاصل اندیشه های اوست نه الزاما حاصل شرایط بیرونی. همه مراحل ذکر شده فقط یک الگو است نه تمام راه حل بلکه کامل کننده این مراحل میزان خواسته فرد است حتی نه شرایط فرد.

٩) چه مدت طول میکشد تا کاری پیدا کرد و چگونه؟

به همان مدت که بتوانی در شرایط بحرانی فکر کنی و برای خارج شدن از بحران به اندیشه های نو برسی.و چگونگی آن هم اول باید بدون استرس جامعه جدید را شناخت و بعد از بررسی های لازم نیاز های جدیدی را پیدا کرد که در مورد آن یا فکر نشده و یا کمتر برای آن فکر شده و یا اگر هم شده بنحو احسن عمل نمی شود.

١٠) بعد از خوب به پایان رسیدن همه این مراحل آیا غربت و دوری از وطن (دوری از دوستان و آشنایان )شیرینی تمامی این زحمت ها که منجر به موفقیت شده است را از بین خواهد برد؟

این مسئله خیلی از ما ایرانیان را در خارج از کشور بعد از سپری شدن مدت کوتاهی دچار مشکل میکند و خیلی از خانواده ها بعد از مدتی دچار افسردگی شده و زود قصد برگشتن میکنند.اما این نیز بستگی به مجموعه تعلقات و وابستگی های افراد دارد که بمیزان آن فرد را دچار مشکل میکند.به نظر من اونهائی که مهاجرت از طریق غیر قانونی یا با پناهندگی سیاسی رفته اند بدلیل روانی که نمی توانند هر موقع دلشان خواست به کشور برگردند بسیار برای آنها سخت است اما قانونی شاید این میزان بسیار اندک است.ولی در هر صورت دلتنگی پیش خواهد آمد .

اما راه حل چیست؟ به نظر من وقتی فرض را بر این بگیری که راهی جز این وجود ندارد انگار در اثر یک اتفاق بعد از این باید با این شرایط دوری از تعلقات زندگی کنید و وابستگی ها را کم رنگ کرده و راحت حواهید بود منکه با اون کنار آمدم.

.................................... هر خواستنی هزینه دارد .........................................

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/۱٠/۸ - آنسوی مه


خدمات مشاوره تحصیلی شرکت ما در مالزی

  به نام خدا

ضمن خیر مقدم ،شرکت  QUALITY RHTYHM به آدرس :No. 716, 2nd Floor,  Jalan Sentul, 51000 KUALA LUMPUR

ثبت شده درمالزیتلفکس : ۴٠۴ ١٧ ۴٠۴ ۶٠٣+ همراه: ۶٠١٧٢۵۵۴٠٠۵+ و ۶٠١٧۶٩٩٣٩٩۴+ آماده ارائه خدامات رایگان مشاوره ای جهت اخذ پذیرش از دانشگاههای مورد تائید وزارت علوم ایران و مالزی، دوره های جامع زبان انگلیسی، تورهای مسافرتی بلیطهای ارزان قیمت و VIP ، ثبت شرکت و سرمایه گذاری و اقامت دائم مالزی میباشد.

1-    خدمات ما در مشاوره اولیه رایگان شامل :

1.   بررسی شرایط تحصیلی شما و راهنمایی جهت انتخاب بهترین دانشگاه و مناسب سطح علمی شما

2.    راهنمایی شما در رابطه با آموزش زبان انگلیسی و اخذ مدرک IELTS  و TOEFL

3.    مشاوره جهت اخذ پذیرش و معافیت از خدمت نظام وظیفه برای دیپلمه ها

4.    معرفی فرصتهای استثنایی کشور مالزی در مقایسه با سایر کشورها

5.    ارائه مجموعه اطلاعات لازم علمی، فرهنگی و اقتصادی مالزی و هزینه های زندگی

 2-    خدمات ویژه ما در صورت قرارداد با مؤسسه شامل :

 1.    اخذ پذیرش برای دوره های جامع زبان از مؤسسات معتبر بین المللی

2.    اخذ ویزای دانشجویی مالزی در کوتاهترین زمان

3.    اقامت یک روزه رایگان در مجموعه های اسکان شرکت Quality Rhythm 

4.    تور یک روزه رایگان و گشت از مراکز علمی و تفریحی کوالالامپور

5.    خدمات انتقال پول به مالزی  به صورت آنی On-Line در دفتر تهران درحضور مشتری

6.    ارائه آخرین اطلاعات جدید و وضعیت پرونده شما از طریقe-mail  

7.     مشاوره رایگان جهت اجاره و یا خرید آپارتمان و خودروی مناسب و ارزان در مالزی

8.     امکان تماس رایگان از دفتر ما در تهران با مالزی در هر زمان

9.      خرید انواع بلیتهای ارزان قیمت مالزی

10.     سرویس Pick-Up از فرودگاه به همراه مترجم ایرانی به محل اقامت بهمراه پذیرایی اولیه

11.     تحویل رایگان خودروی اجاره ای با راننده و بدون راننده در فرودگاه مالزی در صورت تقاضا

12.     تحویل رایگان سیم کارت تلفن  مالزی به محض ورود در فرودگاه کوالالامپور

13.     تحویل رایگان کارت اعتبارMaster Card  پس از رسیدن به مالزی

14.     ثبت نام رایگان فرد متقاضی جهت شرکت در آزمونTOEFL  یا  IELTS

15.     برگزاری کلاسهای خصوصی فشرده زبان انگلیسی توسط استاد فارغ التحصیل کانادا

16.     راهنمایی و افتتاح حساب در بانکهای مالزی پس از ثبت نام و اقامت

17.    تحویل پول نقدبه دست فرد مورد نظردرمالزی بعد ازتحویل پول در دفتر مادرتهران در کمتراز 30 دقیقه

18.    مشاوره رایگان جهت اخذ اقامت دائم در قالب طرح ملی MM2H

19.    مشاوره جهت سرمایه گذاری تجار ایرانی در مالزی

---------------------------

آدرس و شماره تلفن های دفتر ما در تهران :بزرگراه حکیم غرب بعد از اشرفی اصفهانی آزمایشگاه قانون  پلاک ١ طبقه ۴شرقی  ٩٨٩١٢٣٧۵٣٢٠۴+ و ٩٨٢١۴۴٠٨٠١۶۶+

به این زودی یک پگیج اطلاعاتی از مالزی در اختیار شما قرار خواهم داد در ضمن سایت شرکت با آدرس  WWW.QUALITYRM.COM در دست اقدام است که بزودی آماده خواهدشد.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/۱٠/٤ - آنسوی مه


برگزار شدن تور قلعه الموت

با سلام به دوستان گلم که مارا در برگزاری تور بسیار زیبا قلعه الموت و دریاچه اوان در استان قزوین یاری کردند و برگ ذرین دیگری در دفتر خاطرات ایرانگردی مان به ثبت رساندند.

واقعا جای همه دوستانی که نبودند خالی بود در روز به یادماندنی و زیبا .

شرکت کنندگان: نفیسه پیرانی ، داریوش پیرانی، الهه حدادی،مریم مطلق ،کسری دارابی  ،خشایار زینعلی،سمیه خزائی پور،بابک لسانی ،فریبا حقیقی پور ،امیر حقیقی پور ، مریم حقیقی پور ،سارا عسگری،امیر کریمی ،مجیدمصطفی لو،آیسان عابدینی،سمین وحدت ،اکبر حسینی،رضا مهتابی .

روز جمعه همراه با ۱۸ نفر از تهران ۱۵/۵ صبح به راه افتادیم البته چون من کرج باید سوار میشدم ۶ صبح سوار مینی بوس شدم ساعت ۱۱ پای الموت بودیم .بعد از بازدید از قلعه الموت در دل درختان که از آبشار کنار قلعه الموت بهرمند میشد و جذابیت خاصی به آن منطقه بخشیده بود در کنار دوستان همدل نهار راصرف کردیم و ساعت ۳ بسمت دریاچه اوان راهی شدیم ساعت ۵/۳ کنار دریاچه بودیم و تا ساعت ۶ در کنار این دریاچه به تفریح پرداختیم . وبعد بسمت تهران روانه شدیم .درنهایت ساعت ۵/۱۰ شب تهران بودیم.

البته شایان ذکر است که خانم سارا عسگری هم زحمت  سرپرستی تیم وهم زحمت تدارکات رابر عهده داشتند که در اینجا جا دارد از این دوست صمیمی مان تشکر لازم را بعمل آوریم.  

تعدادی عکس از این برنامه :

تا اطلاع ثانوی خداحافظ فعلا رفتم یجای دور آنور آب ....برام دعا کنید ...

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/٢/٢۱ - آنسوی مه


تور شورمست بسیار خوب برگزار گردید

با تشکر از همه دوستان شرکت کننده که درخوب اجرا شدن این برنامه با ما همکاری نمودند

شرکت کنندگان: نفیسه پیرانی ، داریوش پیرانی، الهه حدادی، محبوبه فقیه زاده ،کسری دارابی  ،خشایار زینعلی،سمیه خزائی پور،بابک لسانی  ،ملیحه نظری،رضا افشار،سارا عسگری،امیر محمدی ،رضا مهتابی و ۲ نفر همراه بابک.

روز جمعه مینی بوس جلوی دانشگاه اقتصاد سر ساعت ۴۵/۵ صبح حاضر شد و دوستان ثبت نام کرده تا ساعت ۱۵/۶ در محل قرار حاضر شدند و ۲۰/۶ بسمت جاده دماوند و فیروز کوه حرکت کردیم ساعت ۳۰/۸ در مسیرمان در کنار جاده نیم ساعت توقف نموده و داخل باغی  صبحانه میل کردیم و نیم ساعت هم جائی برای تفریح توقف نمودیم در نهایت ساعت ۱۱ کنار دریاچه شورمست بودیم

تعدادی عکس :

به امید دیدار در برنامه های بعدی (برنامه بعدی الموت است )

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/٢/٧ - آنسوی مه


شورمست

ثبت نام برای یک تور یک روزه بسیار زیبا  (شورمست) 

نام دریاچه زیبایی است در مازندران که هر هفته پذیرای میهمانان زیادی از تهران است. شورمست دو سالی می‌شود که مقصد تورهای یک روزه است و خطر تخریب محیط زیست آن را تهدید می کند. این دریاچه تنها دریاچه طبیعی شهرستان سوادکوه است که وسعتی در حدود 15 هزار متر مربع دارد. نه رودی به دریاچه می‌ریزد و نه آبی از آن خارج می‌شود و تعجب‌بر انگیز است که هنوز سرپاست. چشمه‌های زیرزمینی حیات بخش شورمست‌اند. عمق دریاچه 5 متر است و درختان کهن‌سال و بلندقامت توسکا در اطراف آن منظره‌ای رویایی را به وجود آورده است

اجرای تور روز جمعه ۶/۲/۸۷    

ثبت نام خود را با ارسال نام و نام خانوادگی و شماره تلفن از طریق تماس با نویسنده  در این وبلاگ اعلام فرمائید.

مهلت ثبت نام :۴/۲/۸۷

چند تا عکس از منطقه:

قلعه لاجیم

به امید دیدار

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/۱/٢٩ - آنسوی مه


نیمه ایرانگردی

چو ایران نباشد تن من مباد

 روز اول عید از کرج به نیت ایرانگردی راه افتادم کیلومتر را صفر کردم :

کل مسافت طی شده (رفت + برگشت): ۳۹۵۰ کیلومتر
تعداد سایت های تاریخی بازدید شده : نزدیک به ۵۰ مورد
تعداد شهرهای بازدید : ۲۵

تعداد استانها: ۸  (همدان - کرمانشاه- لرستان - خوزستان - بوشهر - کهکیله و بویراحمد - چهارمحال بختیاری -اصفهان)
در طول : ۱۲ روز
لست شهرها همراه با سایت های بازدید شده :

همدان : (غار علیصدر - مقبره بوعلی سینا - بابا طاهر - کنبد علویان - موزه هکمتانه - کتیبه های گنجنامه کلیسای گریگوری استبهان)

کنگاور : (معبد آناهیتا)

کرمانشاه: ( منطقه تاریخی بیستون - طاق بستان - تکیه معاون الملک - سراب نیلوفر )

روانسر:     جوانرود:     پاوه:  (غارقوری قلعه)

خرم آباد: (قلعه فلک الافلاک - پل دختر - گرداب سنگی - مناره آجری - سنگ نبشته - پل شکسته)

اندیمشک: (سد دز)

شوش : (قلعه شوش - کاخ آپادانا - موزه آپادانا - آرامگاه دانیال نبی - کاخ اردشیر - هفت تپه - چغا زنبیل)

شوشتر: (پل بند شادروان - خانه خلیل مستوفی - قلعه سلاسل - مجموعه آسیاب ها و آبشارهای شوشتر - خانه مرعشی نجفی - سابات - بقعه سید محمد گیاهخوار)

مسجد سلیمان :(سر مسجد)

رامهرمز :   بهبهان:   بندر دیلم :    بندر گناوه:    برازجان: (دژ یا کاروانسرای مشیرالملک)

بوشهر: (اسکله - قبرستان انگلیسی ها - کلیسای ارامنه بوشهر و انگلیسی ها  - عمارت گلشن - دبستان گلستان تاسیس ۱۳۱۸ - موزه مردم شناسی - عمارت امیریه - رستوران سنتی قوام)

کازرون:    بیشاپور:(غار بیشاپور مجسمه شاپور اول - شهر قدیمی بیشاپور)

قائمیه :    ممسنی:     یاسوج:      بروجن:   شهر کرد :   اصفهان:       کرج:

چند نمونه عکس:

مقبره بابا طاهر

 

گنبد علویان

هکمتانه

کلیسای گریگوری در همدان

بیستون مجسمه هرکول

نقش برجسته داریوش

طاق بستان کرمانشاه

پاوه کرمانشاه

شهر قدیمی بیشاپور

مجسمه شاپور اول

چغازنبیل در شوش

قلعه مشیرالملک برازجان

ساحل بندر گناوه

قبرستان انگلیسی ها در بوشهر 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/۱/۱٧ - آنسوی مه


تور تهران گردی

ما چون دو چشم  همسایه ایم و خانه هم را ندیده ایم

 شرکت کنندگان: سارا امانی ، هانیه باقرزاده ،حمیرامصطفی لو، محبوبه فقیه زاده ،بهاره زاهد خادمی ،نظری ،ستاره ، ساناز شربت فر ،کبری عابدینی ،رضا افشار،مهدی قدرتی پور ،رستمی ،رضا مهتابی و استاد خانم ملک محمودی

تور نیمه روز همراه استاد عزیزمان خانم ملک محمودی ساعت ۹ صبح از جلوی دانشگاه راه افتادیم با عبور از میدان بهارستان استاد ازتاریحچه آن که قدیمی ترین میدان تهران می باشد توضیحاتی کامل ارائه دادند همچنین از اماکن :

سردر باغ ملی، موزه ملک ،کتابخانه ، دارالفنون ، بازار قدیمی تهران،میدان باغ شاه ،میدان حسن آباد و خیابان قدیمی سپه ..... دیدن کردیم  که با توضیحات لازم و کافی استاد همراه بود. جاهائی که با وجود اینکه در خود تهران زندگی می کنیم ولی از این اماکن تابحال دیدین نکرده بودیم بازدید کردیم.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱٢/٢۱ - آنسوی مه


کوروش کبیر که بود؟

 ظهور کوروش را در نیمه قرن ششم قبل از میلاد، باید از معجزات حوادث تاریخ، لااقل برای بقای نژاد آریایی، برشمرد. در این سال‌ها، دو حکومت بسیار مقتدر و قوی و در عین حال متجمل ثروتمند، در آسیای صغیر و دشت‌های غربی ایران وجود داشت که یکی دولت لیدی و دیگری دولت بابل بود. کوروش توانست با اتحاد طوایف پارس، ماد، مکران و پارت (خراسان) وحدت آریایی را پدید آورد.

 این وحدت به او این قدرت را بخشید که به فکر تسخیر سارد افتد و برای انجام این منظور قبل از آنکه اتحاد میان سارد و بابل پیش آید، به نواحی غربی تاخت و تا بابل خواست از خواب شهوت‌آلود خود برخیزد، سارد را در هم کوبید و کرزوس را از تخت جبروت خود پایین کشید. پس از آن نوبت بابل بود. بابل خطه بزرگی برای ایران محسوب می‌شد، علاوه بر این یک انگیزه دیگر نیز کوروش را به فتح بابل بر می‌انگیخت و آن صیت ظلم و جوری بود که نام بخت نصر در گوش‌ها افکنده بود. پادشاهی که قلاب زنجیر را به زبان یکی از مخالفان خود کوبید و او را چون سگ به پایه تخت خود بست! حاکمی که با خنجر طلا و مرصع خود، چشمان پادشاه فلسطین را از کاسه بیرون کشید، معابد سلیمان را آتش زد و دستور بریدن زبان و چشم مردم فلسطین را داد!

در این شرایط بعضی از بزرگان بابل که متوجه روی کارآمدن کوروش شدند و از طرفی دیدند که شرق و سلاطین شرقی هم به کوروش عنایت خاص دارند، با وی مکاتبه کردند تا بالاخره کوروش وارد بابل شد و با همکاری همین افراد بابل را فتح کرد. پس از این فتح است که کوروش اعلامیه معروف خود را که اولین اعلامیه حقوق بشر است، منتشر می‌کند و به موجب این اعلامیه چهل هزار نفر از قید اسارت بابلی‌ها آزاد شدند.

 متن بابلی این فرمان که بیست‌وپنج قرن پیش صادر شده، در سال 1879میلادی در حفاری‌های بابل کشف شد و اکنون در موزه بریتانیا (لندن) قرار دارد. این فرمان از نظر اهمیت موضوع و تفویض حقوق اجتماعی و آزادی به ملل تابعه در آن عصر چنان حائز اهمیت است که در محافل حقوق‌دانان جهان به عنوان اولین منشور آزادی تلقی شده است و فرمان مزبور که به سطح استوانه‌ای از گل رس در چهل و پنج سطر حک شده، معروف به «اعلامیه کوروش» و آن استوانه نیز به «استوانه کوروش» مشهور شده است.

 تاج‌گذاری کوروش کوروش در بابل تاج‌گذاری کرده و تفصیل آن را گزنفون نوشته است. این تاریخ بر طبق سالنامه‌های بابلی «در روز سوم ماه مرهسوان» ضبط کرده‌اند که از آن تاریخ درست 2505 سال می‌گذرد. گزنفون، طی داستانی که به نام «سیرو پدیا» نوشته و تحت عنوان «کوروش‌نامه» ترجمه شده است، خاطره‌ای از این تاج‌گذاری را آورده در آن آمده است، که چگونه سربازان، درباریان و مردم شهر برای این مراسم حاضر شده و سپس، تاجی از جواهر را بر سر می‌گذارد و پس از آن باقبایی ارغوانی که حاشیه‌ای سفید دارد، چنان باشکوه می‌شود که تماشاچیان بی‌درنگ در برابرش تعظیم می‌کنند. مرگ کوروش مرگ کوروش، سردار بزرگ ایران نیز مانند تولدش مرموز و شگفت‌انگیز و در پرده‌ای از اسرار پوشیده است.

 مورخان یونانی داستان کودکی و پرورش کوروش را به صورت افسانه‌ای نوشته‌اند که از همه مفصل‌تر روایت هرودت است که می‌گوید: آستیاگ، پادشگاه ماد شبی خواب دید که از شکم دخترش ماندانا، درخت تاکی برآمد و آسیا را فراگرفت، معبرین گفتند: از دخترت فرزندی به دنیا خواهد آمد که سلطنت را از تو خواهد ستاند و او تصمیم گرفت طفل نوزاد دخترش را بکشد. وزیر، طفل را به دست چوپانی به نام مهرداد سپرد تا به قتل برساند. مهرداد، زنی داشت به نام «سپاکو» که در همان روزها طفلی مرده به دنیا آورده بود. او جریان سپردن طفل و امر به قتل او را به زن خود گفت و اظهار داشت که از پدر و مادر طفل چیزی نمی‌داند، ولی از اشیای زرین و لباس‌های فاخر بچه به نظر می‌آید از خاندان شاه باشد. «سپاکو» با مشاهده طفل، دل به او می‌بندد و مانع کشتنش می‌شود و او را بزرگ می‌کند.

 بعدها که آستیاگ از ماجرا مطلع شد، هم وزیرش را سخت تنبیه کرد و هم کوروش را به نزد پدر و مادرش در فارس فرستاد، ولی کوروش در آنجا حکومت یافت و بالاخره بر آستیاگ پیروز شد. مرگ کوروش نیز داستان پیچیده‌ای دارد و بعضا هنوز در پرده‌ای از ابهام است. طبق روایت یونانیان کوروش که در مغرب، کارها را رو به راه کرده بود، برای یکسره کردن کار مشرق و جلوگیری از هجوم قبایل ماساگت و سکاها به مشرق تاخت. در این وقت بر این طوایف مهاجم، زنی حکومت می‌کرد که «تومی ریس» نام داشت. کوروش تا رود سیحون (آراکس) راند و از آن رود نیز گذشت و به پیغام ملکه که گفته بود «شاه ماد، رها کن کارهایی که می‌کنی، چه می‌دانی نتیجه آن چه خواهد شد» اعتنایی نکرد.

 اما در این جنگ سپاهیان ایران شکست یافتند و ظاهرا در همین وقت خبر توطئه‌ای در غیاب کوروش از پایتخت (پارس) نیز به گوش او رسید و وضع را مشوش‌تر کرد و پسر ملکه ما ساگت‌ها نیز که در اسارت کوروش بود، خودکشی کرد و بالاخره خشم و توحش طوایف مهاجم شدیدتر شد و در جنگ بعد، هنگام گیر و دار جنگ، به قول کتزیاس، کوروش از اسب به زیر افتاد و یکی از جنگی‌‌های هندی زوبینی به طرف او انداخت که به ران او برخورد کرد. پس از این ماجرا، کوروش را به اردوگاه بردند، او وصایایش را کرد و پس از 3 روز درگذشت. روایت شده است که «تومی ریس» امر کرد مشکی از خون انسان پر کردند و سپس جسد کوروش را یافته، سر او را در مشک خون فرو کرد و خطاب به آن گفت: ای پادشاه، با این که من زنده‌ام و سلاح به دست بر تو پیروز شده‌ام اما تو که با خدعه و نیرنگ بر فرزند من دست یافتی، در حقیقت مرا نابود کردی، اکنون ترا از خون خواری سیر می‌کنم.»

 پاسارگاد، آرامگاه کوروش بر اثر حمله کمبوجیه به مصر و قتل او در راه مصر، اوضاع پایتخت پریشان شد تا اینکه داریوش روی کار آمد و سال‌ها با شورش‌های داخلی جنگید و همه شهرهای مهم یعنی بابل، همدان، پارس، ولایات شمالی و غربی و مصر را آرام کرد و پس از بیست سال جنازه کوروش را از پارت به پرسپولیس (تخت جمشید) منتقل کرد. این انتقال طی مراسم باشکوهی و طی چند روز برگزار شد و روی مقبره کوروش به زبان یونانی چنین نوشتند: اینجا است آرامگاه من، کوروش، ...

.نوشته : محسن اسدی منبع : روزنامه دنیای اقتصاد (http://www.donya-e-

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱٢/۱۳ - آنسوی مه


نمايشگاه بين المللي در كيش

به اطلاع علاقمندان به دوره هاي توريسم وهتلداري مي رسانم دوره هاي كوتاه مدت بنام كارگاههاي آموزشي از طرف بزرگترين شركت گردشگري توران گشت شرق (آتالند) در نمايشگاه بين المللي كيش از تاریخ ۲۳ بهمن لغایت ۲۶ بهمن ماه برگزار مي گردد

جهت ثبت نام و تهيه بليط به اين سايت مراجعه نمائيد.

http://www.ataland.com

ليست دوره هاي

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱۱/۱٧ - آنسوی مه


تور ری گردی (تهران)

تاریخ تور :  جمعه  ۵/۱۱/ ۸۶                            ساعت حرکت :  ۸:۳۰ صبح

مکان حرکت : ايستگاه مترو ۷ تير                       لیدر :  استاد مومنی

تعداد نفرات : ۱۰ نفر                                         مجوز از : ------

سرپرست :رضا مهتابی                                     

افراد تيم :  الهه حدادي ،نفيسه پيراني ،علی ملکوتی ،سميه خزائي پور ، سارا اماني ،محبوبه فقيه زاده ، سارا عسکری ،ثمين اسدي  و رضامهتابي

ساعت ۸:۳۰ در ايستگاه متر ۷ تير حاضر شده و با مترو حرم بسمت ري حركت كرديم در ايستگاه ري پياده شده و با گرفتن يك ميني بوس بسمت جاذبه هاي تاريخي ري كه اولين آنها تپه ميل بود حركت كرديم در مورد تپه ميل استاد مومني توضيحاتي را بيان فرمودند:

ري‌ يكي‌ از شهرهاي‌ قديمي‌ ايران‌ است‌ و در حدود 300 سال‌ ق‌.م‌ يكي‌ از جانشينان‌ اسكندر (سلوكوس‌)،نام‌ «اوريوس‌» را بر ري‌ نهاد، اما اين‌ نام‌ در زمان‌ اشكانيان‌ به‌ «ارساكيا» و «ارشكيه‌» و در زمان‌ ساسانيان‌ به‌ «ري‌»تغيير يافت‌. اين‌ شهر، در دوره‌ اسلامي‌، مركز فرمانداران‌ بني‌اميه‌ بود و در دوره‌ مغولان‌ و تيموريان‌، چندين‌ بار موردتاخت‌ و تاز قرار گرفت‌. وجود آثار تاريخي‌ متعدد در اين‌ شهر نشانه‌قدمت‌ تاريخي‌ آن‌ مي‌باشد.تپه میل یکی از آثار معروف ساسانی است که بقایای آتشکده ساسانی می باشداین تپه مصنوعی و دست ساز است در این تپه آتش روشن میکردند و نیز محل دیدی بود که به همه منطقه اشراف داشته باشند.

امكان تاريخي ري عبارتند از:

ري باستاني

ويرانه‌هاي‌ باستاني‌ ري‌ كه‌ در حوالي‌ شهر كنوني‌ ري‌ باقي‌ مانده‌، آثاري‌ از دوران‌ قبل‌ و بعد از اسلام‌ دارد،از جمله‌ اين‌ آثار ميتوان‌ به‌ قلعه‌ طبرك‌، چشمه‌ علي‌، مركز شهر سلجوقي‌، برج‌ نقاره‌ خانه‌، چال‌ ترخان‌، قلعه‌ وباروي‌ ري‌، بناها، آثار و اشياي‌ سفالي‌ و لعابي‌، سكه‌هاي‌ زرين‌ و سيمين‌ متعلق‌ به‌ دوره‌ اشكانيان‌، ساسانيان‌،سلجوقيان‌ و سده‌هاي‌ شش‌ و هفت‌ هجري‌ قمري‌، خرابه‌هاي‌ كاخ‌ اشكاني‌ روي‌ تپه‌ چشمه‌ علي‌ و نقش‌ برجسته‌ساساني‌ كوه‌ سرسره‌ اشاره‌ كرد

كشف‌ ويرانه‌هاي‌ مسجدي‌ از قرن‌ دوم‌ هجري‌ قمري‌، يك‌ دخمه‌ آجري‌ و قطعات‌ گچ‌ بري‌ زمان‌ سلجوقي‌ درشهر ري‌، نمايان‌گر بزرگي‌ و آباداني‌ اين‌ منطقه‌ در اوايل‌ اسلام‌ تا قرون‌ پنج‌ و شش‌ هجري‌ قمري‌ است‌

بی بی شهر بانو

اين‌ گنبد مينائي‌ كه‌ به‌ روايتي‌، محل‌ آرامگاه‌ مادر حضرت‌ سجاد (ع‌) و دختر يزدگردسوم‌ ساساني‌ است‌ در دامنه‌ جنوبي‌ كوه‌ ري‌ معروف‌ به‌ كوه‌ بي‌بي‌ شهربانو واقع‌ شده‌ است‌. محوطه‌ اين‌ گنبد 33متر طول‌ و 22 متر عرض‌ دارد كه‌ با ديوار سنگي‌ محصور شده‌ است‌. گنبد بقعه‌ از آثار دوره‌ ديلميان‌ است‌

برج‌ طغرل‌

در ميان‌ محوطه‌اي‌ در شهرري‌ قرار دارد و احتمالاً آرامگاه‌ طغرل‌ اوّل‌ پادشاه‌ سلجوقي‌است‌. كه‌ اين‌ برج‌ 20 متر بلندي‌ دارد و از نوع‌ برج‌هاي‌ ترك‌ ترك‌ است‌ و در سال‌ 1300 ه . ق‌ تعمير شده‌ و اكثرعناصر و نقش‌ و نگار و كتيبه‌ آن‌ از بين‌ رفته‌ است‌. لوح‌ سنگ‌ مرمر به‌ نشانه‌ مرمت‌ بنا به‌ ديواره‌ آن‌ نصب‌ شده‌است‌

در ضمن از منطقه کتبیه قاجاری و باروی ری دیدن کردیم و در ساعت ۱ ظهر در ایستگاه مترو ری برای برگشت حاضر شدیم.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱۱/۱٥ - آنسوی مه


تور دامغان

تاریخ تور :  جمعه  ۳۰/۹/ ۸۶                            ساعت حرکت :  ۵:۳۰ صبح

مکان حرکت : جلوی دانشگاه اقتصاد               لیدر :  استاد مومنی

تعداد نفرات : ۱۳ نفر                                         مجوز از : شرکت گردشگری آتالند

سرپرست :رضا مهتابی                                     

افراد تيم :  الهه حدادي ،نفيسه پيراني (همراه داریوش پیرانی)،علی ملکوتی ،زهرا رحیم زاده ، مجید مصطفی لو ،امیرکریمی ، سارا عسکری ،رضا افشار ،ملیحه نظری ،نازنین سمرکند و رضامهتابي

ساعت ۵:۳۰ در محل حاضر شدیم و ساعت ۶ راه افتادیم ساعت ۹ سمنان بودیم و در آنجا از جاذبه های سمنان دیدن کردیم و ساعت ۱۰ونیم به دامغان رسیدیم

تاريخچه شهر دامغان

دامغان در حدود چهارصد سال پيش از ميلاد مسيح چنان عظمتی داشت که اشک سوم و تيرداد اشکانی در سال 249 پيش از ميلاد آن را پايتخت خود اعلام نمودند. اين شهر تا قرن دوم ميلادی اهميت خود را حفظ کرد و مرکز ايالت بزرگ قومس بود. برخی ها, طرح اين شهر را به هوشنگ نسبت داده اند. اين نظريه به واقعيت نزديکتر است که مردم اين منطقه دراطراف رودخانه چشمه علی که در دره کوههای شمالی جاری است اسکان يافتند و مدنيتی را بوجود آوردند. چنانکه نوشته اند, نزديک به چهارصد سال پيش از ميلاد جمعی از مغان در مسير رود سکنی گزيدند و به همين علت, نخست اين منطقه ده مغان ناميده می شده و به مرور زمان و در آخر الامر به دامغان تبديل گرديد. دامغان مدتی پايتخت زمستانی اشکانيان بود و تا کشته شدن يزدگرد, آخرين پادشاه ساسانی موقعيت خود را  حفظ کرد. در دوره های حکومت امويان ,عباسيان , طاهريان , سامانيان , سربداران و ديلميان دامغان از موقعيتی ممتاز برخودار بود .

مراکز دیدنی و تاریخی و زیارتی دامغان عبارتند از:

۱) عمارت آغامحمد خان و فتحعلی شاه قاجار

۲) عمارت دختر ناصرالدین شاه

۳) برج پیر علمدار

۴) گنبد زنگوله

۵) مقبره شاهرخ میرزا

۶) گنبد چهل دختر

۷) برج طغرل (اين برج آجری که مشهور به برج معصوم زاده است دارای تاق نماهای بلند و مقرنس کاری های زيبای آجری است. دو کتيبه در بالای برج به خط های کوفی و بنايي وجود دارد . تاريخ بنا با زمان سلطان سنجر سلجوقی مطابقت دارد و مردم محل آن را امام زاده قاسم می گويند )

۸) رودخانه چشمه علی

۹) رودخانه سفید رود

۱۰) چشمه علی و عمارت آن :(چشمه علی در 35 کيلومتری شمال دامغان قرار دارد و از قديم الايام يکی از نقاط پر جاذبه بوده است . اين محل با صفا در قديم گردشگاه فرمانروايان و سلاطين بود, بطوريکه پادشاهان اوليه ايل قاجار علاوه بر توجه به شهر دامغان, چشمه علی را نيز مورد توجه قرار دادند)

۱۱) مسجد تاریخ خانه  دامغان (گزافه نيست اگر بگوييم که اين بنا کهن ترين بنای دوره اسلامی است که شالوده ساسانی خود را حفظ نموده است )

۱۲) مسجد جامع دامغان

۱۳) مدرسه موسویه

تقریبا از همه موارد ذکر شده با توضیحات خوب استاد مومنی ما دیدن نمودیم و ساعت ۵ بسمت تهران روانه شدیم بدلیل مصادف بودن این روز با شب یلدا مراسمی نیز هنگام برگشتن به تهران در داخل مینی بوس توسط افراد تیم ترتیب داده شده بود که انجام شد و بسیار برنامه جذاب و دیدنی بود

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱٠/۱ - آنسوی مه


تور زيباي ابيانه كاشان

تاریخ تور :  جمعه 23 /۹/ ۸۶                            ساعت حرکت :  ۵:۳۰ صبح

مکان حرکت : میدان انقلاب تهران                      لیدر :  آقای حامد محرر

تعداد نفرات : ۱۳ نفر                                         مجوز از : شرکت گردشگری آتالند

سرپرست :رضا مهتابی                                     

افراد تيم :  الهه حدادي ،نفيسه پيراني (همراه داریوش پیرانی)، فریبا حقیقی پور،  سميه خزائي پور (همراه بابک لساني ) ، محبوبه فقيه زاده ، کبري عابديني ،هانیه باقر پور (همراه حامد باقرپور) ، سارا عسکری و رضامهتابي

ساعت ۵:۳۰ در میدان حاضر شدیم ولی بدلیل بوجود آمدن مشکل برای مینی بوس مجبور شدیم ساعت ۷ راه بیافتیم ساعت ۹ در مجتمع خدماتی رفاهی مارال ستاره در ۳۰ کیلومتری نرسیده به کاشان مسقر شدیم و صبحانه  صرف کردیم در ساعت ۱۰:۲۰ به کاشان رسیدیم .

اول به منطقه سیلک (SIِِِALK) رفتيم اين منطقه يك تپه هاي خاكي است كه بدست بشر ساخته شده است و قدمت آن به ۷ هزار سال پيش مي رسد كه در اين محل زندگي مي كردند در اين تپه گورستان هائي از انسان هاي ماقبل تاريخ وجود دارد در آن دوره مردگان را در منازل شخصي خود دفن ميكردند و درحال حاضر اسكلت هاي پيدا شده در اين محل بصورت محافظت شده ديده ميشود.

طرح بازسازی شده زیگورات (محلی که مردمان قدیم برای نزدیک شدن به خدا و طلب آمرزش و راز و نیازکردن  ارتفاع هائی را درست می کردند)برای اولین بار توسط پروفسور گیرشمن فرانسوی در سال ۱۹۳۳ میلادی حفاری شد تا به کاوش های تاریخی دست پیدا کند.

دراین منطقه ظروف سفالی همراه با مردگان کشف گردید که حدود ۲۰۰ قبر توسط هئیت فرانسوی به ثبت رسید.     مردمان سیلک آنزمان بدن مردگان  خود را با قشر نازکی از گل اخری (Gele okhra) مي پوشاندند و به همراه هدايا دفن ميكردند.

ساعت ۳۰/۱۱ رفتيم به خونه سيد جعفر طباطبائي كه بسيار زيبا و تاريخي و ديدني بود كه با زير بناي ۴۷۳۰متر و ۳هزار متر زيزبنا و ۱۷۳۰متر حياط كه شروع ساخت آن مربوط به ۱۲۵۵ ه .ق مي باشد كه ساخت آن تا ۱۲۶۵ بطول انجاميده است اين خونه از طرح معماري گودال باغچه مي باشد.

ساعت ۱۳ بسمت خود ابيانه حركت نموديم و بعد از صرف نهار در خود ابيانه اقدام به بازديد بافت سنتي و قديمي خانه هاي ابيانه نموديم شرح ابيانه همين بس كه فقط بايد ديد....

(ابيانه: يکي از روستاهاي شهرستان نطنز در استان اصفهان است. در 40 کيلومتري مغرب شهر نطنز واقع است.
ابيانه در دامنه کوه قرار گرفته و هواي آن سرد است. مردم اين روستا بيشتر به دامپروري و کشاورزي ميپردازند. محصولات عمده آن غلات، ميوه، بُنشَن، و لبنيات است. مردم ابيانه به تاتي، که يکي از گويشهاي مرکزي ايران است سخن ميگويند.
ابيانه روستايي بسيار کهن است که آثار گوناگوني از دوره ساسانيان تا قاجاريان، يعني نزديک به هزار و پانصد سال، را مانند موزه اي در خود حفظ کرده است. ويرانه قلعه‌هاي باستاني، بازمانده دو آتشکده از زمان ساسانيان، سه مسجد قديمي و خانه هايي بازمانده از دوره صفويان تا قاجاريان، نمونه هايي از آثار کهن در اين روستا هستند. در مسجد جامع ابيانه منبري را ميتوان ديد که در سال 466 ه‌ق و محرابي چوبي که در سال 477 ‌ه‌ق ساخته شده است.

 برگرفته از فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، جلد دوم، ص 41 و 42، نشر فرهنگنامه

جهت رفتن به اين روستاي زيبا مي توانيد هم از طريق آزاد راه كاشان - اصفهان و هم از راه قديمي- كاشان نطنز استفاده كنيد . در هر دو مسير در سمت غرب جاده تابلوهاي راهنما شما را به سمت اين روستا هدايت خواهد نمود . پس از طي حدود 25 كيلومتر در جاده پر پيچ و خم و زيبايي به روستا مي رسيد .بهترين موقع سفر به اين روستا از اوايل بهار تا اواخر پاييز است چرا كه زمستانهاي سردي دارد و چون در دامنه كوه بلند كركس قرار گرفته است حتي زمستانها برف نيز ميبارد . در فصول سرد حتما لباس گرم در اختيار داشته باشيد

قدم زدن در كوچه پس كوچه هاي روستا انسان را به عمق تاريخ مي برد . كوچه باغهاي تنگ و تاريك و سنگفرش شده و بوي كاه گل بسيار دل انگيز است . ديدن مساجد قديمي و دربهاي قديمي و ارزشمند و همچنين قناتها و ديوارهاي سرخ رنگ روستا همراه با طبيعت زيبا و هواي پاك به دور از زندگي شهري و دود و بوق و سر و صداي آن انسان را به حسرت وا مي دارد حتما سري به آنجا بزنيد
)

ساعت ۶ قبل از غروب به سمت تهران روانه شديم و در نهايت ساعت ۳۰/۹ در تهران بوديم.

شعر امروز:

گروه لیدری بودیم و  رفتیم سوی ابیانه     نظر بر آشیان رفته گان کردیم چو مستانه

همه ماندیم حیرت ز زیبائی این روستا     که حس ما کسی داند که یکبار رفته ابیانه  

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/٩/٢٤ - آنسوی مه


تور جاذبه هاي شهر قزوين

 تاریخ تور : ۹ /۹/ ۸۶                                        ساعت حرکت : ۶ صبح

مکان حرکت : جلوی دانشگاه اقتصاد تهران       لیدر :  خانم خليلي راهنماي قزوين

تعداد نفرات : ۱۶ نفر                                         مجوز از : شرکت گردشگری آتالند

سرپرست :رضا مهتابی

افراد تيم :  الهه حدادي ،نفيسه پيراني ، اعظم دشت بين (همراه :اکبر دشت بين)، علي ملکوتي(همراه داريوش ملکوتي)، فریبا حقیقی پور،  مهدي قدرتي ، سميه خزائي پور (همراه بابک لساني ) ، رضا افشار ، محبوبه فقيه زاده ،پرستو مرادي ، کبري عابديني ، نرگس رضوي و رضامهتابي

در اين برنامه به اين نتيجه رسيدم که تمامي شهرهاي ايران داراي آثار تاريخي و باستاني است که متاسفانه و هزار متاسفانه براي خيلي از مردم ايران شناخته شده نيست .

قبل از اينکه اين برنامه را انجام دهيم اکثر بچه ها حتي خود من فکر نمي کرديم شهر قزوين از  جاذبه هاي تاريخي  چنداني برخوردار باشد در صورتيکه بعد از مطالعه و ديدن بخش کوچکي از اين مراکز تاريخي پي برديم که اين استان  با ثبت بيش از هزار اثر تاريخي که ۱۲ درصد بناهاي تاريخي کشور را شامل ميشود در رتبه نخست قرار دارد

در ساعت مقرر از جلوی دانشگاه به را افتادیم وساعت ۹ صبح به قزوين رسیدیم و قراري که با خانم خليلي کارشناس و راهنماي آثار و ميراث فرهنگي قزوين داشتيم به خدمتشان رسيدم و با راهنمائي هاي خوب ايشان اول از حمام قجر که حدودا مربوط به ۴۰۰ سال پيش يعني زمان شاه عباس صفوي مي باشد ديدن کرديم . يکي از شگفتي هاي اين حمام اين بود که دو نفر مي توانستند با فاصله ۷ و ۸ متري پشت به هم و رو به ستون هاي مقابل هم  با همديگر پچ پچ کنان حرف همديگر رو بشنوند و کسي در اين فاصله چيزي نشنود.

بعد رفتيم به کاروانسراي سعدالسلطنه که بزرگترين سراي سر پوشيده تجاري در ايران مي باشد که ۲۶ هزار متر مساحت دارد که از زمان ناصرالدين شاه بعنوان بار انداز و پخش کننده کالاهاي تجاري در ايران بوده است.

بعد رفتيم به مسجد النبي معروف به مسجد سلطانيه که از دوره فتحعلي شاه قاجار مي باشد و تنها مسجدي که مناره ندارد.

و بعد از عمارت چهلستون ديدن کرديم ساختماني هشت گوش و در ۲ طبقه به مساحت تقريبي ۵۰۰متر بنا شده داراي طرحي صليبي و سقف و طبقه همکف پوشيده از مقرنس با طرحهاي بديع و سقف طبقه فوقاني خنچه پوش مي باشد.

بعد از آن از مسجد جامع و از بزرگترين آب انبار بنام سردار بزرگ ديدن کرديم بعد به کليساي برج ناقوس يا کليساي کانتور ديدن نموديم که اين کليسا کوچکترين کليسا در ايران مي باشد که حدود ۴۰ متر مربع مساحت داشت چون مربوط به ارتدکس ها بوده و ارتدکس ها هم مراسم خود را سر پائي اجرا مي کردند. ساعت ۱ ظهر بود که از مقبره حمداله مستوفي قزويني ديدن کرديم که تاريخ نگار سال ۶۸۰ هجري قمري بوده و نقدي هم براي شاهنامه فردوسي داشتند و در دوره ايلخاني مي زيسته است.

از ساعت ۲ الي ۳ براي صرف نهار اختصاص داديم .

در ساعت سه از منزل شخصي بنام آقاي اميني که خود جزو آثار تاريخي مي باشد و بسيار زيبا و ديدني بود ديدن نموديم و در ساعت ۴ و نيم از پيست ديدني موتور سواران که از کوه بالا مي رفتند ديدن کرديم.

البته اين جزئي از آثار تاريخي اين شهر بود که به نظر بنده حداقل ۲ روز نياز بود که از جاهاي بيشتري ديدن مي کرديم.

ساعت ۶ بسمت تهران روانه شديم .و در نهايت ساعت ۸ تهران بوديم .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/٩/۱٠ - آنسوی مه


تور کویر مرنجاب کاشان

 تاریخ تور : ۸۶ /۸/ ۲۶                                        ساعت حرکت : ۶ صبح

مکان حرکت : جلوی دانشگاه اقتصاد تهران       لیدر و استاد : مومنی

تعداد نفرات : ۱۸ نفر                                         مجوز از : شرکت گردشگری آتالند

سرپرست :مهتابی

گروه اصلی تیم : زهرا رحیم زاده ، جهانشید لشگری ، راحله امینی ، الهه حدادی ،نفیسه پیرانی ، اعظم دشت بین ،سارا عسگری، علی ملکوتی،حمیرا مصطفی لو ، فریبا حقیقی پور، هانیه باقرزاده ، مهدی قدرتی ، مهتابی و استاد مومنی

افراد همراه گروه:اکبر دشت بین ، تبریزیان، خسرو رجب دوست و امیر کریمی 

تورمتشکل از ۱۸ نفر در ساعت مقرر از جلوی دانشگاه به را افتادیم وساعت ۳۰/۸ به قم رسیدیم

( قم در دوران امیر تیمور ویران شد و زمان فتحعلی شاه بازسازی گردید ما هزار سال پیش ۱۴ فرقه شیعه داشتیم و تعداد زیادی از شاهان قجر و دوره صفویه در قم دفن شدند کوههای جوان در اطراف این شهر قرار دارد که از گچ و آهک تشکیل شده اند و دو کوه معروف شهر قم بنام دوبرادر هستند .)

ساعت ۱۰ صبح به کاشان رسیدیم (قدمت کاشان به ۸ هزار سال پیش میرسد) بعد از عبور از شهر کاشان در امتداد رشته تپه مانند بنام بندریگ ادامه مسیر دادیم و بعد از پشت سرگذاشتن کارخانه فولاد بسمت شمال حرکت نمودیم و به دوراهی رسیدیم که جاده سمت راست آن جاده خاکی می یاشد بعد از  وارد شدن به این جاده خاکی و پیمودن مسافتی به طول ۱۵ کیلومتر وارد منطقه شمالی بنام آران شدیم که درختچه هائی که بنام درخت گز معروف است در کنار جاده بسیار دیده می شود و علف هائی بنام خاک شتر فراوان وجود دارد.

  ساعت ۳۰/۱۱ درامتداد  دریاچه نمک حرکت می کردیم ( بدلیل بارندگی کم سال تقریبا خشک دیده میشد ) بعد از ۴۰دقیقه طی مسافت  باز به دو راهی برخوردیم که سمت چپ آن یک تابلوئی بود روی آن نوشته شده بود دریاچه نمک  در راستای فلش این تابلو مسیر را ادامه دادیم و ساعت یک ظهر در دل کویر که پوشیده از قالب های منظم نمک بنام  پلیگون بود  مستقر شدیم بعد از صرف نهار روی پلیگون ها و شنیدن توضیحات استاد مومنی بسمت کاروانسرا برگشتیم .

بعد از بازدید از کاروانسرا ساعت ۱۴:۴۵ بسمت تپه های ماسه ای حرکت نمودیم و یک ساعت نیز در این تپه های ماسه ای تفریح و تحقیق کردیم در  ساعت ۱۷ کاشان بودیم و درنهایت ساعت ۲۱ به مبدا برگشتیم.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۸/٢٩ - آنسوی مه


تور غار رود افشان

دیروز جمعه (۱۸/۸/۸۶) با حضور ۱۶ نفر از دوستان تور لیدر به غار رود افشان رفتیم

محل حرکت : جلوی دانشگاه اقتصاد     ساعت حرکت :۶ صبح

لیدر تیم :  حامد محرر                          سرپرست تیم : مهتابی

افراد تیم : نرگس رضوی - هانیه باقرزاده - سارا امانی - فریبا حقیقی پور - اعظم دشت بین - محبوبه فقیه زاده - نفیسه پیرانی - الهه حدادی - سمیه خزائی پور - سارا عسگری - رضا افشار - مهدی قدرتی پور - بهروز الفتی - و سه نفر همراه

گزارش برنامه: ساعت ۳۰/۶ صبح از جلوی دانشگاه بسمت غار رود افشان حرکت نمودیم  از مسیر های بومهن ، فیروزکوه ، گیلاوند و جاوان گذشتیم (ساعت ۳۰/۸) .دو مسیربنامهای سید آباد و مسیر دیگر روستای رود افشان جهت رسیدن به غار وجود دارد که ما در این برنامه مسیر سید آباد را انتخاب نمودیم بعد از پمپ بنزین و پل هوائی یک جاده فرعی سمت راست شروع می شود که این منطقه شکار ممنوع می باشد.

از جاده اصلی بعد از طی ۱۰کیلومتر باز به یک دوراهی می رسیم و سمت چپ را انتخاب می کنیم که سمت راست نیز به یک روستای دیگر منتهی می شود و بعد از طی ۵ کیلومتر دیگر به آخرین آبادی رود افشان رسیدیم  (ساعت ۱۰/۹) و ماشین را پارک کردیم و بعد از صرف صبحانه ساعت  ۱۰بسمت غار روانه شدیم و بعد از کوه پیمائی اندک که مسیر آن مشخص است ساعت ۴۰/۱۰ دهنه غار بود یم.

بدلیل بررسی و تحقیقات بیشتر در دورن غار و ارائه توضیحات لازم توسط لیدر گروه و کند حرکت کردن گروه در داخل غار ، غارنوردی تا ساعت ۳ بعد از ظهر بطول انجامید و بعد از صرف نهار در باغ نزدیک روستا ساعت ۴ بسمت تهران روانه شدیم و در ساعت ۶ عصر جلوی دانشگاه رسیدیم.

این غار از نظر بزرگی دهنه سومین غار در ایران می باشد که باشماره ۱۲۲۱۳ در سازمان آثار و میراث فرهنگی به ثبت رسیده است و دو غار دیگر بنامهای غار ایوب شهر بابک و غار اسپهپد خورشید است.   

 

 

به امیدار برگزاری برنامه های جذاب و زیبا با این تیم همدل

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۸/۱٩ - آنسوی مه


گروه ليدر هاي گردشگري دانشکده اقتصاد تهران

با نام حق و با استعانت از الطاف باریتعالی گروهی از دانشجویان تور لیدری دانشکده اقتصاد

(دانشجویان نیمه دوم سال ۸۶) اقدام به تشکیل تیمی منسجم و همدل در پیشبرد و راهبردی

صنعت گردشگری در ایران نمودیم و همگی پیمان بستیم در این راه گامی استوار و قانونمند

در اعتلای این صنعت بزرگ گردشگری به حول و قوه خداوند بزرگ برداشته باشیم تا در معرفی

کشور بزرگمان به ایرانیان و جهانیان سهیم باشیم.

امیدورایم با یاری نظرات تمامی هموطنانی که در این راه می توانند ما را یاری نمایند موفق باشیم.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۸/۱٦ - آنسوی مه